اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

.....

نوشته شده در جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۸

شازده کوچولو : چه جوری قبول کنم که اشتباه کردم .؟

روباه : فقط ادامه اش نده و ديگه هر گز اون اشتباه رو

دوباره تكرار نكن .....!!

خخخخخخ

نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۴

ميگن هـــر وقت عزرائيل جون يه آدم مهم و معروف

 

رو مى گيره ، يه فرشته تو برزخ وايميسه مى گـه :

 

مهمان داريم چه مهمانى .....!! خخخخ

خخخخخخخخخخخخخخ ..............

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۵۱

یکی به گوینده های شبکه خبر بگه :

حالا راستشو نمى گید مهم نیست ، ولـــى لااقل

کت و شلوار قهوه ای و پیراهن صورتی نپوشید

ديگه .....!! والاااا بوخدااااا

عشق اول ..............

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۴۵

**‏عشق اول ** اونـــی نیست که زودتــــر از همه اومده
اونیه که از وقتی اومده دیگه ** هیچ كس ** جــاش رو

توى قلبت نتونسته بگيره .....!!

خوشبختى ..............

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۳۹

اگر بتونی زمانو به عقب برگردونی ، ولی دلت

نخواد چیزی رو عوض کنی ، مى تونی بـــگی

واقعاً خوشبختی .....!!

خخخخخخخخخخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۳۵

‏رفیقم زنگ زده دوشنبه امتحان میانترم داریم
گفتم : دوشنبه ها مگه کلاس داشتیم .......؟؟؟!!!!

مى گن سه روزی هست سکته ناقص زده بيچاره رفيقم

خخخخخخخخخخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۳۳

دختره رو پروفایلش نوشته :
ماه هفتم—3—حرف اول انگلیسی .....؟؟؟!!!!
رفتم ازش مى پرسم : این چیه رو پروفایلت .....؟!!!

مى گه : اسمم دیگه .....!!
مى گم : اسمت مگه چیه .......؟؟!!!!

مى گه : واقعا نفهمیدی .....؟!! مهرسا دیگه .....!!
خدایا من از کجا باید مى فهمیدم اسمش مهرسا ست .....؟!!!

اینا چرا نمى رن تو سازمان جاسوسی سیا کار کنن خب .....؟؟!!!!!

خخخخخخخخخخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۷

تا مى تونید بخورید و بیاشامید و همینجوری اسراف

کنید که یـــه چند روز دیـــگه این موقع بـــایــد التماس

موذن زاده اردبیلی رو بکنید که اذانو بگه .....!!

آب باريكه ..............

نوشته شده در دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۴

ولـــی اســـهال خیلی بهـــــتر از یبوسته
به هر حال یه آب باریکه ای هست .....!!

تلويزيونيا كابينت ؟؟!!!!

نوشته شده در جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۶

حيف نون با يكى از دوستاش صحبت مى كرد و هى به

تلويزيونش اشاره ميكرد مى گفت اين كابينت ما اينجور

اين كابينت ما اونجور ، دوستش هم هى تكرار مى كرده

تلويزيونو ميگى ديگه !!! منظورت تلويزيونه ديگه .....؟!!

آخـــرش طاقت نمياره يقه حيف نون رو مى چىسبه بهش ميگه :

داداش ، اخوى ، ابله ، كودن ، احمق به اين ميگن تلويزيون

تِ لِ و ى ز ى ى ون تللللوووويييييزززززييييووووون !!!!! چهار

بخشه !!!! حيف نون با خونسردى ميگه يقه رو ول كن ، چشماتم

ببر تعميرات !! اين كابينته ، كا بى نت !!!!! سه بخشه. ....!!

تو مگر غير از قابلمه و ماهيتابه و ظرف و ظروف توى بيست تا كاناله

اين چيز ديگه اى مى بينى آيا ؟!!! خووو ، توى كابينت هم همين چيزاست

ديگه !!!!

خواستم بگم قربان اون حيف نون با همه حيف نونيش فهميد فكر نكن

ما هنوز نفهميدم ، ما فقط به زبون نياورديم !!!!!!

اندر احوالاتِ سوتى هاى باباى من .....

نوشته شده در جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۳

باباى من خيلى كم سوتى ميده ، ولى اگر سوتى بــده قيقا همون جاهايى 

ميده كه با زندگى گذشته و حال و آينده آدم بازى مى كنه بطور مثال هفته

گذشته براى خواهرم خواستگار اومده بود باباى نازنين اومدن كه مثلا بـه

خواستگاراى گرامى شيرينى تعارف كنند ، فرمودند :

تو رو خدااااا تعارف نكنيد ، بفرماييد دهنتونو سرويس كنيد ....!! اقااين

داداش كوچيكه مام زيادى زور زد كه نخنده ببخشيد ببخشيد خيلى عــذر

ميخوام يه بادى در شد ازش ....!! ديگه هيچى ديگه ، شــد مصداقِ : گل

بود به سبزه نيز آراسته شد يدفه كل مجلس رفت رو هوا از خنده :--))))

مادر داماد كه اينقدر خنديد خودشو خيس كرد بيچاره دادمادم كه از بس 

كه به خودش فشارآورده بود كه نخنده ، شده بود عين چغندر پخته قرمز و

داغ .....!! اندر احوالات بقيه هم هيچى نگم بهتره .....!!

قرار بود هفته بعد براى من برن خواستگارى ، خودم زنــــگ زدم كنسلش

كردم والا دختره همكلاسى دانشگاهمه ، منم كه هفته پيش تـــــوى جلسه

خواهرم سنگ تموم گذاشتم از خنده . كلا از دست سوتى هاى نـــاب اين 

بابايى هم فقط يه كوچولو تو دانشگاه آبرو دارم :--((((((

والااااااا خانواده دختره مى كشنمون 

شــــباهت و تفاوت خواب و خواستگار

نوشته شده در جمعه ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۶:۰۳

يافتم يافتم ..... اگه گفتين شــــباهت خواب با خواستگار چيه ؟!!!! هر دو تاشون اكثرا ميان اما غريب به اتفاق آدمو نمى گيرن .....!! حالا تفاوت شون چيه ؟!!!! با خوردن يه قرص حتما خواب مى گيردتون اما اگه يه جعبه قرص هم كه بخورين عزراييل صد در صد جونتونو مى گيره اما عمرا خواستگارتون شمارو بگيره !! عجب كشفى !! برم به اكتشافات بعديم برسم

چى چيولوژى خخخخخخخخخخ ..............

نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۷:۵۶


یه دانشمند و حيف نــون تو یه کشتی کنار هم نشسته بودن . دانشمنده میگه : تو با این همه سنى که دارى بیولوژی و اکولوژی و جیولوژی و پرتولوژی و سیاژولوژی بلدی ...؟!! حيف نون میگه : نه ، دانشمنده یه نیشخند میـزنه و میگه نصف عمرت برباد است وبه مسیرشون ادامه
میدن که یهو طوفان میگیره ، تـــــو اين حــــال حيف نون ميگه : داداش تو شنالوژی بلدی...؟
دانشمند ميگه : نه چطور .....؟!! حيف نـــــون
مى گه : خب کل عـــــمرت بـــــر باد است الان طــوفــانولوژی ، غــرقـــولوژیت مى كنه ، بــعد نهنگولوژی ، تیکه تیکولوژیت مى کنه تـــا دیگه گهولوژی نخوری .....!!

خخخخخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۳

پدر من به ابی اسمونی میگه سبز !

به ابی نفتی میگه سبز !

به ابی کاربنی میگه سبز !

به سبز چمنی میگه سبز !

به سبز یشمی میگه سبز !

به سبز زمردی میگه سبز !
.
.
.
.
بقیه رنگ ها هم قرمز محسوب میشن/:

خخخخخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۲

یه پرنده خریدم اوردم خونه دو هفته شب و روز منتظر بودم حرف بزنه، آخرش گفت حاجی حالا من این دفعه حرف میزنم ولی ناموسا جغد چه حرفی داره بزنه...؟! 

خخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۰

اونقدری که من واسه شستن فرشهای خونه پارو زدم

 

واسه کشتیه تایتانیک پارو زده بودم الان غرق نمیشد :|

خخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۹

در سواحل شمال وضعیت جوری است که زیرانداز را دست می‌گیری و دنبال یک متر جا برای انداختن می‌گردی و انقدر می‌ری می‌ری که وقتی جا پیدا می‌کنی متوجه می‌شوی که وارد خاک ارمنستان شده‌ای و باید برگردی.

خخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۹

عاغا یه سوال
میدونین که لاکپشتا خونشون لاکشونه.
خب اگه اینا ازدواج کنن بعد عروسی کدوم خونه با هم میرن برای (اون کارا...)
اصلا چطور تولید مثل میکنن لامصبااا

خخخخخخ

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۸

به رفیقم گفتم چرا دخترای کشورتو ول کردی رفتی با اروپایی ازدواج کردی؟ 
گفت چندتا فایده داره که برات میگم ...

فواید مادی:
1_مهریه 100 میلیونی نمیخواد
2_خرج عروسی 20 میلیون نمیشه
3_تزیین ماشین عروس 100 هزار تومنی نمیخواد
4_طلا و جواهرات بمبلغ 20 میلیون نمیخواد
5_لباس عروس یک میلیونی نمیخواد
6_تالار 10 میلیونی برای جشن عروسی نمیخواد
7_خوشکلیش طبیعیه نمیخواد هرماه 500 هزار تومن لوازم آرایشی بخرم
8_کم غذا میخوره و هرماه 500 هزار تومن خرج خوراکمون کم میشه

و اما فواید معنوی:
1_بچه هام خوشکل میشن
2_مادر زن تو زندگی ندارم فوقش سالی یکبار ببینمش
3_همه به من حسادت میکنند که زنم خوشکله
4_صبح که بیدار میشم مخلوقی عجیب تو رختخوابت نمیبینم
5_شکلش قبل از خواب و بعد از خواب تغییر نمیکند
6_اگه دختر دار بشم تا بالغ بشه خواستگار براش میاد
7_کلمه "مادرت گفت" و "خواهرت گفت" تو زندگی ندارم
8_کلمه "جادوگر" و "دعا نویس" و "جادوم کردند" تو خونه نداریم
9_هر لباسی که بپوشه بهش میاد و لازم نیست برای هر مراسمی براش لباس بخرم
10_و اگر از دستم ناراحت بشه با یک شاخه گل آشتی میکنه و کار به انگشتر و دستبند طلا نمیرسه

اینا رو که گفت ازش پرسیدم: زنت قرمه سبزی هم بلده درست کنه؟
گفت: نه.
منم نامردی نکردم و ی دونه همچین زدم تو گوشش که بدونه خیانت هم حد و اندازه ای داره، با همه چیز شوخی با قرمه سبزی هم شوخی؟ (^_^)

كاش

نوشته شده در شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۳

كاش روزى برسد

كه در آن روز ، همه خوش باشند

كاش آن روز كه رسيد ، هم تو باشى ، هم من

كه به آواز خوش چلچله ها ، زندگى سر بدهيم

و فقط عشق بماند كه به آن تن بدهيم

و فقط يار بماند ، كه به او دل بدهيم

هر چه زودتر برسد كاش آن روز

كه نه فقر باشد و نه پولدارى

همه يكسان باشند ، همه همرنگ باشند ، همه يكرنگ باشند

كاش آن روز برسد زود از راه

كاااااااااااااااااش آن روز برسد زود از راه

آمين

عيدتون پيش پيشكى مبارك دوستان