اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

مهم نیست

نوشته شده در جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۲

عکس

اینکه ناراحتی و گریه می کنی مهم نیست

مهم اینه که کی ناراحتت کرده؟

چطوری ناراحتت کرده؟

اون رو کنار کی دیدی؟

کنار هم بودن؟

کنار هم راه می رفتن و می خندیدن؟

دستاشون تو دست هم بود؟

حتی دیگه اینا هم مهم نیست!

مهم اینه که اون دیگه برای تو نیست.

من شکستم....

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۴۱

عکس

گرمای آفتاب،نوازش دست های باد،صورت خیس ابرها،شبنم اشک گل های نرگس،صدای شکستن شاخه های درختان،بوی دل انگیز خاک باران خورده؛ شاید تمام این ها را به فراموشی بسپارم زمانی که تو را درکنار دیگری می بینم.

این «دیگری»نامش چیست؟عشق،هوس،جایگزینی برای نبودن های من و یا....

نمی دانم تنها صدای قدم ها ی تو در کنار او برایم آشناست یا خورد شدن دوباره ی غرور و احساس من؛مانند آن شاخه های خشکیده ای که در خاطراتم همراه یکدیگر بر روی آنها پا گذاشتیم تو نیز با او بر روی قلب من پا گذاشته و آن را خورد می کنید.

شنیدی؟..صدایش زیبا بود؟..به دلت نشست؟..صدای قلبم را می گویم..صدای شکستنش شبیه به چه بود؟شکستن آن شیشه هایی که به درودیوار این خانه پرتاب می کردی؟ یا همان شاخه هایی که بر روی آن قدم گذاشتیم؟نمی دانم شاید مرا نمی خواستی!شاید من بازیچه ات بودم؟

اما تنها یک چیز را از تو می خواهم...اگر با او رفتی....لطفا تکه های قلبم را به هم بچسبان....شاید بعد از تو کسی بخواهد در قلبم زندگی کند....

ای که....

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۴۰

عکس

ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف نیست که تو باشی و مرا غم ببرد

گشتم نبود،نگرد نیست

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۹

عکس

از پس حلقه های اشک به چشمانش نگریستم

با تمسخر گفت:در چشمانم به دنبال چه می گردی؟

پاسخ دادم:به دنبال عشقی که به من داری!

تو دروغ می گویی که مرا نمی خواهی

و باز هم به چشمانش نگریستم

با پوزخندی آشکار به من گفت:

گشتم نبود،نگرد نیست

و سپس رفت و مرا با خاطراتش تنها گذاشت

و نفهمید که پس از او زندگی کردن را فراموش می کنم.

حالا که نیستی...

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۸

عکس

حالا که نیستی راحت بگویم.....سخت است مرور خاطراتی که ساده با هم ساختیم.

گاهی...

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۸

عکس

گاهی اگر سرت را بگذاری بر روی شانه های من

و کمی اشک بریزی،و از ناامیدی هایت بگویی

ومن کمی فرصت داشته باشم تا به صدای دلنشینت گوش بسپارم

کمی نوازشت کنم و عطر تنت را بو بکشم

و به این فکر کنم شاید این آخرین باری است که می بینمت

فردا شاید من نباشم؛شانه هایم نباشد؛نوازش هایم نباشد

تب و تاب و دلبستگی ام به تو نباشد؛

صدای دلنشین و پر از غم تو نباشد؛موج احساس چشمانت نباشد

اما اگر من نباشم سرت را بر روی شانه های چه کسی خواهی گذاشت؟

اگر من نباشم کدام قلب برای صدای تو بی قراری می کند؟

اگر من نباشم چه کسی تن رنجور و خسته ات را نوازش می کند؟

اگر من نباشم چه کسی می تواند آنگونه که لایقش هستی تورا دوست بدارد؟

......

اما اگر من نباشم ؛نگران نباش،کسی بر روی این کره ی خاکی پیدا می شود

که بتواند جای من را پر کند؛

او جایگزینی است برای نبودن های من

نمی فهمید دوستش دارم

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۷

عکس

نمی فهمید یا نمی خواست بفهمد!!نمی دانم

تنها می دانم هر چه که بود ساده از کنار من و عشق من گذشت

و دیگری را در آغوش کشید،

اکنون سال هاست که نامش را از زبانم رانده ام

اما قلبم هر لحظه نامش را فریاد می زند.

تنها به هوای یک آغوش پر از هوس او

گرمای خاطراتت

نوشته شده در چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۱

عکس

به خاطرا رو به رویم نگاهی می اندازم

از سرما یخ بسته اند

به گونه هایم دستی می کشم تا اشکهایم را پاک کنم

اما از سرمای دستانم تعجب می کنم

دیگر گرمای دستانت را به گذشته سپردم

تو و خاطراتت مانند آفتابی بودید که با طلوع زندگی ام بر من تابیدید

غافل از اینکه هر طلوعی یک غروبی دارد و من تنها یک روز را برای زیستن در اختیار دارم

ولحظاتی بعد خواهم رفت

اما تو بمان و بتاب بر زندگی هایی دیگر که سر از خاک بیرون خواهند آورد

در دل شب

نوشته شده در چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۹:۵۰

عکس

در دل شب گاهی صدایی می شنوم

گویی تمام جمله هایت در ذهنم باز گو می شود

وتنها یک چیز را می توانم ببینم و بشنوم

باز هم تو که در مقابل چشمان خیسم

برای آخرین بار آخرین حرف هایت را می زنی

و لحظاتی بعد صدای قدم هایت روح را از تنم جدا می سازد

زیرا که دیگر هرگز تو را نخواهم دید

من می رم

نوشته شده در چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۵

عکس

من می رم اما چیزی حل نمیشه

می دونم خاطراتت ترکم نمیشه

من می رم تو بهش بگو یادت رفت

لبخندای شادم تو آغوش باد رفت

من می رم تا دستاشو راحت بگیری

بهش بگی که هر ثانیه واسش می میری

پروانه و شمع

نوشته شده در شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۳۲

عکس

پروانه ای آمدو بر روی شانه ام نشست.

از او پرسیدم:چه می کنی ؟ به کجا می روی؟

پروانه پاسخ داد:به دنبال شمعی می گردم تا به دورش بگردم؛زندگی بدون عشق برای من معنایی ندارد...

به فکر فرو رفتم...به افکار این پروانه ی بیچاره پوزخندی زدم.

نمی دانست همین عشق بال های پروازش را خواهد سوزاند و دیگری بالی برای پرواز باقی نخواهد ماند.......عشق درد جانگیری است .....این در طی زمان ثابت شده!!

عروسک خوشگل من...

نوشته شده در شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۶

عکس

عروسک خوشگل من سفید پوشیده                                                           اما تو بغل یکی  دیگه خوابیده

عروسک من،چشماتو ببند                                                                      وقتی صبح شد چشمای خوشگلتو باز کن

عروسک من ،چشماتو ببند                                                                         امشب به جای من آروم بخواب عزیزم

عروسک خوشگل من چقد تو ماهی                                                              خیلی عزیزی تو برام،قشنگ و نازی

عروسک قشنگ من خیلی می خوامت                                              امیدوارم خوشبخت شی با اون که خوابه کنارت

عروسک خوشگل من ،دوسش داری تو                                                           امشب به جای من تو بغل اونی تو

عرویک قشنگ من دوسش داری تو                                                               چشمای من خیسه و تا ابد میری تو

عروسک خوشگل من دوسش داری تو                                                                    اینه آخر قصه ی تلخ من و تو 

 

عروسک خوشگل من سفید پوشیده                                                                  اما تو بغل یکی دیگه خوابیده

 

عمر تو..

نوشته شده در شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۴

عکس

عمر تو به پای کسی بده که بمونه باهات  تا آخرش        نه کسی که ولت کنه وقتی از روی پل رد شد خرش

درد من

نوشته شده در يکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲:۱۹

عکس

می دانی دردم چیست؟؟؟

دل به کسی دادم که دلش با من نیست...........

زندگی من......

نوشته شده در سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۴:۰۸

عکس

زندگی من برای کسی تباه شد که قرار بود به پای یکی دیگه پیر بشه!!!!

چه زودرفت.....

نوشته شده در جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰:۴۸

عکس

چه زودرفت.........آنکه می گفت تا ابدخواهد ماند.......

تنهایی یعنی.....

نوشته شده در جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰:۴۷

عکس

تنهایی یعنی ازعشقت کردن جدات          تنهایی یعنی دردودل هات،تووخدات

 

تنهایی یعنی اینکه عشقت نیس توخونه     تا که بدونه دل عاشق تو داغونه 

آغوش....

نوشته شده در جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰:۴۶

عکس

یه زمانی،درآغوش کسی آرام می شدم که حالا خودش در آغوش خاک آرام گشته..

چشمام میشه خیس.....

نوشته شده در جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰:۴۶

عکس

چشمام میشه خیس        اما می دونم این حقم نیس

 

واسه ی کسی جون میدم     که تمام اون سهم من نیس

 

این قلب شکسته و خستس     دیگه حتی حسی توی بدن نیس

 

اماحالا که فکر می کنم میبینم    خب حتما لیاقتش نیس

 

به او گفتم:

نوشته شده در شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۵۶

عکس

با بغض به اوگفتم:

 این روزها بی توغمگین می گذرد.

 با بی رحمی لبخندی زدو گفت:

 این نیز بگذرد!!!