اس ام اس عاشقانه | اس ام اس جدید - جوک لند jokland.ir

اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

بغلم کنی

نوشته شده در 25 / 5 / 1395 ساعت 15:18

عکس

الان فقط نیاز دارم بغلم کنی، حرکتی به قدمتِ خودِ بشریت که معنایش خیلی فراتر از تماس دو بدن است... در آغــــوش گرفتن یعنی از حضورِ تو اِحساس تهدید نمی کنم، نمی ترسم این قدر نزدیک باشم، می توانم آرام بگیرم، در خانه یِ خودمم، اِحساسِ امنیت می کنم و کنارِ کسی هستم که درکم می کند... می گویند هر بار کسی را گرم در آغوش می گیریم، یک روز به عمرمان اضافه می شود! پس لطفا مرا بغــــل کـــن...

تو منو بیشتر از هرکسی بلد بودی...

نوشته شده در 25 / 5 / 1395 ساعت 15:17

عکس

من کلی از روزهای زندگیم کنار تو بود ،کلی از خنده هامو کلی از بغضامو تو دیدی ... تو بهتر از هرکسی منو یاد گرفته بودی مثلا میدونسی که خیلی سرمایی ام میدونسی همیشه فشارم پایینه و به خاطر من همیشه شکلات میذاشتی تو جیبت ... میدونسی از بوی سیگار بدم میاد میدونسی پیاده روی دوس دارم ... میدونسی دست خودم نیس بعضی موقع ها بهونه گیر و بد اخلاق میشم ... حتی میدونسی شبا بدون اینکه به تو شب بخیر بگم خوابم نمیبره ... تو فقط چندین ماه با من بودی اما قده چندین سال منو فتح کردی ... حتی وقتی منو نمیدیدی غم تو چشمامو یا شیطونی افکارمو میفهمیدی ... منو تو ...فوق العاده بودیم ... انقدر فوق العاده که امروز وقتی پشت میز کارت نشستی بودیو اومدم واسه مصاحبه حضوری استخدام ... به جای اینکه مثه من تعجب کنی از دیدار اتفاقیمون یه لبخند زدیو جا سیگاریتو برداشتی گذاشتی تو کشو ... تو منو بیشتر از هرکسی بلد بودی...

راستش من نمي خواستم عاشقش بشم !

نوشته شده در 25 / 5 / 1395 ساعت 15:14

عکس

راستش من نمي خواستم عاشقش بشم ! به خدا نمي خواستم! يعني بهت گفته بودم كه سخت عاشق ميشم و بايد سخت عاشق ميشدم. اما باور كن تحمل فاصله خيلي سخته ... خيلييي -تو شايد اينو نفهمي، تو درگير بودي ، كار داشتي ، تا من سراغي نمي گرفتم ، ازت خبري نمي شد ! -شبي كه گفتم تموم كنيم ناراحت شدي و شكه شدي ! اما حس مي كردم ادامه دادنمون بي فايدس. حس مي كردم يه رابطه ي منطقي بدون احساس و آرامش. -شايدم حس مي كردم همه چيز يه طرفس و فرش سمت من زيادي لوله و كج و كوله شده. -منطقي تر از هميشه قبول كردي شايد اون لحظه بود كه حس كردم انتخاب درستي كردم. -بعد تو قول دادم وارد رابطه ايي نشم. قول دادم با تنهاييم مثل قبل دوست بشم و بيخيال دوست داشتن شم. -اما باور كن دست من نبود !-يه روز صبح از خواب بيدار ميشي و هول هولكي از خونه مي زني بيرون يه نگاه به صورت رنگ و رو رفتت تو آيينه ي آسانسور مي اندازي و آيت الكرسيتو مي خوني ...-اما غروب كه بر مي گردي ديگه اون آدم صبح نيستي !! -نه كه بخوام بگم همه چيز به همين سادگيه ها نه ... اصلا ! -فقط مي خوام بگم ماها خيلي كمتر از چيزي كه فكرشو مي كنيم تو زندگيمون نقش داريم. من واقعا نمي خواستم عاشقش بشم. -بذار صادقانه بهت بگم ما دخترا نمي تونيم ساعت ها به صفحه ي آنلاين مرد مورد علاقمون خيره بشيم و چيزي نگيم،چيزي نشنويم ! ما دخترا نمي تونيم اون گوشه و كنارا وايسيم تا ساعت دوازده شب كه شد نوبتمون برسه . واقعا نميشه... آدم كم مياره ، خسته ميشه ! -ما دخترا عاشق مردايي ميشيم كه از ما عاشق ترن!!!اينطوري خيالمون جمع تره ماها خيلي وقتا اداي رفتن و در مياريم تا مطمئن بشيم بودنمون مهمه ! باور كن اول تو قطع كنا و آخرين پي ام و مسيج واسه تو بودن يه لوس بازي بيشتر نيست اما اگه من تو بيست سالگي با تو بچگي نكنم بهتره برم گوشه ي اتاقمو كتاباي فلسفمو ورق بزنم و بيخيال اين عشق و عاشقي بشم. اصلا مگه عشق و عاشقي تو جووني غير از اين بچه بازياس ! (گل خريدنا - قدم زدنا - هي فلاني ديوونتم ! دم خونتونم بيا پشت پنجره - خودم مي رسونمت) من اگه قرار باشه يه عاشق عاقل باشم! -ترجيح مي دم يه عاقل بي عشق باشم !! پس عشق توي بيست سالگي با عشق توي پنجاه سالگي چه فرقي مي كنه !!؟ اما باور كن من هنوزم سخت مي گيرم من نمي خواستم عاشقش بشم !اما بعضي وقتا چيزاي خيلي كوچيك يه عالمه عشق و علاقه رو مي چپونه تو قلبت جوري كه نفست از دوست داشتن بند بياد. براي دوست داشتن نيازي نبود آپولو هوا كني. فقط كافي بود باشي: به اندازه،به جا،به موقع ! خداروشكر كه حالا همه مي دونن من نمي خواستم عاشقش بشم #سايناسليمانى

چيزهاي كوچولو

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:32

عکس

همه براي خودشان يك سري چيزهاي كوچولو دارند! يك سري چيزهاي كوچولو درست آن بالا بالا ها گوشه دل و فكرشان!
يك عده ميخواهند پولدار شوند
عده اي ديگر ميخواهند ديده شوند
يك عده وقتي عكس ميگيرند ابرو بالا ميدهند و لبخند ميزنند
بعضيا هم هستند وقايع دنيا را دنبال ميكنند و ميخواهند همه چيز بدانند
ميداني
خواب در تخت ابريشمي و تا عصر خوابيدن،عكس گرفتن از در و ديوار و مينيمالها،سيگار كشيدن زير باران،هودي پوشيدن،كفش نايك پا كردن و همه همه هيچ! زندگي عادي را ميگويم. زندگي عادي بي تو هيچ فقط باش
باش

لطفاً ناگهانى رُخ بده!

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:30

عکس

لطفاً ناگهانى رُخ بده!

غافلگيرم كن!

لحظه اى اتفاق بيفت كه اصلاً فكرش را هم نكنم!

آنجا كه حتى صورتت را هم از ياد برده باشم!

اصلاً

تو هر موقع هم كه بيايى،

هرگذشته اى هم كه داشته باشى،

با ارزشى...

درست مثلِ پيدا كردنِ پولِ مچاله شده،

بعد از سالها در جيبِ لباسم!

#علي_قاضي_نظام

#لانتوری

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:28

عکس

#لانتوری
حتما این فیلمو کنار کسی که دوسش دارین ببینین
کنار کسی که بهتون امنیت میده ...
کسی که ازش نمیترسین
کسی که عاشقشین

من کاری ندارم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:27

عکس

من کاری ندارم که تو فهرست ِ دفترچه تلفن هرکس چندتا شماره و چندتا اسم وجود داره ،با گالری و تعداد عکسای ِ دونفره و چندنفره هم کار ندارم ...به تعداد لایک پست یا شکلک های قلب گوشی هیچکس کارندارم ،به دورهمی های ِ دست ِ جمعی و خاطره ساختن های ِ لحظه ای ام کار ندارم ...من فقط حرف ِحسابم اینه اون لحظه از زندگیت که دلت یهویی بی دلیل میگیره که هیچ چرایی و نمیتونی جواب بدی؟!

اصن یکیو وارد زندگیت کردی ...

که تا بهش بگی

_کجایی؟!

_اون بگه !؟

_بگو کجا بیام تا ببینمت؟!

بهت نگه چطور مگه ؟!یا بگه باز چیشده؟!یا بگه سلامت کو ؟!!

میخوام تو این لحظه فقط به این فکر کنی یه نفر باهر نسبتی ؟!

رفیق ،دوست ،عشق،همسر ،همراه هرچی ،،،یکیو داری که ...

همیشه همراهت بمونه ؟!!!!!

اگه داری دو دستی نگهش دار اگه نداری ؟!

یه نگاه به دورو برت بنداز هر آدمی تو این دنیا یه فرشته ی نجات داره ...

که منتظرِ اینه که کشف بشه؟!!

میدونی مرد ؟

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:26

عکس

میدونی مرد ؟

از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛

فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته

و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و باکدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه!

قشنگ بودن خوبه ها؛

ولی تهِ تهش اونی میمونه

که داغون و خسته و لهتم دیده.

عرق ریزون تابستون با ارایش ریخته

و موهای فرخورده

و صورت خیس

و کلافه باهاش دوئیدی،

باهاش خندیدی،

باهاش غر زدی

به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه

و برف ریزون زمستون

با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شالگردن که ازش

فقد دوتا چشم مونده دلت گرم شده کنارش.

میدونی مرد؟

آدم مگه چی ازین دنیا میخواد

جز اینکه یه نفر داغون و له و خستشو هم بخواد؟

که داغون و له و خستم

که باشه بتونه باهاش بخنده

و مهم نباشه

اگه ریملش ریخته

یا رنگ رژش رفته یا لباسش لک شده

و با معشوقه های باپرستیژ توی کتابا زمین تا آسمون فرق داره!

آدم ته تهش تنهاییشو با اونی تقسیم میکنه

که خیالش راحته

کنارش هرجوری هم که باشه،

"خودشه"..

وگرنه خیابونا پره از آدمایی که انگار بازیِ "کی از همه قشنگتره؛

من من من من" راه انداختن.

حالا تو با آرومترین صدایی که از خودت سراغ داری بپرس

"کی از همه ی دنیا بیشتر منو میخواد؟" به شرفم

قسم

اگه بلندتر از همه داد نزدم:

"من!"

من تورا می خواستم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:24

عکس

من تورا می خواستم
نه برای عشق بازی های شبانه
نه برای قدم زدن
درخیابان های ولیعصر
نه برای شادی های دو نفره
من فقط میخواستم
باشی،
که دوستت داشته باشم...

حرمت

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:23

عکس

اگر حتى از زندگى يكديگر رفتنى شديد،

اندكى "حرمت" بين خودتان به يادگار بگذاريد...

همه اش را نبَريد!

شايد خاطره اى ،

عكسى،

آهنگى...

جا گذاشته باشيد و مجبور شويد برگرديد!

حرمت

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:23

عکس

اگر حتى از زندگى يكديگر رفتنى شديد،

اندكى "حرمت" بين خودتان به يادگار بگذاريد...

همه اش را نبَريد!

شايد خاطره اى ،

عكسى،

آهنگى...

جا گذاشته باشيد و مجبور شويد برگرديد!

بلاک

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:21

عکس

کسی که گزینه بلاک رو به اپلیکیشن ها اضافه کرد کار به جایی کرد ظاهرن...
مزاحمینت رو در کسری از ثانیه پاک می کنی از همه جا...
اما من ازش یه سوال دارم:
تا حالا شده یه روز صبح از خواب پا شی و ببینی کسی که براش همه زندگیت رو گذاشتی از همه زندگیش بلاکت کرده...؟
تا حالا دستت کوتاه شده از همه جا...؟
عین دیووونه ها بیهوده هزار بار اسمشو سرچ کردی با اینکه می دونستی پیداش نمی کنی دیگه هیچ جا...؟
نه... لابد این کارا رو نکردی...
وگرنه یه کاری میکردی، یه تبصره ای چیزی واسه اونایی که دلتنگن
که حداقل دستشون بند باشه به یه جا؛
عین دلپیچه گرفته ها
هی دور خودشون نگردن
هی دور خودشون نگردن

گوشه قلبم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 11:35

عکس

این اواخر همیشه وسط دعوا میون اون همه تشویشو شلوغی فقط یه جمله رو مدام میگفت صداتو بیار پایین . اون هی میگفت صداتو بیار پایین من هی صدام میرفت بالاتر . آخرسرم بحثمون باز میموند و به هیچ نتیجه ای نمیرسیدیم .. فقط صدای من تو گوش اون مدام میپیچید دیگه الان دعواهامون تموم شده نه اون میگه داد نزن نه من دیگه داد میزنم! چند روز پیش اتفاقی دیدمش یه کم باهم حرف زدیم بعدشم بهم گفت تو همیشه یه جای خاص تو قلبم داری اما یه رابطه ی پر تشویش که توش من نتونم تو رو آروم کنم به هیچ جا نمیرسه .. هم واسه تو بده هم گند میزنه به اون روزایی که فکر میکردیم بهترین روزای زندگیمونه .. اینکه آدم روزهای سخت نباشم منظورم این نیست .. منظورم اینه رفتم که تو قلبت ازم نرنجه .. رفتم که همینجوری دوستت داشته باشم حسم عوض نشه! میدونی یه جا خوندم آدما وقتایی داد میزنن سرِ هم که قلباشون از هم فاصله میگیره. این آخری ها چقد فاصله بینمون بود، چقدر دوری .. من ترجیح میدم نداشته باشمت تا اینکه باشی و قلبم ازت برنجه .. این نزدیکیو فاصله ها آدمو از پا میندازه . وگرنه تو همیشه جات اینجاس گوشه قلبم