X
تبلیغات

اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

عشق هم حرمت دارد

نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۳۴

عکس


باور کنید ... عشق هم حرمت دارد...

شما حق ندارید عاشق باشید،،،

وقتی طرفِ مقابلتان دائم شما را پس می زند..
وقتی از عذاب کشیدن و له شدنِ شما لذت می برد...!

جانِ من با ابراز علاقه به این قبیل آدم ها.. آبروی عشق را نبرید...

حق ندارید به هرقیمتی این فاجعه را کِش بدهید..
بی رحم نباشید..

با احساستان، با غرورتان، باهویَتِتان ، بی رحم نباشید!!

این قانونِ عشق است؛
وقتی کسی لیاقتِ نگاهتان را ندارد
کور باشید بهتراست...

لطفاً در مقابلِ چنین افرادِ سنگ دلی....
خودتان را آنقدر به عاشق نبودن بزنید
تا این حماقتِ مسخره... از سرتان بیُفتد...!

به خودتان که بیایید
چه تاسف ها که نخواهید خورد
حالتان دیدن دارد....!


نرگس_صرافیان_طوفان‌

لایق ها در زندان دولت نالایق

نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۲

عکس

معجون مهربانی

نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۹

عکس

فردى ازدواج کرد و به خانه جديد رفت
ولی هرگز نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید

آنها هرروز باهم جروبحث میکردند

روزی نزد داروسازی قدیمی رفت واز او تقاضا کرد سمی بدهد تا بتواند با آن همسر خود را بکشد
داروساز گفت اگر سمی قوی به تو بدهم که همسرت فورأ کشته شود همه به تو شک میکنند پس سم ضعیفی میدهم که هر روز در خوراک او بریزی و کم کم اورا از پای درآورى و
توصیه کرد دراین مدت تامیتوانی به همسرت مهربانی کن
تاپس از مردن او کسی به تو شک نکند
فرد معجون را گرفت
و به توصیه های داروساز عمل کرد
هفته ها گذشت
مهربانی او کار خود را کرد و اخلاق همسر را تغییر داد

تا آنجا که او نزد داروساز رفت و گفت
من او را به قدر مادرم دوست دارم
و دیگر دلم نمیخواهد او بمیرد
دارویی بده تا سم را از بدن او خارج کند
داروساز لبخندی زد و گفت
آنجه به تو دادم سم نبود
سم در ذهن خود تو بود
و حالا
با مهر و محبت آن سم از ذهنت بیرون رفته است

مهربانی
موثرترین معجونیست که
به صورت تضمینی
نفرت و خشم را نابود میکند...

داستان

نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۰

عکس

روزی یک زرتشتی و یک مسلمان
از مسیری در حال عبور بودند.... در حین مسیر دختر بچه ای ۱۲ ساله را دیدند که با سبد پر از میوه مى خواهد از رودخانه عبور کند.
آن مرد زرتشتی سبد میوه را بردوش و دست دخترک را در دست گرفت و از رودخانه عبور داد.
در ادامه مسیر؛ مرد مسلمان رو به مردزرتشتی کرد و گفت: در دین ما لمس کردن بدن جنس مخالف عملی حرام است، مگر آنکه یکی از دو طرف به سن تکلیف نرسیده باشد و یا نسبتی بین آن دو باشد .
لمس جنس مخالف سبب طغیان شهوت و سقوط به ورطه گناه است و ...... مرد زرتشتی کلام او را قطع کرد و گفت:
من آن دخترک را به آنسوی رودخانه بردم و رهایش کردم، تو هنوز در ذهنت رهایش نکردی؟!

بهترین الگو برای پیروی در زندگی

نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۴

عکس

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ درزندگی ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ : ‏ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ‏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺘﻨﺪ :
ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ، ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ ،ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ....
ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﻧﺪ
ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ
وﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
کودکانه زندگی کنید .

دلم واست تنگ شده بود

نوشته شده در يکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۴

عکس

من معتقدم جمله ی "دلم واست تنگ شده بود" از جمله ی "دوستت دارم" عشقش بیشتره .. ..

نوشته شده در يکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۰

عکس

دوست داشتن از يه جايى به بعد زياد نميشه, عميق ميشه...

داستان

نوشته شده در شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۳۳

عکس

درویشی به دهی رسید
عدّه ای از بزرگان ده را دید که نشسته اند
پیش رفت و گفت :
چیزی به من بدهید
وگرنه به خدا قسم با این ده همان کاری را می کنم که با ده قبلی کردم .
آنها ترسیدند و هر چه خواسته بود به او دادند . بعد از او پرسیدند :
با ده قبلی مگر چه کرده ای ؟
گفت :
از آنها چیزی خواستم ، ندادند
آمدم اینجا ، شما هم اگر چیزی نمی دادید به ده دیگری می رفتم......

درک گرسنگان

نوشته شده در پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۱۱

عکس

روزه میگیری که گرسنگان را درک کنی؟

بی خیال !!!
اینجا همه سالشان رمضان است
اینها زولبیا وبامیه را فقط از پشت ویترین مغازه ها دیده اند

روزه گرفتن

نوشته شده در چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۳۲

عکس

ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ:ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺭﻭﺯﻩ‏ﺩﺍﺭﻯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻩ‏ﺍﺵ ﺟﺰ ﮔﺮﺳﻨﮕﻰ ﻭ ﺗﺸﻨﮕﻰ ﺑﻬﺮﻩ‏ﺍﻯ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ‏ﺩﺍﺭﻯ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺟﺰ ﺑﯿﺨﻮﺍﺑﻰ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﺳﻮﺩﻯ ﻧﻤﻰ‏ﺑﺮﺩ.

ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼ‌ﻏﻪ، ﺣﮑﻤﺖ 145

[روزه که همه اش نگه داشتن خندق بلا نیست...ماکه تجربه نکردیم ولی میگن اگه به نتیجه اش برسی روزه همه اش شیرینی وحلاوته]

عجیب ترین معلم دنیا

نوشته شده در چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۵

عکس

امتحاناتی که هر هفته می‌گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می‌کرد...

آن هم نه در کلاس،در خانه...

دور از چشم همه
اولین باری که برگه‌ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...

نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...

فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من...

به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...

من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...

بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدی نمره‌ی بهتری بگیرم...

مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه‌ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت...

چهره‌ی هم کلاسی‌هایم دیدنی بود...

آن ها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند...

اما این بار فرق داشت...

این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...

فردای آن روز وقتی معلم نمره‌ها را خواند فقط من بیست شدم...

چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم...

زندگی پر از امتحان است...

خیلی از ما انسان‌ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ...

تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم...

حکومت بر پایه ترس و جهل مردم

نوشته شده در يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۸:۳۴

عکس

در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.

جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.

در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.

به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.

مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.

کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد . چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.

سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.

شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.

ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.

حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!

من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.

در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.

مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.

حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.

از خاطرات یک مترجم _ محمد قاضی

شاد کردن قلب دیگران

نوشته شده در يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۸:۲۴

عکس

شاد کردن قلبی با یک عمل، بهتر از هزاران سر است که به نیایش خم شده باشد.

سازمان یونسکو

نوشته شده در جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۳۹

عکس

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
وقتی جنگ جهانی دوم پایان یافت ، از تمام دنیا هیئت‌ هایی به آمریکا رفتند تا برنامه ای بریزند که پس از جنگ چه باید کرد که جنگ جهانی سومی روی ندهد . یک هیئت نیز از ایران رفت که شامل دکتر غنی ، انتظام ، قاسم‌ زاده ، تیمسار جهانبانی و البته دکتر سیاسی هم بود ...

در سانفرانسیسکو هیئت ایرانی گل کرد ، زیرا در جلسات ، سایرین هر کدام پیشنهاد می کردند ؛ که مثلاً تمام دنیا را باید خلع سلاح کرد تا جنگ نشود ! یکی گفت که همه مردم را باید سیر کرد تا جنگ نشود ! یکی گفت که تمام ثروت ها را باید تقسیم کرد تا دنیا متعادل شود ! جمعی می گفتند ؛ که باید مرز ها را برداشت تا جنگ های توسعه طلبانه پیش نیاید ...

ناگفته پیدا است که هیچ کدام پیشنهاد ها عملی نبود و از جلسات خصوصی تجاوز نمیکرد و به جلسه عمومی نمی رسید ، تا اینکه یک روز دکتر سیاسی که به زبان انگلیسی و فرانسه مسلط بود ، رفت پشت تریبون و نگاهی عالمانه و مصداق عاقل اندر سفیه  به حضار انداخت و گفت :

خیر آقایان ! جنگ نه مربوط به شکم است و نه ثروت و نه مرز ! جنگ و دعوا تنها نتیجه " جهل " است ! مردم با فرهنگ های یکدیگر آشنایی ندارند و چون فرهنگ همدیگر را نمی شناسند ، به همدیگر احترام نمی گذارند و این توهین ها نتیجه ای جز جنگ ندارد . پس باید کاری کرد که سطح دانش مردم و شناخت آنها از فرهنگ همسایگان و بیگانگان بالا برود . در این صورت احتمال دارد که از میزان جنگ ها کاسته شود ...

هنوز سخنش اتمام نیافته بود که ناگهان حضار بپا خواستند و صدای کف زدن های ممتد آنها نشان از تایید گفته های دکتر سیاسی بود . که تنها راز بقای سرزمین کهن ایران و هم زیستی مسالمت آمیز مردمش را به زبان آورده بود .
 
بنابراین کمسیونی تشکیل شد که اساس آن بر شناختِ فرهنگ ها و بالا بردن تعلیم و تربیت عمومی باشد و این همان چیزی است که عنوان یونسکو به خود گرفت و بعد ها یکی از سازمان های بزرگ وابسته به سازمان ملل متحد به شمار رفت و مرکز آن پاریس شد . دکتر سیاسی نیز به همین دلیل تا پایان عمر همیشه از اعضای برجسته این سازمان بود و در تمامی جلسات اصلی آن شرکت داشته و در ایران نیز سال ها ریاست آن را داشت ، یا با مرحوم علی اصغر حکمت مشترکاً آنرا اداره می کرد ...

و چه افتخاری از این بالاتر که ما ایرانیان با هر زبان و هر نژاد ، به پشتوانه تاریخ و فرهنگ والا و کهن و مشترکمان ، هیچگاه و هیچگونه جنگ قومی در ایران زمین نداشته ایم و قطعاً نخواهیم داشت ...

صرف افطاری

نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۲۸

عکس

با سلام
و آرزوی قبولی طاعات همگی دوستان، بدینوسیله از شما دعوت میشود فردا شب بعداز اذان مغرب راس ساعت ۸/۳۰ جهت صرف افطاری
دَستان خود را حتما تمیز بشویید.
التماس دعا…

😂

نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۵۴

عکس

به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره
زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

😂

نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۵۱

عکس

غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره

ماه مبارک رمضان

نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۵۰

عکس

از بالاترین فضیلت ها در ماه رمضان ، افطاری دادن است
منتظر تماس شما هستیم . . . !

ارزش واقعی هدیه

نوشته شده در سه شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۹

عکس

یه مِثل قدیمی میگه :

🌹دوست مرا یاد کند گر هِله پوکی 🌹


    هدیه هر چند اندک و کم ارزش حتی در حد یک دانه هِل پوک شده باشد،نشان میدهد به یاد دوست هستیم و به او علاقه داریم 

قلب شکسته

نوشته شده در يکشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۴

عکس