اس ام اس عاشقانه | اس ام اس جدید - جوک لند jokland.ir

اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

**سال نو مبارک **

نوشته شده در 28 / 12 / 1395 ساعت 8:57

عکس

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

 

 

 

 

 

 

 

🌹🌹🌷🌸سال نو تون مبارک دوستان عزیز🌸🌹🌷🌺🌺

☻☻☻☻

نوشته شده در 24 / 12 / 1395 ساعت 10:42

عکس

بزرگترین بدی این زندگی اینه که، هیچ وقت اون چیزی رو که میخوای همون لحظه نداریش... یه زمانی بهش میرسی که دیگه برات مهم نیست... ◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦

وقتی کسی گفت تنهام... منظورش این نیس که هیچ کسیو نداره... منظورش اینکه کسی که باید پیشش باشه... نیس

◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦

‎میگفت از موی بلند متنفره

‎کوتاهشون کردم

‎گفت موهای لختت حالمو بهم میزنه برو فرشون کن

‎فرشون کردم،کلی به خودم رسیدم,اون رژی که دوست داشتو زدم

‎وقتی نگاش بهم افتاد اومد سمتم...!نفساش به صورتم میخورد...داشتم از گرمیشون گر میگرفتم که لباشو چسبوند به گودی گردنم...تا خواستم حسش کنم با یه اعصاب داغون موهاشو چنگ زد و گفت...!لعنتی تو هیچوقت مثل اون نمیشی

:)

 

Cp

・◦・◦◦・◦・◦・◦・◦・◦・◦・◦・◦・

از کودک فال فروشی پرسیدم :چه میکنی؟ گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در میاورم! گفتم :چه طور؟ گفت :اینان از منی که در امروز خود مانده ام فردایشان را می خواهند

☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹☹

عـــــآشِـق رـآ ڪــﮧ بَـــرعَــڪــس ڪـــنـے

 

مـے شَـפּב قـشــــآع ...!!!

 

בهـــפֿـــבآ رـآ مـے شِــنــآسـے ؟؟!!

 

لُــغَـتــــ نـآمِـــﮧ اَش رـآ ڪـﮧ بــآز ڪــرבҐ

 

نِــפּشـتـــﮧ بـــפּב :

 

قـشـــآع :

 

בرבے ڪــ ـﮧ ـآבҐ رـآ اَز בرمــــآن مـایــפּس مـے ڪـنَــב!!!

◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦◦

برای عشق گریه کن اما کسی را بخاطر عشق به گریه کردن ننداز! با عشق بازی کن اما هرگز کسی را با عشق بازی نده.

🚶◦◦◦◦

نوشته شده در 24 / 12 / 1395 ساعت 10:33

عکس

میدانی رفیق. . . نه زیبایم. . . نه مهربان. . . فراری از دختران اهن پرست و پسران مانکن پرست. . . فقط برای خودم هستم. . . خوده خودم. . . صبورم و سنگین. . . سرگردان. . . مغرور. . . قانع. . . با یک پیچیدگی ساده. . . و مقداری بی حوصلگی زیاد. . . برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت ادمی را. . . هیچ ندارم. . . راهت را بگیر و برو. . . حوالی ما توقف ممنوع است. . .(!)

........

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 5:26

عکس

.........

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 5:23

عکس

.......

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 5:22

عکس

....

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 5:21

عکس

....

نوشته شده در 29 / 11 / 1395 ساعت 8:45

عکس

...

نوشته شده در 29 / 11 / 1395 ساعت 8:43

عکس

.....

نوشته شده در 26 / 11 / 1395 ساعت 1:48

بخونید..۵ دق بیشتر وقت نمیبره.اگه خوشت اومد Share کن.

 

الو الو نگار؟چرا جواب نمیدی؟قهری خانومی؟

-هان؟نه بگو بله

-چی؟خانوم من هیج وقت نمیگه بله پس یچیزیت شده.

-نه چیزی نیست بگو

-نگارم گل من تنها خانوم من عشق من چیشده جون شهاب بگو

-شهاب هیچی نشده

-خانوم من بهم دروغ نمیگه هیچ وقت

-شهاب باید........

-چی قلب من؟

-باید جدا بشیم

-چی؟چرا خانومم؟مگه چیکار کردمت؟

-هیچی تو تنها عشق منی ولی باید مجبوریم جدابشیم ببخشید خدافظ تا ابد عاشقتم

-نگارم تو غلط کردی جوابمو بده بینم چیشده؟

بووووووق بووووق(اشغال)

شهاب دوباره زنگ زد:

 

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعدا تماس بگیرید.

-یعنی چی نگار چش شد یهو؟ نکنه اتفاق بدی افتاده؟؟؟

 

شهاب همش فکر نگار رو میکرد و به گوشیش زنگ میزد ولی خاموش بود.

تصمیم گرفت فردا بره دم خونه نگار...

وقتی به دم خونشون رسید به پنجره اتاقش یه سنگ انداخت و منتظر موند پنجره باز بشه ولی نشد...

دوسه بار انداخت تا اینکه نگار با چشمای پف کرده و لکه ی خون به شهاب نگاه انداخت بعد پنجررو بست...

 

-نگار نگاااااررر درو باز کن بازکن زود باش زوووود نگار نگاااااار

در باز شد و نگار با پالتوی قهوه ای اومد بیرون:

 

-شهاب چیه؟

-چی چیه؟یعنی چی تو مگه عاشقم نیستی پس چرا میگی بای تا ابد؟

-چون میدونم تهش بهم نمیرسیم شهاب

-الکی حرف نزن منو تو جنگیدیم و ادامه میدیم نگار ناراحتم نکن

-شهاب من........

-توچی گلم؟

-من عاشقتم عاشششقققق عاشقتم

شهاب نگار رو بغل کرد...

-نگار چت شده کی ناراحتت کرده بگو تیکه پارش کنم؟

-شهاب میدونی چیه من دیروز....

از بینی نگار خون اومد و روی دست شهاب ریخت....

شهاب با چشمای درشت به خون دستش نگاه کرد.

-ن....ن....ن....اااا...ااز...زززی.....ن این چیه؟

-نه نه من میرم خدافظ

با شدت رفت بالا تو اتاقش....

شهاب همونطوری شکه مونده بود و با خودش فکر کرد....رفت خونه دید برای گوشیش اس ام اس اومده که روش نوشته از طرف نگارم....

-شهابم زندگیم هستی من اقای من

من سرطان گرفتم سرطان خون.خون رو دستت اثر سرطان منه پس بدون چرا گفتم خدافظ تا ابد...میتونی با یه دختره سالم ازدواج کنی.

شهاب به نگار زنگ زد:

تو هرچیزیت باشه من پسر بابامم تا تهش باهاتم چون عاشقتم میخوام یباردیگه دستامو لای موهای خرماییت بکشم و بوی تنت رو استشمام کنم چون هنوزم خانوم منی نگارمن

-شهاب من مردم مرده ی متحرک

-زر الکی نزن زبونتو گاز بگیر فردا ساعت11صبح میام دنبالت ببرمت خوشگذرونی

فرداشد....

-الو نگار اماده شدی بیا پایین گل من

-امادم نفس من اومدم....

تق تق تق تق نگار از پله ها میومد پایین تا به شهاب رسید:

-به به عجب گلی از در اومد بیرون زود بیا سوار شو الان پسرا ازم میگیرنت

 

نگار شکه شد که شهاب که پولداره پس چرا با موتور اومده دنبالش ولی چیزی نگفت چون بودن شهاب براش مهم بود.شهاب و نگار به یه جاده ی خلوت رسیدن:

-خب نگارم بگو بینم چطوره حالت؟

-شهابم خوبم ولی میتونی یکم اروم بری؟

-نه گل من همینجوریش میچسبه راستی من عشق تورو باور ندارمااااا؟؟؟

-یعنی چی شهاب؟

-اگه میخای باور کنم این کلاهو سرت کن و بلند داد بزن شهاب عاشقتم

-شهاب دیوونه شدی؟

-نامرد یعنی دوسم نداری؟

-نخیرم دارم باش حالا ببین الان میگم...

کلاهو سرش کرد و بلند بلند داد زد:

 

-شهاب عاشقتم

-نه نگار بلند تتتتتررررر

-شهااااب عاشششقققتمممممم

-اخ قلبم درد گرفت نگار دوسم نداری که بلند نمیگی نامرد

-شههااببم عاشقتممممم عاشقتمممم دیوونتمممم دیووونتم عاشقتمممم

 

اما....

محکم اونا خوردن به ماشین دیگه و شهاب و نگار به طرف سنگی پرتاب شدن شهاب نگار رو بوس کرد و پرتش کرد طرف شن و خودش با تمام سرعت خورد به سنگای بزرگ و مرگ مغزی شد.....

نگار بیهوش نشد و رفت طرف شهاب:

شهابم....ش...ش...هاااب....مممم بلند شو بلند شو تو نگارتو تنها نمیذاری بلند شوووو...

اما شهاب همون موقع مرده بود-----

نگار یه نامه ای توی جیب شهاب دید و اونو خوند:

نگار من سلام

الان اگه این نامرو میخونی من مردم میدونی چرا این کارو کردم؟

نمیخاستم خانومم زودتر از من بره طاقت نداشتم ببینم موهات داره از سرت میریزه...

خانوم من هستی من هیچ وقت دوست نداشتم ترکت کنم ولی طاقت نداشتم سرطانت رو ببینم سخت بود سخت....

نگارم فراموشم نکن ایشالله سرطانت خوب میشه گل من.....خداحافظ نفس من

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

 

گریه کردی؟منم گریه کردم............مرد بود

......

نوشته شده در 26 / 11 / 1395 ساعت 1:39

الکی لایک نکنیدا— لایک نمیخام فقط بخونید----خداییش قشنگه ارزشش داره بخونید حتما

💔

♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زياد خوب نبود برا همين هميشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگي کنه گاهي وقتا حتي شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگري فروشندگي حمالي عملگي .سخت کار ميکرد اما حلال.هيچ وقت دست خالي نميومد خونه.وقتي ميومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش ميداد براش غذا ميذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .هميشه به عشق شوهرش خونه تميز بود و برق ميزد و با چيزايي که داشتن بهترين غذاي ممکن رو درست ميکرد.هيچ وقت دستشونو جلو کسي دراز نميکردن.ساده زندگي ميکردن اما خوشبخت بودن.تا اينکه............. يه شب که پسره براي کار دير کرده بود يه اس ام اس رو کوشي دختره اومد.کارت شارژ بود.دختره تعجب کرده بود.بعد از اون هيچ کس زنگ نزد.منتظر شد اما خبري نشد.فکر کرد اشتباهي اومده.خوابيد.صبح که بيدار شد از رو کنجکاوي کارت شارژ رو کارد کرد.شارژ شد.دختره تعجب کرده بود.فکر کرد شايد کسي براش دلسوزي کرده.خيلي با خودش کلنجار رفت.شب بعد دوباره يکي اومد.باز شارژ شد.اما نه کسي زنگ ميزد نه اس ميداد.از اون شب به بعد دختره هر شب براش ش شارژ ميومد.گوشيش پر بود.فکر ميکرد يکي داره اينجوري بهشون کمک ميکنه.ميخواست به شوهرش کمک کنه اما نميخواست به غرور شوهرش بربخوره.بعد از اون اين کارش بود .شبا شارژ ميکرد و روزا اونو به دوستاش و همسايه ها ميفروخت و پولشو هر چند که کم بود جمع ميکرد.يک ماه گدشت.يه شب دختره هر چي منتظر موند اس ام اس نيومد.هزارتا فکر و خيال کرد.اخرش اين تصميمو گرفت.چادر سرش کرد و رفت سر کوچه و با تلفن عمومي زنگ زد.يه پسر گوشي رو برداشت.دختره نتونست حرف بزنه.پسره گفت من اين گوشي رو پيدا کردم صاحبش هم تصادف کرده و فلان بيمارستانه.دختره قطع کرد و رفت خونه.تا صبح گريه کرد.براي مردي که بدون چشم داشت به اون کمک ميکرد.روز بعد دوباره زنگ زد.اين بار با گوشي خودش.پسره خودش برداشت.حالش بهتر شده بود.دختره کلي گريه کرد و تشکر کرد و قطع کرد.اون شب دوتا کارت شارژ اومد.دختره به رسم ادب براش اس فرستاد ممنونم داداش.اما جوابي نيومد.از اون شب هر موقع شارژ ميرسيد دختره پيام تشکر ميفرستاد.تا اينکه........ شوهر دختره اومد خونه.خيلي زود خوابش برد.دختره پيشونيشو بوسيد و رفت که لباساشو بشوره.دست تو جيبش کرد قلبش ايستاد.پاکت سيگار بود.بي اختيار اشک از چشمش جاري شد.رفت يه گوشه و شروع کرد گريه کردن.پسره شارژ فرستاد اما دختره متوجه نشد تا اس تشکر بفرسته.بعد از نيم ساعت پسره زنگ زد.نگران شده بود.دختره هم بي اختيار گريه ميکرد و شروع کرد به درددل کردن.از اون روز به بعد هر چند وقت يکبار دختره تو جيب شوهره سيگار ميديد .ديگه اروم اروم عادي شده بود براش.اما به شوهرش نميگفت.گريه ها و درددلاشو ميبرد پيش پسره.ديگه بهش نميگفت داداش.ديگه اکه اس نميداد نگران ميشد.ديگه کمتر و کمتر شوهرشو ماساژ ميداد.ديگه لباساشو خوب تميز نميشست.ديگه براش نميخنديد.به پسره ميگفت شوهرم لياقت نداره اکه داشت ترک ميکرد.اروم اروم مهر پسره تو دلش نشست.از شوهر قبلي فقط اسمي که تو شناسنامه ش بود مونده بود و اگه کاري ميکرد يا از سر اجبار بود يا از روي عادت.دختره گفت... ميخوام ببينمت.پسره هم از خداش بود.قرار گذاشتن.يه ماشين باکلاس جلوش ترمز زد.دختره تازه داشت ميفهميد اين يعني زندگي .با شوهرش فقط جوونيش حروم ميشد.شده بودن دوتا دوست صميمي.يه روز دختره بهش گفت بيا خونه شوهرم تا شب نمياد.پسره قبول کرد اما گفت اول بريم بيرون دور بزنيم.سوار شد.يه خيابون دو خيابون يه چهار راه دو چهار راه.اما پسره حرف نميزد و فقط ميگفت طاقت داشته باش يه سورپرايز برات دارم.رسيدن به يه جايي.پسره گفت اونجا رو ببين.يه مرد بود با چهره اي خسته.شيک بود اما کمرش خم شده بود.سيگار فروش بود.آره شوهره ميفروخت نميکشيد.حرف اخر پسره اين بود.برو پايين بي وفا...

حداقل بخونش وبهش فكركن! چرا ما هميشه سر نماز خوابمون مياد؟ ولی تا ساعت سه شب برای ديدن يک فيلم بيداريم؟یا تو چت واس آپ و غیره بیداریم؟ چرا هر وقت می خواهيم قرآن بخونيم خيلی خسته ايم؟ اما برای خوندن کتابهای ديگه هميشه سرحاليم؟ چرا اينکه يک پيام در مورد خدا رو رد کنيم انقدر راحته؟ ولی پيام های بيهوده رو به راحتی انتقال می ديم؟ چرا تعداد کسانی که خدا رو عبادت می کنند هر روز کمتر ميشه؟و ارتباط با خداوند انقدر سخته !!!!!!؟؟؟ در موردش فکر کنيد. اين پيام رو به دوستانتون هم بفرستيد. 99%شمااين پيام رو نميفرستيد!! خداوند فرمود:اگر من را در مقابل دوستانتان رد كنيد,,,من هم شمارادرقيامت رد خواهم كرد! اين پيام ارزش فرستادن داره ,,,, مردانه پخشش کنید

 

┄─┅অঠই✯💔💔✯ইঠঅ┅─

خََدَََاَُِِحًًٌافٍٍٍظًًَےُُُِِِ تًًََـــــــلَََــــــخـًًًًًٍٍٍٍٍ

 

👆🏿❤️❤️👆

,,,,

نوشته شده در 26 / 11 / 1395 ساعت 1:38

عکس

👇👇👇👇 پسر:عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرست دختر:چشم ولی تو محض احتیاط یه عکس از خواهرت واسم بفرست عشقم شیطان سر پا ایستاده بود. سیگارش را خاموش کرد و کف مرتبی برای دختر زد پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش رو واسه دختر فرستاد شیطان مبهوت مانده بود از کار این 2 خلقت دختر:وای مرسی عزیزم الان عکسمو واست ایمیل میکنم. و عکس دوست دختر برادرش را فرستاد. پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عکس خواهرشو دید شیطان نگاهی به آسمان کرد و گفت: خدایا روزگار بندگانت را ببین ❣👑

,,

نوشته شده در 26 / 11 / 1395 ساعت 1:35

عکس

سلامتی سربازی که انقدر نامه فرستادبرای عشقش تافراموش نشه... اما عشقش عاشق پستچی شد!

 

 

 

به سلامتی سربازی که بخاطرش میره اما وقتی که بر میگرده میبینه عشقش مادره...

,,,,

نوشته شده در 26 / 11 / 1395 ساعت 1:30

عکس

دختر:باید باهاش تموم کنی 😼 پسر:اخه دوسش دارم خیلی وقته باهمیم😢 دختر:شرطه من واسه باهات بودن همینه😊 پسر:خو چجوری تمومش کنم😞 دختر:مشکل خودته😏 پسر:حالا ببینم چی میشه😥 فردای اونروز... پسر ب عشقش:::: پسر:عشقم؟؟😊 دختر:جونم عزیزم☺️ پسر:ی چیزی باید بهت بگم😐 دختر:گوش میدم اقایی😍 پسر:من جدیدا ی حسی پیدا کردم😕 دختر:چ حسی بگو ببینم 😳 پسر:احساس میکنم ادامه ی رابطمون دیگه فایده نداره😔😕 دختر:چیییی؟پیمان شوخی نکن دیگه من بی جنبم😒😄 پسر:نه این ی شوخی نیس🙁 دختر:ینی چی ک فایده نداره؟😟 پسر:ینی باید کات کنیم😑 دختر:ینی همه ی این حرفایی ک بهم میزدی دروغ بوده؟☹️😥 پسر:ن.. دختر:خفه شو ... تو فقط قصد داشتی منو بازی بدی😔😏 پسر:ن... قصد...م..ای...ن نب..ود دختر:خفه شو گفتممممم نمیخوام هیچی بشنوم😡😠 پسر:تو متوجه نیسی 😣 دختر:هه دخترای دیگه رم اینجوری هرزه میکنی ؟🤗:) پسر:دیگه داری زیاده روی میکنی😠 دختر:لعنتی دوستت داشتم😔 پسر:منم داشتم ولی مجبورم😕 دختر:هه اره 😏 پسر:.... دختر:برو دیگه هیچوقت اسم منم نیار😞 پسر:اینکارو میکنم😼 دختر:هه خدافظ برای همیشه🖕✋ پسر:خدافظ👋 پسر رو به دختر:::: پسر:تموم کردم😊 دختر:از کجا بدونم؟🙄 پسر:بیا این صدارو موقعه دعوا ضبط کردم😎 دختر:واسا گوش کنم😏 پسر:...😶 دختر:هه کثافت😑 پسر:چیشد؟😳 دختر:چقد ساده بود مهسا🙃🙂 پسر:تو مهسارو از کجا میشناسی؟😳😟 دختر:بهترین دوست من مهساست😊😇 پسر:لعنتی تو گولم زدی😠 دختر:مهسا میخواست امتحانت کنه هه رد شدی🙃 آقا پسر پسر: .... کاش هیچوقت داشته هامونو ب زرق و برق چیزای دیگه نفروشیم

.......

نوشته شده در 20 / 11 / 1395 ساعت 3:18

عکس

"مرد " که باشی نه چهره زیبا میخواهی نه اندام برجسته!! بلکه یک قلب میخواهی که فقط و فقط برای تو باشد.

.....

نوشته شده در 20 / 11 / 1395 ساعت 3:03

عکس

ای آنکه وجودم ز وجودت به وجود آمده است، قربان وجودت که وجودم ز وجودت به وجود آمده است.

.....

نوشته شده در 20 / 11 / 1395 ساعت 2:54

عکس

همه دنیا را هم که داشته باشی، بازهم دلت میخواهد بعضی وقتها... فقط بعضی وقتها، اصلا برای یک لحظه هم که شده، تمام دنیای یک نفر باشی...!

.......

نوشته شده در 15 / 11 / 1395 ساعت 5:46

عکس

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟ ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...ﺑﮑﻨﯿﻢ ... ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ... ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ... ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ .. 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ... 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ .. ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ ... ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻭ ﺭﻭﺵ ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻫﺴﺖ ... ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ : 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ ... ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ❤️...ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ... ❤️ 😔💔💔😔

......

نوشته شده در 15 / 11 / 1395 ساعت 5:29

عکس

👈قانون 1👉 هیچوقت نزار بفهمه چقدر دوسش داری .

👈قانون 2👉 هیچوقت واسه محبت گدایی نکن.✌😒 . 

👈قانون 3👉 کسی که دوستت داره خودش می مونه ⛔التماس ممنوع⛔ .

👈قانون 4👉 همیشه حتی اگه میدونی از دستش میدی ✔راستشو بگو✔ .

👈قانون 5👉 💠 وقتی دلبر داری بایداز بقیه دل بر داری

💠 👈قانون 6👉 🚫 منت کشی ممنوع🚫 ↩️خوشش بیاد خودش میاد↪️ |••| کـــــسے رو نمـــــی‌شـہ بہ زور عـــــــ❤ـــاشـــــق کـــــرد ➨➞➙ یہ وقتــــــــــایے ➨➞➙ یہ چیـــــزایے ➨➞➙ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سهمــــــــــت نیـــــس❗ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بفهـــــ〰ـــــم ؟؟؟: 💔

.....

نوشته شده در 15 / 11 / 1395 ساعت 5:14

عکس

❥دلبـرم رفـت و

 

❥دلـم رفـت بـه دنبـال دلـش

 

❥اوبـه دنبـال رقیـب و

 

❥دل بـه دنبـال دلـش

 

❥دل بڪن اے دلڪم

 

❥عشـق بیهـوده مخـواه

 

❥یـار بیگانـه مشـو

 

❥دلبـر بیـگانـه مخـواه

✿✵✿✵✿✵✿✵✿✵✿✵✿