اس ام اس عاشقانه | اس ام اس جدید - جوک لند jokland.ir

اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

درباره اینگونه

نوشته شده در 6 / 11 / 1395 ساعت 0:42

عکس

اینم براتون تعریف بکنم و برم

تو محله ی ما خونواده ای فقیر بودن که دختری لال داشتن،میگفتن که بیشتر جوونای محل باهاش خوابیدن و ...

یه بار با نوجوونی سادم به دوستم گفتم اینا همش دروغه،حرفه، حرف در میارن برا بدبخت،چرا به باباش نمیگه؟

رفیقم خندید و گفت خوب لال دیگه نمیتونه بگه ... بعدها ما از اون محل رفتیم و شنیدم که دخترک خودکشی کرد،همون رفیقمم دیدم، گفت میدونی چرا به باباش نمی گفت؟گفتم چرا؟گفت چون باباشم بهش تجاوز میکرد.

(اینگونه بی تو ببین چنگ بر آسمان می زنم بی محابا)

درد

نوشته شده در 6 / 11 / 1395 ساعت 0:29

عکس

مامان ! تمام زندگی ام درد میکند دارد چه کار با خودش این مرد میکند!؟

دارد مرا شبیه همان بچه ی لجوج که تا همیشه گریه نمیکرد میکند

این باد از کدام جهنم رسیده است که برگ ، برگ ، برگ مرا زرد میکند

هی میرسد به نقطه ی پایان ، به خود کشی یک لحظه مکث ، بعد عقبگرد میکند

ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد که آتش نگاه مرا سرد میکند

بی فایده ست سعی کنم مثل تان شوم دنیای خوب ! باز مرا طرد میکند

هی فکر میکنم ... و به جایی نمیرسم هی فکر میکنم ... و سرم درد میکند

نینوش

نوشته شده در 1 / 11 / 1395 ساعت 22:07

عکس

منو به حال خودم بذار این مردُ

منو تمام پلشتی این دردُ

که قد تمام کرم های عالم دوستت دارم

که قد تمام دوش ها می بارم

عاصی

نوشته شده در 1 / 10 / 1395 ساعت 18:18

عکس

در آستانه ی فصلی سرد ، در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانیِ این دست های سیمانی زمان گذشت ، زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت ... امروز روز اول دی ماه است ، من راز فصل ها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم ، نجات دهنده در گور خفته است و خاک ، خاک پذیرنده اشارتی ست به آرامش (عاصی را اینگونه آغاز کردم) تاریخ را چشمان من میسازد من برده ی آزادی ام گمان کردم که دارم شعار می دهم ، میدانی که واژه ی آزادی هم مثل دموکراسی و صلح و عدالت آنقدر دستمالی و کثیف شده است که باید مراقب باشی تا آلوده نشوی ... بر عکسش کردم تا حداقل برای فهمیدن همین بند شاید کسی به خودش رنج و زحمت بدهد همانطور که من با هر شعر تازه ای که می نویسم چند روز از عمرم کم می شود باور کن که این آب شدن ها را می فهمم این که هنر رنج خالص است از فردوسی بپرس می داند ... بعد با انجیل یوحنا ادامه دادم ، البته با بخش ابتدایی طاغی آلبر کامو ... در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود ، همان در ابتدا نزد خدا بود طاغی کیست ؟ انسانی که نه می گوید اما نه گفتن او از سر انکار نفس نیست او چون به نفس خود می اندیشد آری می گوید برده ای که تمام عمر فرمان گذارده ، به ناگاه در می یابد که نمی توان از فرمان تازه ای اطاعت کند ... به چشمهای تو بیخود نشست و سخت گریست و پرید توی میدان مین و شکست تابلوی ایست گذشت درگذشت و در آمیخت با طناب خزید توی خودش با گونه های خیس از آب نگاه کرد و هیچ را در آغوش خود فشرد و پوزخند زد به زندگی عاشقانه مرد این روایت من از تمام عاصیان و طاغیان زمین است ، این روایت من است که هنوز زنده ام تا زمانم فرا رسد تا خون روی گلوی بریده مثل گلهای قالی لخته شود یا آنقدر گم شوم تا مادران وحشت زده در عذای جنازه ام در خلوت خانه های سیاه مویه کنند و خوب ها و خیران و پاکان ، آن داراها ، فرادستان ، حاکمان و حقوق بگیران و مستخدمانشان با پوزخندی مرگم را تقدیر هر عاصی و طاغی بدانند و شاد باشند که دیگر تمام شد و بوسه هایی که بوی زخم می دادند به زخم های چرک کرده که دریادند به یاد تو از در و دیوار طعنه خوردن به بوف کور کز کرد ه در تن من به موریانگی و جان کندن در این چوب به بی صدا گریه کردن این مرد مصلوب اما تو را چکار کنم ؟ تو را که معصومیتت بر قلبم چنگ می اندازد وقتی اشک هایت نگران حال من است و میترکی چرا یکباره لامصب دارم آتش میگیرم بانو ... وقتی از کودکان آینده حرف می زنی و از اینکه جایی باشیم آنقدر دور که صدای بمب خدایگان و بغض بردگان و بلوای بندگان و این همه نداشتن روی سرمان خراب نشود و کجا برویم آخر کجا ... ؟؟؟

آلیس

نوشته شده در 14 / 9 / 1395 ساعت 21:41

عکس

سرزمین عجایب اینجا باغیه از گلای آدمخوار

مردمش تخمه میشکنن وقت رقص محکوم روی چوبه ی دار

سگارو به گلوله میبندن گرگایی که نشسته میشاشن

مردهاش مثل کوه ایستادن روی زن ها اسید میپاشن

مردمی که با آروزهاشون غرق میشن تو قیمه ی نذری

مثل یه مزرعه که گندم رو خواب میبینه توی بی بذری

دیگه فرقی نداره واسه کسی مزه ی قرص نون با قرص برنج

هنوزم میشه خواب راحت داشت توی عمقِ یه گور راحت و دنج

زندگی اینجا سخته " آلیسم " تو صف خود فروش ها بودن

بین حلقه به گوش ها بودن گربه تو شهر موش ها بودن

برای تو که در بندی ...

نوشته شده در 12 / 9 / 1395 ساعت 0:03

عکس

برای تو که در بندی

همینکه نفس میکشی و میخندی . همینکه اشک شوم به یاد تو همبندی

برای روزهای شبت که شکل یلدا بود . به تلخی حبسی که از گونه هات پیدا بود

برای روزهای سگی مشتهای روبه دیوارت . برای زخم خشک دست سوخته از سیگارت

به لب گزیدنت از درد پشت شیشه وقتی که . نگاه زنت ، پسرت ، خم نمیشوم به شرطی که ...

رها شوی از شرم فحش های ناموسی . و بهت همسرت از ترس توی کابوسی

که شب به مغز تو رعشه جفت میگیرد . هنوز زنده ای و زندگیت ساده میمیرد

وباز پرسه تو حیاط و بحث های تکراری . به این نفس کشیدن سنگین و تلخ و اجباری

که جیره ی صبحت طناب دارَت بود . گناه تو این بود که چیز بارَت بود

به این ته بن بست و نعره های مغرورت . به اینکه دوباره شروع میکنیم های مشهورت

به اشک لای شیارهای صورت مادر . به چکه چکه آب شدن های جسم پدر

جهان برای تو یک سلول انفرادی بود . وسهم تو سیلی و فحش و چشم های کبود

که در میان دهان بازجوی همیشگیت شلاق است . تو زخم داری و چرک کرده این حادثه داغ است

تویی و دلواپسی و زجر توبه کردن ها . و حبس سینه درطاق مستراح و چیز خوردن ها

به خلط تو با خون زجه با کمربندی . که حفر میکند پشت سرخ تو را و میخندی

به سوگ تو نوشابه ها همه عزادارند . اگر چه به اجبار سر به ماتَحت تو دارند

فدای غربت تو ، بغض کن نخند لامصب . من از غرور تو در اعتصاب غذات میترسم

به روسری به سر از مرد زن شدن هایت . تو پشت میز محاکمه ای من چرا می لرزم؟

شعار بود شعار ما همه ندا و سهرابیم . حدیث باسن و نان بود ، ما همه خوابیم

حدیث تو جک شد در حد یک عجب ای وای . تو پیش به سوی مرگ و ما به عقب ای وای

تویی و زخم بزرگی که داغ میشود هر روز . و ما که جشن میشویم رقص در نوروز

تویی که داد میشوی از درد برای بیداری . منی که چُرت شده از نعشه های بی عاری

منی که به سیزده های در نشده ات رقصیدم . منی که از هالووین به زندگی تو در بند ترسیدم

از این همه حرف ها و چهره های پوشالی . به نفرت از قلب ها و مغزهای تو خالی

 

به غرق شدن این جمع در زندگیِ گوسفندی . تو گریه گرفته چشم های کبودت ، میخندی ؟

به برادرم ...

نوشته شده در 27 / 8 / 1395 ساعت 12:46

عکس

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که وارث درده

یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زندگی کرده

توسری خورده سر سری نشده خونده از یه جهان بی برده

یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم کی میگه رویا دنیا میسازه

هر درختی یه روز تبر میشه هر زن آبستن یه سربازه

تیغ توقیف رو رگ واژست مهر ممنوع روی پروازه

راه رفتن همیشه بن بسته راه برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم بس همدیگرو نفهمیدن

بس تو چارچوب جون کندن بس توی مدار چرخیدن

همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمیدیدن

اونا که با ترانه هام آخر روی پیست سقوط رقصیدن

حس سطل زباله رو دارم لب به لب از سرنگ و ته سیگار

حس یه یاکریم که فهمیده لونشو ساخته روی چوبه ی دار

من یه جک توی مجلس ترحیم من یه پروانه ام توی رگبار

من یه زندانی ام که عمرش رو مشت میکوبیده به تن دیوار

تلی از خوابهای مکروهم تلی از بغضهای تعزیری

خسته از بورس بشکن و باسن خوندن از سر شکم سیری

توی عصری که حتی با عکس خودتم توی آینه درگیری

چجوری میشه زندگی رو نوشت وقتی لحظه به لحظه میمیری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین کلاین میپوشن

وقتی که میمونا دارن نفت گربه ی آسیا رو میدوشن

وقتی که غولهای مبارز هم بی قرار بلیط گوگوشن

خوب دیگه عادیه که مترب ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو زیر سنگ شکسته میپوسه

حالا که آخرین چریک داره چکمه ی دیکتاتور رو میبوسه

حالا که مرکز جهان امروز تختخواب یه نشمه ی روسه

دیگه فرقی نداره دنیامون توی دست کدوم دیوثه

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که خوب میبینه

یه برادر که خوب میفهمه معنیه گوله رو توی سینه

ما کتک خورده ی یه کابوسیم توی عصری که رویا ننگینه

تو زمانی که وزن هستی مون مثل وزن سکوت سنگینه

یا ...

نوشته شده در 8 / 10 / 1394 ساعت 23:52

عکس

تو این زمونه دو راه بیشتر واسه زندگی نیست ... . . . یا باید بد باشی یا تنها ...

ده تا ضدحال تو اینترنت

نوشته شده در 6 / 10 / 1394 ساعت 21:17

عکس

ده تا ضد حال تو اینترنت ...

1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

 2- یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3- تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن، عکس خودتو پیدا می کنه!

4- بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5- داری واسه استادت ایمیل (التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی، یهو اینترنتت تموم میشه

6- سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 404 !

7 - سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدون DAP) به ۹۹ در صد که می رسی یهو reset می شی.

8- رو لینک بالای ۱۸ سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!

9- روی یه جای سایت کلیک میکنی یهو 15 تا صفحه پاپ آپ بار میشه !!!!

10- بدترین مورد هم اینه که واسه مامنت میخوای یه چیزی سرچ کنی، گوگل پیشنهادای خاک بر سری میده :(

ناون

نوشته شده در 6 / 10 / 1394 ساعت 21:11

عکس

این روزها

نوشته شده در 5 / 10 / 1394 ساعت 18:10

عکس

این روزها در خیابان تنها به آسمان نگاه میکنم ...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آخه رو زمین اینقد آب دهن و دماغ می بینی حالت بهم میخوره ... .

همیشه ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

نوشته شده در 11 / 9 / 1394 ساعت 18:57

عکس

همیشه ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ ...

ﭼﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﺑﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ، ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎ ﮐﻮﺯﻩ ﺍﺳﺖ ...

ﺩﻟﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻨﺪ ! ﻣﺮﺍﻗﺐ ﮔﻔﺘﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿم...