اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دنــــــیــــــای پــــســــرا

نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۱

عکس

دنیای پسرا :

 


پُر از پیراهن شلوار

پُر از کتونی و عطر

پُر از قرار با رفیقاشون

تلفن های یک دقیقه ای با موضوع چه کاره ای داداش بریم بچرخیم ؟؟

یه عکس یادگاری...

حرفی در کار نیست ، قولی وجود نداره ، همه تو دل خودش میمونه ...!

آهنگ گوش دادنای نصف شب تو خیابونا...

با ناراحتی به یه عکس نگاه کردن

دوش گرفتن های 5 دقیقه ای

1000 بار این جمله رو تکرار کردن " به ما نمیخوری آخه...."

اس ام اس دادنای شبونه: گور باباش ( که کلی غم پشتش نشسته ....)

کلمه های رمزی که فقط خودشون معنیشونو میدونن ...

راز هایی که فقط خودشون ازشون خبر دارن...

دنیای پسر ها پر از پیراهن های مردونه و تنهایی و رفیقاشون !!!

پُر از تلاش برای مخفی کردن غماشون ...

دنیای پسرا بعده عشق اولشون دیگه دنیا نیست

پُر از عقده ها و غم هایه عاشقی که تو بدنسازی ها و ورزش هاشون خالی میکنن

و ...

 


دنیای پسرا خیلی جالب و باحاله
مخصوصا پسرایی که واسه ناموسشون حاضرن هر کاری بکنن و کاری به ناموس دیگران ندارن ( نگین نیست....هست هست هست !! )

 

 


امشب هم فدا مدا بشیم پای اون آقا پسرایی که میرن کار میکنن و خبری از وضعیت هوا و قیمت سکه و ارز و ....تو دنیای مجازی ندارن

 


نوشته شده توسط : علی اکبر

ســــــــــرباز وطنم 5... و (پایانی)

نوشته شده در سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۲:۲۰

عکس

از پشت پنجره ی اتوبوس با خواهرم و بابام خداحافظی کردم

مامانم دلشو نداشت همراهمون بیاد محل اعزام سربازا

19/02/1394 حرکت به سمت خراسان جنوبی شهرستان بیرجند داغ و گرم

مرکز آموزش 04 آقا امام رضا (ع)

دیگه بعد 18 سال زندگی تو دنیای شخصی خودم وارد یه دنیای دو ساله ی اجباری،نظامی شدم

دو سالی که اختیارم دست خودم نبود

دو ما آموزشی تموم شد

تقسیم شدم تیپ تکاوری158 شاهرود

اونجا هم خداروشکر منشی جانشین فرمانده گردان شدم....بعد سه ماه یهویی نامه ای اومد در وصف اینکه جابه جا بشم در استان خودم خدمت کنم

اومدم دو آب....پذیرش شدم در یگان پاسدار خدمت کنم... با تمام سختی ها و تو مُخی ها موندم...بدون اینکه لب وا کنم که برام سخت میگذره

تو برف و سَگ لَرزه ها تو برجک نگهبانی میدادم...#تمام شد

بعد 10 ماه نگهبانی منشی یگان شدم تا حدی که مرخصی سربازا دست خودم بود...تا جایی بهم اعتماد کردن که مُهر فرمانده دستم بود

و تا جایی که تونستم سربازارو اذیت نکردم...بقیه ی خدمتمو به عنوان منشی، ارشد، معاون ارشد و پاسبخش گذروندم

#تمام شد... یهویی فهمیدم که زمان ترخیص شدنم هست

فهمیدم در تاریخ13/10/1395 ترخیص هستم

با تمام سختی هاش گذشت...سختی هایی که نمیشه به قلم آورد

بلکه باید با چشم لمس کرد تا طعمشو چشید

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پنجره ی اتاقت واسه همیشه بسته شد

خوشبحالت تو اتاقت پیش بخاری داری کانال تلویزیون و عوض میکنی و به عشقت پی ام میدی

وبه سرمای بیرون طعنه میزنی

امـــــا من....هه....#تمام شد

پی ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسته ی اینترنتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گوشی لمسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی یادته اون زمان که ما عاشق هم بودیم اصلا نه تلگرامی نه گوشی های اندرویدی نه و..... مُد نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برنامه ای وجود نداشت که عکس همو ببینیم

فقط میتونستیم بریم سر قرار و همو ببینیم اونم چه قراری با هزار ترس و لرز...!!!

بعد جدایی با اون عشقت هم با یه نفر دیگه رفیق شدی؟؟؟؟

خوب داری انتقام عشقو از پسرا میگیریاااااااا....!

.

.

.

.

در این دو سال با تمام سختی هاش گُــــذشــــــت....

امـــــا منم مثه تــــــــو سرمو به جاهای دیگه گرم کردم تا فراموش بشه عشقمون و شُــــــــــد.

واسم مهم نیست الان کُـــجــــایی؟!!

شاید خونه دوستت...شاید با پسری تو پارک و کوچه پس کوچه ها در حال قدم زدن

شاید تو فکر سفر به خارج....شاید پیش خودتی...شاید رو همون نیمکت نشسته ای....

شـــــــــــــــایــــــــــد

خـــــــدارو شکر بعد رفتن تو اینقدر قوی بودم که از غم دوریت نه سیگاری شدم نه الکلی....

سختی ها منو مَــــــــرد تر کرد....

تنهایی سخته؟؟؟! از کسی جدا بشی خیلی سخته هاااااااااا...نَـــــــه؟؟؟؟!

همونی که الان داری تجربش میکنی

خـــلــاصــه: تـــــــــــو هم تنهایی به قول خودت درد و غم و غصه رو همه دارن

اما هر چی بود تموم شد.

.

.

.

.

.

.

.

.

آجر آجر چیدم خاطراتت رو

به فکر آینده بودیم...چجور خونه ای رو بسازیم؟؟! حتی اسم بچمون...!!!

همشون یه روزی آوار شد رو سرم

شنیدم عشقت پولداره....کادوی بزرگ میخره برات

یادته بهت گفته بودم اگه یکی برات یه شاخه گل بخره شاید تشکر کنی و 10 تا بوسش کنی و اگه یکی برات

آیفون سال بخره حاضری جونتو هم فداش کنی؟؟؟

بازم پای پول اومد وسطاااا....!

تو دیگه نگو پول... بخاطر همین پوله که دیگه کسی بعد از تو حتی به سایه ام هم نگاه نکرد

از وقتی رفتی دیگه نخندیدم...

باهاش میخندی؟؟؟؟!!! میری بیرون دور دور؟؟؟؟

هر چی خواستی برات میخره؟؟؟؟؟

راستی؟؟؟؟؟؟؟چقدر زود گذشت

الکی الکی دوسال از هم دوریم

 

.

بعد از من زندگیت خوب شد؟

به اونی که خواستی رسیدی؟

به اونی که عاشقش شدی جواب مثبت دادی؟

بعد از من با اون خاطرات جدید درست میشه؟

بعد از من دلت بگیره به کی اس ام اس میدی؟

بعد از من.....ایشالا بــــشــــی هـــمـــیـــنـــی کـــه مــــن هـــســــــــتــــم

بعد از من....دستشو محکم تر بگیر

بعد از من بیشتر بهش توجه کن

خدایی نگاه کن کاراتو....

 آخه این انصافه؟؟؟؟ تو خوشبخت بشی و من

هنوزم هم بهت فکر کنم؟؟؟!!

ای کاش عکسی که ازت دارم ، می خندید...

راســـتــــی

بعد از من روت میشه خبری از من بگیری که فلانی چرا مُـــــــــــــــرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بَــــــــعــــــــد از مَــــــــــن خــــدایــــی روت مــــیــــشــــه بــــیــــای سَــــر قَـــــبــــرَم؟؟؟؟؟؟!! هِــــــــــــــــــــــه

.

.

.

بیزارم از اون کوچه ای که برای آخرین بار اومدم به دیدنت

یــــآدتـــه ؟

لباس کامل مشکی پوشیده بودم

گفتی: باز مشکی؟

گفتم:لباسمو با رنگ زندگیم سِت کردم!!

هِــــــــــه

آخرین بار دیدمت و دیگه خبری از تو نشد !

از اون روز به بعد آلزایمر شدیدی گرفتم

همه ی اتفاقات عاشقیمون از یادم رفت

جز شماره ات که مدام در ذهن من است و هر کاری میکنم از یادم نمی رود.

تو رفتی و من موندم و خط خاموشی که اون زنه...

اسمش چی بود؟!!

آهان یادم آمد...

(( بیتا عشایری )) که مدام می گوید:

<< دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد >>

و من باز میگیرم شماره ات را

هر چند خاموش باشد

می گذارم به پای نبودنت و می گویم:

مـــن زَنـــگـــمـــو زدم و تــــو خــــامـــوش بــــودی....!!!

هِـــــــه.....

.

.

.

.

.

تازه فهمیدم واسه عشق و جدایی و....نباید خودزنی و خودکشی کرد....

بلکه یه تجربه خیلی خاص میتونی به دست بیاری

#امشب سخت ترین کار دنـــــــــــــیــــــــا رو انجام میدم

مـــی بـــخـــشـــمـــت....چون با این کارم وجدانم  راحت میشه

دیگه میتونم به دنیای رویایی ام برگردم

برم دنبال دختری که بدونم لایق منه....!!
.

.

.

.

خلاصه:

بعد از سرباز وطنم 1 و 2 و 3 و 4 رسیدیم به سرباز وطنم5

خودم که از این 5 نسخه راضی ام...

بدی و خوبی دیدید حلال کنید

امشب هم میخوام فدا مدا بشم برای اون دختر 8 ساله ای که رفت کشوی لباسشو باز کرد و تلویزیون از بالای کمد انداخته شد رو سرش و مرگ مغزی شد و فوت کرد و اعضا شواهدا کردند...روحش شاد
همین...خداحافظ

همه میریم یه روزی ....خودتو آماده کن...!
.

.

.

Text:Ali Akbar(فروخته شده...)

28/10/1395

02:25 صبح

دلــــم ، شــــکــــســــتــــــه

نوشته شده در سه شنبه ۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۰۷

عکس

رفتی...

قرار بود 2 تا بشیم

آخرش شد...

ولی تــــو و اون

مـــن و...

تو شدی 2 تا و من موندم و خودم

بله رو گفتی و امضا تو زدی و...

رفتی زیر یه سقف

من هنوزم تنها و

بـــی خـــونـــه !!!

پرسه زدم تو نبودنات...

تو پرسه میزدی تو خوشی و خوشبختی

هه ... عشق و نگاه...

یکی رو عروس میکنه

یکی رو شـــاعــــر...

قبل اینکه برم خدمت بدون هیچ تجربه ای تو نوشته هام میگفتم:

" بدترین ظلم ها به اون عاشقایی شد که پسر باید می رفت سربازی و دختر چشم به راهش بمونه "

خیل کم هستند اینجور عاشقا

ولی هستند...!!

با تجربه ی کامل میگم: چشم به راه موندن دختر سخت تره

غافل از اینکه پسر هم براش سخته و تو پادگان سختی های خیلی زیادی رو تحمل میکنه

ولی از قدیم گفتند: اونی که تو راهه خسته نیست

اونی که چشم به راهه خسته هست

.

.

.

روحمو خیلی وقته اعدام کردی

آخـــرش ســوخــتـــم...!

منو فروختی...!

به اون یـــکـــی ... به خاطر پــــــول ؟ قـــیـــافـــه ؟

به خاطر اینکه تو حیاط خونمون ماشین نبود؟

به خاطر اینکه نبردمت بهترین رستوران شهر ؟؟

به خاطر اینکه نبردمت لوکس ترین بستنی خوران و...؟؟؟؟

هــــــه... دیگه منو تو دنیای مجازی با اسم مستعار (( فـــــروخــــتـــــه شُـــــده )) می شناسن

همه میگن: کی اینو فروخت ؟؟ میخندن

هــــِــــــه

اشکال نداره

.

.

.

.

 

دســـتــــشـــو مـــی گـــیـــری

امـــــــــــا...

دوســــتــــت دارم

.

.

.

.

یادگاری هامو که نداری خوشبحالت

اینقدر سر مَردم و خونواده و... شلوغه که

قبل اینکه بمیرم فهمیدم که بعد مرگم

حتی وقت ندارن پنج شنبه ها بیان دیدنم

 

بعد مرگم مامان داد بزن بگو مظلوم پسرم

خواهرجونام گریه نکنین وقتی داداشو می برن...

.

.

.

امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون سربازی که تو مرخصی تصادف کرد و خودش و خواهر و مادرش سوختند و مُردند و پدرش هم رفت کما...خدا بیامرزتشون
.

.

.

همین... خــداحـــافـــظ

همه میریم یه روزی ... آمـــاده بـــاشــیـــد
.

.

.

6/7/95

12:35

سه شنبه

نوشته شده: فـــروخــتـــه شــده...!

 

 

یــــواشــــکـــی...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۳:۵۷

عکس

یواشکی از راه دور

یواشکی دیدمت کنار پنجره

یواشکی راه رفتم تو خیابون

یواشکی منو دیدی

یواشکی چشامون به هم خورد

یواشکی غروب شد

یواشکی باز همو دیدیم

یواشکی به هم دل بستیم

یواشکی همو دوست داشتیم

یواشکی باهم بودیم

یواشکی عاشق هم شدیم

یواشکی غروب شد

یواشکی یه سال گذشت

یواشکی به هم زنگ می زدیم

یواشکی به هم اس می دادیم

یواشکی با هم دعوا افتادیم

یواشکی از هم دلخور شدیم

یواشکی با هم خوب شدیم

یواشکی مهربون شدیم

یواشکی غروب شد و بارون گرفت

یواشکی دو سال گذشت

یواشکی بزرگ تر شدیم

یواشکی فکر کردیم

یواشکی باز دعوا افتادیم

یواشکی دیگه باهم خوب نشدیم

یواشکی حرف جدایی رو زدی

یواشکی زنگ زدم گفتی مزاحمم نشو

یواشکی گریه کردم

یواشکی رفتی از پیشم

یواشکی موندم

یواشکی رفتی با یکی دیگه

همه دیدن عروس شدی

همه دیدن رفتی زیره یه سقف

همه دیدن دوتا شدی

یواشکی زندگی کردم با خودم

یواشکی دیگه ندیدمت

یواشکی " منو فروختی "

یواشکی " فروخته شد "

یواشکی دلم شکست

یواشکی تو آینه دیدم موهای سفیدمو

یواشکی مُردم تو خیابون

.

.

.

خیلی از کارهامون و یواشکی انجام دادیم و میدیم

چه خوب که کارهای یواشکیمون در راه خدا باشه و جار نزنیم

نه کارهایی که به خودمون ضرر برسونه

.

.

.

من خدا رو # یواشکی دوست دارم

همین...

خداحافظ...به همین زودیا میام پیشت شاید # یواشکی

.

.

.

نوشته شده در دفتر تامین و پاسدار

شنبه1/8/1395

12:30 ظهر

 

 

مروری بر گذشته

نوشته شده در شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۶

عکس

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم

نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده...

ماها آدمای بی احساسی نیستیم

ماها بی معرفت و نامرد نیستیم

یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری باورامون و از بین بردن

چشم های ندیده دنیا

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۴۴

عکس

""............................................................................................................................................................

...............................................................................................................................................................

..............................................................................................................................................................

..............................................................................................................................................................

..............................................................................................................................................................""

.

.

.

این چند خط متن عاشقونه رو نوشتم

من و تو نمیتونیم بخونیمش

با خط بریل نوشته شده

ســـلـــامـــتـــی هـــمـــه نــابـــیــــنـــایـــان

 

دیدنیست مردم این شهر...!

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۵

عکس

نـــداشــتــه هــایـــم سَـــنـــگــــیـــن بـــــــود

اما من همچنان سـبــک در روی تنه ی درخت خــــــــوابـــیـــده بودم

مَـــردم از بالا دیدنی بودند !

حــســن آقا کــچــل بـــود

محمد عادت داشت در جای خلوت دست بکند در شلوارش !

علی یواشکی نرگس را بوسید !

مریم قلک شکسته اش را باز بند زد...!

امیر با کفش های تازه اش امشب خوابید

مادر حسین از گرسنگی گریه میکرد

فاطمه15 ساله به اجبار پدرش به عقد مردی40 ساله در آمد

پدر نرگس دوباره نیمه شب به او تجاوز کرد.

.

.

.

.

دلت که گرفت یه سری هم به مــــــا بزن

اینجا خونه ما، لوکس و بالا شهر نیست ولی برق هست آب و گاز هم هست...می توان توش زندگی کرد

اینجا هیچ ماشین آخر سیستمی تو حیاطمون نیست تا دلت بخواد برای دیدنت پا برهنه و سینه خیز می آیم

اینجا خبر اومدنم هم کسی را خوشحال نمیکند...

اینجا دیگه کسی نیست با فقیری هایت بسازد...اگر هم بسازد یه روزی چنان منتت میکند که خودت هم پشیمان میشوی

اینجا تو کوچه پس کوچه های این شهر پر از خاطرست چه برا اون پسر عاشق دلشکسته چه برا اون دختر از دست رفته

اینجا مریضی هست که واسه 10تا دونه قرص باید150 هزار تومن پول بده...هنوز هم که خبری از بیمه نشد

اینجا هنوز هم عطر فروشی هاشون پره از دختره...به تو اشانتیون میدهند ولی اشانتیون دخترا باحال تره

یه چی میگم یواشکی ، به کسی نگید!!!

دیشب اکبر آقا به خاطر اینکه برنجشون یکم شل پخته شد زنش را کتک زد...خنده داره ولی تو نخند

اینجا.... دلت که گرفت یه سری هم به ما بزن...نـــتـــرس فقیری هامون واگیر نداره...!

 

امــــــــــروز مَــــن آنــــهـــا را از بـــالـــا دیـــدم

دیــدنـــیــســـت مـــرد ایـــن شَــــهـــر !!!!!

.

.

.

زیـــــــــــادی مِـــــهـــربــــون نـــبـــاشــیــن

داســــتـــــان مــــیـــشـــه.

.

امشب هم رو تنه ی درخت فدا مدا شدیم رفت پای اون مادر بار داری که هم خودش و هم بچه ی توی شکمش و هم دختر6 ساله اش توی تصادف مردند...

( مــامــان اون روز تو نساجی از اون لباس پارچه ای خوشم اومده بوداااااااااا

دروغ گفتم که از رنگش خوشم نمیاد..منو ببخش ! )

همین.خداحافظ

همه میریم یه روزی به اون بالایی قسم

پـــــــــــدر

نوشته شده در شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۳۸

عکس

به سلامتی کسی که هیچ وقت رومون نشد ؛

بهش بگیم دوستت دارم ؛

بابا رو میگم …


 

عـــــمــــــرا بــعـــضــــی هـــا بـــفـــهــــمــــن

نوشته شده در سه شنبه ۲۹ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۶

عکس

سلام ... بالاخره این پست هم نوشته شد و هدفم این بود که تو این بخش متفاوت باشم و کارهای جدیدی انجام بدم . به نظر خودم هم خیلی از اون چیزی که میخواستم رو با این بخش انجام دادم و نوبت ایجاد یه فضای جدیدتر و بهتر شده

.

.

.

.

.

 

---- قبل از شروع به خوندن این متن چندتا نکته رو بگم ، گوش کن رفیق:

_ اگه رگ غیرتت با این متن بالا میزنه نخونش.

_اگه اعتقاداتت نمیذاره حقیقت رو ببینی این متن رو نخون.

_خــــــیــــــلـــــی عــــــزیــــــزی واسم اما اگه جنبه ی حرف های تلخ رو نداری نخون.

_اگه خــــــودت رو توی این مـــتــــن تجسم کردی جای تایپ الفاظ زیبات و ارسالش واسه من ، بشین اندازه ی یک دقیقه به شخصیت خودت فکر کن

بخدا جای دوری نمیره هاااااااااا

منتظر نظر ها و انتقاد هاتون در مورد این متن هستم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

":" نمیدانم چرا ما ملت ایـــــــــــــران همیشه دنبال چیز های گنده هستیم./

گــنــده تـــریـــن ســـاندویـــچ دنـــــیــــا ، گـــنـــده تــــریـــن کــــیـــک دنــــیــــا ، گـــنـــده تــــریــــن امـــلـــت دنــــیـــا ، گـــنـــده تـــریـــن آبــــگــــوشــــت دنــــیــــا ، گــــنــــده تــــریـــن نـــــان دنــــیــــا ، گـــنـــده تـــریـــن بـــســـتـــنـــی دنـــیــــا و...

چــــــرا ما فکر می کنیم چیز گنده ، همیشه بهتر است ؟؟

برای چی این همه انرژی و زمان و تلاش و هزینه صرف می کنیم تا با ساختن چیز های گنده به گینس راه پیدا کنیم؟؟

چـــــــرا هیچ وقت تلاش نمی کنیم که کوچک ترین قالی جهان را ببافیم...؟؟

مـــــا هر روز به کوروش و تخت جمشید و خون پاک آریایی می بالیم و خودمان را برترین و با قدمت ترین و کامل ترین تمدن تاریخ بشر تا به امروز می شناسیم ، اما در 500 سال گذشته هیچ کاری برای بشریت نکردیم.

اگر روزی رئیس نــــــــاســـــــــا یا گـــــــوگــــــــــل هم ایـــــــــرانی باشند ، به ایران ربطی ندارد

حتی اگر نخستین فضانوردی که قدم روی مریخ می گذارد هم ایـــــرانی باشد ، باز هم افتخاری برای ایران نیست.

آنـــهـــا ایرانی هستند ، اما در کودکی یا نوجوانی یا هر زمانی که صلاح خویش دانستند ، کشور را ترک گفته اند و تابعیت یک کشور دیگر را دارند ، چون اگر در ایران می ماندند ، به آن درجه نمی رسیدند

.

.

.

کاش ما به واقعیت های کشورمان ببالیم ، نه این که تا میشنویم در نقطه ای از جهان یک ایــــرانـــی الــاصـــل کاری انجام داده ، آن را به عنوان افتخار توی بوغ و کرنا کنیم و به افتخارات خودمان اضافه کنیم. !

ادعا های ما جهان را جِــــــــــر داده ، اما در عمل ، هیچ نمی کنیم.

مـــــــــا ، بزرگترین کشور مصرف کننده هستیم ، ما فقط می خوریم و می آشامیم و زباله تولید میکنیم و هیچ کاری نمیکنیم ، چون نمی دانیم که از زندگی چی میخواهیم / نمیدانیم از کشورمان چی میخواهیم.

.

.

ما فقط به دنبال پول هستیم ، کافی است در خیابان به مکالمات موبایل عابران گوش بدهی ، همه درباره پول ، چک ، سفته ، سکه ، دلار ، وکیل ، زمین ، ملک و عوارض شهر داری صحبت میکنند

.

.

ما کشوری هستیم که ماهیانه میلیارد ها تومان پول داخل صندوق صدقات می ریزیم ، اما بیماران نیازمند در اثر ناتوانی در تهیه دارو های گران ، جان خود را از دست میدهند.

ما مردمی هستیم که اجازه دادیم " محمد علی فردین " ممنوع الکار بماند ، اما هم دوره های او دوباره در پرده سینما ظاهر شوند ، اما وقتی او در گذشت ، استادیوم امجدیه را برای دیدن جنازه او پر از جمعیت کردیم.

ما مردمی هستیم که همیشه میخواهیم با دروغگویی ، خودمان ، خانواده مان ، جامعه ، کشور و تاریخ مان را برترین جلوه دهیم

.

.

ما مردمی هستیم که اگر به تهران نقل مکان کنیم دیگر میشویم تـــهـــرانـــی و بقیه دوست و فامیلامان میشوند شـــهــــرســـتـــانــی ! گویا به تهرانی ها جایزه میدهند !!

ما مردمانی هستیم که همه امکانات را در تهران متمرکز کرده ایم ، گویی شهر های دیگر جزو ایران نیستند

ما مردمانی هستیم که برای هر دختری که کنار خیابان ایستاده باشد بوق میزنیم و هر زنی که سیگار بکشد را بد کاره می بینیم.

ما مردمی هستیم که اگر فرزندمان مجردی زندگی می کند ، او را به هرزه بازی متهم میکنیم !.

ما مردمی هستیم که با پراید و پیکان دختر هارا می دزدیم و به ته باغ می بریم !

ما مردمی هستیم که میگوییم اقدامات گذشتگان اشتباه بوده ، اما اگر به خودمان هم میدان بدهند ، باز همان کار را میکنیم.

.

.

ما مردمی هستیم که سند مالی و فاکتور را دستکاری میکنیم تا به پول بیشتری برسیم.

ما مردمی هستیم که اگر به دیگران لبخند بزنیم ، به دیوانه بودن متهم می شویم و نوبت کسی را بگیریم زرنگ !!

ما مردمی هستیم که فکر میکنیم فقط با رقص و آواز میتوان شادی کرد.

مردمی هستیم که فکر میکنیم بهشت را برای ما ساخته اند

مردمی که پای ضریح هزاران امام زاده قلابی پول و اشک می ریزند و انتظار معجزه دارند (منظور همه ی امامزاده ها نیست )

وقتی ما اینیم ، نمی فهمم چـــــرا کشور شدیم.! ":"

.

.

.

حرف زیاد است و منم فرصت نوشتن هم دارم

ولی شانه های تو دیگر کشش این همه سنگینی غم هارا ندارد

رفـــیــــق آن روی سِـــــکــــــه بــــود کِــــــــه مــــــیــــــخــــــــواســــــــتــــــــی !!!!!!

.

.

.

.

.

و کلـام آخــــر :

دانـــــی کــه چـــــــرا دار مُـــکـــافـــات شُـــدیـــم ؟

نـــاکـــرده گُـــنـــه چــنـــیــن مُــــجــــازات شُـــدیـــم ؟

کُـــشـــتـــیـــم خِــــردُ ، دار زدیــــم دانـــش را

در بــنــد و اســـیـــر ، صـــد خُـــرافـــات شُـــدیـــم

.

.

.

و باز هم میگم منتظر نظرات و برداشتتون از این متن هستم.

و به یاد همیشه " امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون دو خواهر 9 ساله و 18 ساله مشهدی که تو نهر رودخانه هراز غرق گشته و جان خودشونو از دست دادند"

همین.خـــداحـــافــــظ

هِــــه ... همه میریم یه روزی به اون بالایی قسم

دَهَک 1 یا 10 هم نداره

بلاکم کن

نوشته شده در شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۱

عکس

+ میشـِهہ بِلاڪمـ ڪُنے‍؟��
- چـِرا
+ میخـوامـ باهـات حـَرف بِـزنَمـ

سکانس های ماندگار 5...

نوشته شده در شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۱۱

عکس

�� مادر: امین !
یه چیزی بهت بگم...
هیچ آدمی متعلق به هیچ آدمی نیست... حتی تو بچه‌ی من هستی اما مال من نیستی...��

دخـــــــتـــــــــــــرم

نوشته شده در شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۲

عکس

-سلام

اقا سيانور دارين؟؟

-برو دخترجان! برو تا زنگ نزدم به پليس!!!

عجب!

مگه چيز زيادي ازش خواستم؟؟

يه قرصِ ناچيز!!!

 

-يه بسته سيگار لطفا !

- برو پي كارت!! به دختر سيگار نميديم!!!

چرا؟

كشيدن سيگار جرمه؟؟

هر دختري كه سيگار كشيد خرابِ ؟؟؟

 

امروز دلم ميخواد رو جدولا راه برم...

دستامو باز كنم و از ته دل يه نفس عميق بكشم...

موهامو باز بذارم تا رقص باد لابه لاي موهامو

حس كنم...

-اين جلف بازيا چيه دختر!!!

-دختر بايد سنگين باشه!!

-برات حرف در ميارن...

-معقول رفتار كن!!!

مگه چيكار كردم كه اسمش جلف بازي بود؟؟

من نميخوام مثل پيرزنا يه گوشه بخزم و ديگرانو نگاه كنم...!!

 

-اين داستانا چيه مينويسي؟؟عاشق شدي؟؟

اگه بابات بفهمه زندت نميذاره !!!

-يعني عاشق شدن جُرميه كه سزاش مَرْگه؟؟

اونم به دست پدرم؟؟

يعني پدرومادرم عاشق هم نبودن؟؟

يعني همه ي عاشقارو ميكشن؟؟

 

-كجا؟

-دارم ميرم قدم بزنم...

-با كي؟؟

-تنها..

-هوا تاريكه!! دختر نبايد شب بيرون باشه!!

نميخواد بري...

شب با روز چه فرقي داره؟

يعني دزدا و كلاهبردارا و ... توي روز از خدا ميترسن و شب كه خدا خوابيد ميان تو خيابون؟؟

يعني اين طرز فكر درسته؟!

 

من دخترم...

دختري از جنس حوا...

ولي آدم نديدم كنارم !!!

دختربودن يعني سيگار بكشي فاحشه اي!!!

غم داري؟غصه داري؟؟

برو تو اتاقت،سر تو فرو كن تو بالشت و هق هق كن!!! ولي حق نداري سيگار بكشي..!!!!

دختر بودن يعني وقتي از زندگي خسته شدي

و ديگه ناي ادامه دادن نداشتي

تحمل كن!! صبور باش!!بشكن!!

كسي به تو سيانور نميفروشه....چون تو دختري...

دختر بودن يعني شيطنت و خنده تو خيابون ممنوع!!

يعني حسرت حس كردن نوازش باد روي موهات!!

يعني لباس راحت نپوش!!

چرا؟؟؟

چون جماعتي به نام برادران مذكر از راه به در ميشن!!!

وخدايي نكرده آرمانهاي امام رو فراموش ميكنن!!

دختر بودن يعني حرفاتو بخور

بغضاتو قورت بده

تا ديگران خدشه اي به آرامششون وارد نشه!!!

دختر بودن يعني سكوت در برابر نيشخند ها و متلك ها و انتقادهاي نابجاي نرهاي سرزمينم به اين دردودل

حــــــاشــــــیـــــــــه

نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۳

عکس

تا حالا با خودت فکر کردی که چرا بـــاخـــتــه ای؟؟

زنـــدگــیــت را... مَـــــرا...

به قول تو من مقصر بودم ... اونایی که بعد من اومدن چــی ؟؟ اونا هم بــد بودن؟؟

یــادتــــه ؟؟ بهت گفته بودم:

" این نوشته های لعنتیم به دست خیلی ها رسید/کوه به کوه نمیرسه ولی ما به هم میرسیم"

یه روزی تو شهرمون می بینمت و چشم تو چشم می شیم؟؟

گفته بودم تنها چیزی که مرا مُـــجــاب کرد بروم خـــدمــت

آینده ای بود که قرار بود با هم بسازیم

بعد رفتنم به آموزشی ولم کردی...عاشق اونی شدی که ســـربــــاز نبود

 

با تمام سختیا کنار اومدم ...با دوری بیش از هزار کیلومتر از خونه و دلتنگی و...

یادته نیمه شب داشتم غصه عشقمونو برات تعریف میکردم؟

" یـکـی بــــود یـکـی نـــبــود یــکــی مــنــم یـکــی اونـــــــــه ... یـکـی بـــیـــنــــــمــــونـــه ؟؟ "

تعجب کردی !! گفتم همه چیو میدونم... نمیخواد انکارش کنی

عشق زوری رو نمیخوام

گفتم: قصدت انتخابمونه؟؟

دنیای اون بـــــزرگــــه و دنیای مـــن فـــــــقـــــــیـــــــرونـــــه

اون پسر تو اولویت قلبت بود و انـــتـــخـــابـــش کردی و به من گفتی ایشالا خوشبخت بشی داداشـــی...!

هِــــــــــــه...

دلت مسافر خونه بود...هر کیو راه میداد!!!

یادش بخیر اون روز تو پارک رو نیمکت نشسته بودیم

بهت گفتم: نـــــــــگــــــــرانــــــــــــم

نـــگــرانـــه اینکه شاید ولم کنی

گفتی:نترس تا آخر دنـــیــا باهاتم!!!!

هـــــــه...به هر بهونه ای رفتی و گفته بودی میای ولی دیـــــر میکنی

پــــیـــر شـــدم بـــیــاااا

قراره با مــوهــای ســفـیـدم بـازی بکنی

پـــــیــــر بــشــی بـــه پـــاااااااااش...!

دیگه خیلی وقته از دستم در رفتی...

" شنیدم با پولدارا می گردی...هه....

من هر روز با گریه بالای برجک...تو هم بالاها می پری عشقت سوار پورشس "

تـــو رفـــتـــی و رفــتــنــت مـــنــو بــه بــهــتــریــن هــا رســونــد....شدم نویـسـنـده ای با نوشته های خاص هر سلیقه ای...شاعری با طبع خاص...تو فکر و البته شاید همکاری با تنظیم کنندگان دیس لاو و در آینده ای نزدیک همکاری و کار در امور مدیریتی شرکت بزرگ و جهانی کاله و...

خوشحال باش...بالاخره یه جــا به دردم خوردی

راستی کــجایــی؟؟ پیش خاله هاتی؟؟ !! همون خاله هایی که نشونش میدن شماره اتاقتو

نــــگـــرانـــه عشقتی که چــــــرا نـــیــومــده؟

الان همه چی فرق کرد...خیلی وقته تو دلم نیستی

بهت گفتم اون شب منتظر خبرای جدید از موفقیت هام باش...حالا بشین و تماشا کن

دیگه آخـــــــرای خـــــــدمــــتـــمــه... یـــک ســــــالـــه شـدن خــدمــتــمــو هــم با عـــــــشــــقــــم جــشــن گرفتم

به قول همه زیادش رفته و کمش مونده و افتادم تو سرازیری...

منم دیگه تنها نیستم...اینو میگم که بسوزی

منم مثه همه تو بـــرجــک ها می نویسم

" خدااااااااااااااااا کی میشه تموم بشه یکی اون بیرون منتظرمه "

داستانمون هم با (( سرباز وطنم 1 )) شروع شده بود و تورو تو نوشته هام آوردم

و با (( سرباز وطنم5 )) تمومش میکنم...ولی تو هنوز آدم نشدی

دوست ندارم از تو بگم...دیگه باید به آینده فکر کرد

به عشقی که دردم ، دردشه... عطسم ، تب و لرزشه !

دیگه برجک و تنهایی ها و تو مُخی هاش داره تموم میشه

واسه عــــــــشـــــقــــم مَـــــردی شده ام...

همون آقای مُـــــــرداد مـاهــی عـــــشـــقــــمـــم

مُـــــــرداد مـــاهــی ای که آرزو نمیکنن و آرزو میسازن

دیگه از " چــشــم آهــوی خــودم " می نویسم

همونی که عاشق سُــــرمِــــه چــشــاشــم

چند دقیقه پیش نگرانه عشقت بودی که چرا نیومده؟ !

میری به خاله هات میگی: دلم شـــور میزنه...نــــگــــرانــــم خـــــــالـــــه بــــیــــآ

نوشته هامو بهش نشون میدی و میگی:

" عــلــی ، اینا رو تو نوشتی تو حــــاشـــیــــه هــــا....؟!!!!

منم گفتم: آره

آدم از همین حـــاشـــیـــه هــــا مـیـــاد بـــالـــا ".

.

.

 

"امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون دختری که نوشته هامو نشست با گریه خوند

میگفت: نوشتتو لایک نکردم اما تا دلت بخواد خوندمش و گریه کردم"

هِــــه ... همین.خداحافظ

همه میریم یه روزی به اون بالایی قسم...بالا شهر و پایین شهرهم نداره

.

.

.

29/3/95 شنبه

13:40

دفتر تامین و پاسدار

سـربــاز وطـــنـــم 4 ...

نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۲۳

عکس

از مسیر سوادکوه – قائمشهر تو راه جاده از تونل رد شدیم...

خیلی خوشحال بودم چون چند روز مرخصی گرفتم و به خودم گفتم شاید بهم خوش بگذره

رســیــدم... تو حیاط مــــادرم را دیدم و براش از احترام های خاصم را گذاشتم و مـــادرم را بوسیدم و

بعد از باز کردن بند پوتینم مستقیم رفتم تو اتــاقــم...دلــــم برای اتاقم و لپ تاپ و سایت و وبلاگ و

گوشی و نوشته هام خیلی تنگ شده بود

تو پادگان مطالب های خیلی خاصی را که نوشته بودم و از کیفم در آوردم و گذاشتم توی پرونده هام تا یه روزی به مرحله کامل نویسی برسه و...به اشتراک بزارم

گــوشـــیـــم را روشن کردن دیدم هیچ تماس بی پاسخی ندارم

فقط چندتا اس ام اس اومد که اونم ایرانسل بود...هِــــه !!!

یکم خونه بودم و گوشی و هندزفری مو برداشتم و رفتم از تو انبار دوچــــــرخـــــمــــو گـــرفــــتـــــم و دل و زدم به جاده و دچرخه سواری تا چندین کیلومتر...

شاید از از اون ور تا شهر شاید از این ور تا دریـــا...!

ولی سَبک میشدم با رکاب زدن....

و باز بعد از اتمام مرخصی رسیدیم به اواخر سال 1394 تا اینکه نیمه اول عید در پادگان بودم با تمام خستی هاش و نیمه دوم به مرخصی رفتم و.... و.... و....

.

.

.

.

.

.

.

.

" خیلی دوست داشتم وقتی اومدم مرخصی بهت زنگ بزنم که عزیزم من اومدم

و تو خوشحال بشی و سریع بپرسی چند روز مرخصی گرفتی؟ و تا کِی هستی؟

اما نمیتونستم بهت زنگ بزنم...چون نمیخواستم آبروت بره

همیشه از خدا میخواستم تا فقط برای یکبار هم که شده بهم زنگ بزنی و بگی چرا رفتی..

تا اینکه یـــــه روز....دیدم تو گوشیم شماره ای اس ام اس اومد که نمی شناختمش ولی متن پیام بوی تو رو میداد

تا اینکه فهمیدم خـــــودتـــــی...!
گفتم: سلام

گفتی: سلام

گفتی :خوبی؟

گفتم:نمیدونم

گفتی:شناختی؟!

گفتم:مگه میشه نشناسم

گفتی:چکارا میکنی؟

گفتم: من همون دوچرخه سوار دیوونه ام

گفتم:بـــرگـــشـــتـــی؟

گفتی:نَــــــــــــه...!

اومدم بهت سر بزنم و برم !...موندنی نیستم....رفاقت تعطیل

چشمام خیس بود....مطمئنم میدونستی چشمام خیسه و بی خیال بودی

گفتی:خدمتی؟

گفتم:بـــعـــلـــ

گفتی: کـــجـــا ؟

گفتم: همونجایی که یه روزی بهت قول داده بودم میام تو شهرمون که دوری عذابمون نده...

گفتی:متن هاتو می خوندم خیلی قَـــــشــــنــــگ بـــــودن...!

از زندگیش نپرسیدم...دوست نداشتم ناراحت بشه !!

یه دفه ای (( دیلیت اکانت )) شدم

عِـــــــه... باورم نمیشه !!!!!!

*کسی که وقتی شارژم تموم میشد گوشیم خاموش میشد آسمونو به زمین می دوخت...حالا بلد شده

چــجـــوری دیــــلــــیـــــت اکــــــانـــــت کنه

 

هــــــِـــــــه...!

ازم خــــداحـــافــــظـــی کردی

 

از ماجرای زندگیت با خبر شدم...فهمیدم بالاخره تو هم تنها شده ای

با اون پسری که بعد من عاشقش شدی اختلاف پیدا کردی و پات به دادگاه ها باز شد و طلاق گرفتی

حالا می توانی آزادانه بچرخی ...چون دیگه دختر نیستی کسی بهت گیر نمیده...

مهریه هم گرفتی...! خـــدا برکت دهد با100 سکه خیلی کارها میشه کرد

میتوانی برای خودت ماشین...گوشی....سرویس طلا بخری

و یا به مسافرت خارج از کشور بروی و....

میدونستم آه های مادرم تو رو میگیره

دوست نداشتم بمیری...نفرین می کردم زنده باشی و تنها بشی و زجر بکشی

دوست داشتم من و با عشقم و یه روز تو شهر ببینی و بسوزی و منم بهت طعنه بزنم...!!

مـــن بَــــد بودم...درست !

اونم بد بود؟؟؟؟؟؟؟ که ازش طلاق گرفتی؟

اونو که میگفتی عاشقشی...پس چی شد؟!!!

می خوای انتقام عشق و از پسرا بگیری؟

تو همین خیال باش...خدا همه رو جبران میکنه...هر کاری کردی آینه میشه و خدا سر تو هم همون بلا هارو میاره....شــَک نکن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شــــُـــــدم یــــــــک ســـــــال خِــــــــدمَـــــــت

در این یک سالی با تمام سختی هاش گُــــذشــــــت....

امـــــا منم مثه تــــــــو سرمو به جاهای دیگه گرم کردم تا فراموش بشه عشقمون و شُــــــــــد.

واسم مهم نیست الان کُـــجــــایی؟!!

شاید خونه دوستت...شاید با پسری تو پارک و کوچه پس کوچه ها در حال قدم زدن

شاید تو فکر سفر به خارج....شاید پیش خودتی...شاید رو همون نیمکت نشسته ای....

شـــــــــــــــایــــــــــد

خـــــــدارو شکر بعد رفتن تو اینقدر قوی بودم که از غم دوریت نه سیگاری شدم نه الکلی....

سختی ها منو مَــــــــرد تر کرد....

تنهایی سخته؟؟؟! از کسی جدا بشی خیلی سخته هاااااااااا...نَـــــــه؟؟؟؟!

همونی که الان داری تجربش میکنی

خـــلــاصــه: تـــــــــــو هم تنهایی به قول خودت درد و غم و غصه رو همه دارن

اما هر چی بود تموم شد.

فعلا تو فکر ازدواج نیستم...ولی تو دیگه مال من نمیشی و دوست ندارم مال من بشی

گناه است چشم داشتن به مال غریبه ها

ولی قول شرف میدم بَـــــعــــــد هـــــــــــــا یه روزی تو شهرمون مـــــن و عـــشــــقــــمــــو با هم می بینی و دق میکنی

شاید توی ماشینمون....شاید در حال قدم زدن

خیلی دوست دارم گریه هاتو ببینم

هــــــــــــــِــــــــه....دُخــــــتَــــــرَک مَــــــــغــــــرور بــــــــی وَفـــــــــــــــــــــــــا "

.

.

.

.

.

.

.

( به نام خدایی که تموم آرزوهامو جلو چشمام پَر پَر کرد تا عظمتشو نشونم بده

سلام...سلامی به ســلـــامـــتـــی اونـــایـــی کـــه عـــشــــقـــاشـــون پـــیـــشـــشـــون نـــیـــســـتـــن

سلام به خواننده های متن هام و دوستای جوکلندی

خب نسخه چهارم " سرباز وطنم " هم با تمام بدی و خوبی هااش و دلگیر و دلنشین بودنش تــــمــــام شُـــد.

احتمالا یه نسخه پنجم و آخری "سرباز وطنم " می مونه که بعد اتمام خدمتم به اشتراک میزارم

تو پست " سرباز مظلوم " هم، دردای سربازا رو مینویسم

و سعی میکنم اگه خدا بخواد و حالم خوب شد و حوصله قبل خدمتم اومد سرجاش پست های خیلی خاص و به یاد سربازا در چندین نسخه 19 یا 25 هر ماه به یاد سربازای اعزامی به آموزشی و به یاد سربازایی که تقسیم شدن و سر یگان مربوطه میرن به اشتراک میزارم./...

"" تو بخش اول حقیقت زندگیم بود...تو بخش دوم از اغراق ادبی استفاده شده...امید دارم خوشتون اومده باشه

دوست نداشتم عشق مجازیم به عشقش برسه و یا رسید ازش جدا بشه و آخرش شد...دوست نداشتم ایندفه مثه آخر فیلم های ایرانی دختر و پسر به هم برسن ""

متنم خیلی زیاد بود...ببخشید سرتونو درد آوردم...امید دارم هر چی از خدا میخواین خدا بهتون بده و خدا رو هیچوقت فراموش نکنین....مواظب آقایی و خانومی خودتون باشین...

خـــــــُــــداحــــــــافــــــظ

همه میریم یه روزی به اون بالایی قَـسَم....پولدار و فقیر نداره )

.

.

.

.

""" برگرفته از: طبع خاص و زیبای نویسنده در نوشتن این متن

و

در هم آمیختن عناصر واقعیت و اغراق های ادبی برای هر چه زیبا تر کردن این متن خاص """

چهارشنبه18/1/1395

13:23

سلام منو برسون...

نوشته شده در دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۰۲

عکس

1-سلام منو برسون به اونیکه عشق اولمه ، مـــــــــــــادرم...که نشد واسش یه خونه بخرم

2-سلام منو برسون به اون امامزاده ای که هر چی بیشتر روش دخیل بستیم بیشتر باهامون لج کرد

3-سلام منو برسون به اون حاجی ای که امشب با شکم سیر خوابید

و بهش بگو مستاجرش در به در پیدا کردن پول واسه کرایه خونشه

4-سلام منو برسون به اون جارو کشی که شد مدیر برنامه

5-سلام منو برسون به اون آقای مهربونی که 20 سالم شده و هنوز ندیدمش

و بهش بگو زندگی من جهنمه...بعضی ها خوبن تو بهشت

6-سلام منو برسون به اونیکه شغل مُرده شوری(تطهیر کننده) رو انتخاب کرد

7-سلام منو برسون به اونایی که با ناراحتی من شاد میشن...دنبال یکی بودن و دختره پا نداد رو صورتش اسید پاشیدن

8-سلام منو برسون به اون بابایی که دخترشو به عشقش نداد و گفت نمیزارم با اون ازدواج کنی

9-سلام منو برسون به اون دختری که برام شماره انداخت...بهش بگو اذان ما به وقت بی کسی آدماست

10-سلام منو برسون به اون آقایی که خانوم 26 سالشو با ساتور آشپزخونه کُشت

11-سلام منو برسون به اونایی که تو بهشتن

بهشون بگین اگه دیدن خدارو در مورد وضعمون هم بگن

12-سلام منو برسون به اونایی که دیگه به خوابمون هم نمیان

13-سلام منو برسون به اونایی که بهم گفتن دوستت داریم و تو دلشون خبر دیگه ای بود

14-سلام منو برسون به اونایی که زندانین

به همشون بگو علی اَبد گرفت و موندنی شد...بگو از تو بَند میده خرج زن و بچشو...!

15-سلام منو برسون به اون شاطری که امروز رفته بود به خواب

16-سلام منو برسون به دخترا تو پارک...فَــــراریا

17-سلام منو برسون به اونیکه نفرینام هنوزم پشتشه

18-سلام منو برسون به بی شناسنامه ها...بچه های افغان

سلام مــــنــــو...

19-سلام منو برسون به اون خاله ای که نشونت میده شماره اتاقشو

20-سلام منو برسون به کودکی هام...با اون دوچرخه قراضه اش که همیشه ی خدا پنچر بود

21-سلام منو برسون به اون معلم مهربونم که انگار فقط برای اون مهم بودم که تو کلاس حاضر باشم یا غایب

22- سلام منو برسون به بچه های کار...

سلام مــــنـــو...

23- سلام منو برسون به چروکای پشت پلک و چرک دست بابا...که پینه بسته حالا

24-سلام منو برسون به کارون که هنوز خشک نشده مثه زاینده رود

25- سلام منو برسون به خودم و بهش بگو دلم برای خودم تنگ شده

26- سلام منو برسون به اون دختری که داره متن هامو میخونه و نظر نمیزاره و از حسودی چشاش داره کور میشه

27-سلام منو برسون به گل پونه....بهش بگو جاش خالیه تو خونه

28-سلام منو برسون به اونایی که آلزایمر دارن و فراموش کارن

و بهشون بگو خوشبحالشون....

"اینارو نمیگم که بگی نا امیدی....حتی یه روز خوش ندیدی

فقط تویی،تویی که فرداتو میسازی....تو رئیس خودتیو و واسه خودت سربازی"

#امـشـب هـم فَـــدا مَـــدا شُـــدیــم پـــای اونـــی کـــه گــذاشــت و رَفــــت♥♥♥

.

.تموم شد.خداحافظ

مازندران-قائمشهر-سوادکوه

پادگان دو آب

چهرشنبه10:25"

سـربــاز وطـــنـــم 4 ...

نوشته شده در دوشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۶

عکس

 

از مسیر سوادکوه – قائمشهر تو راه جاده از تونل رد شدیم...

خیلی خوشحال بودم چون چند روز مرخصی گرفتم و به خودم گفتم شاید بهم خوش بگذره

رســیــدم... تو حیاط مــــادرم را دیدم و براش از احترام های خاصم را گذاشتم و مـــادرم را بوسیدم و

بعد از باز کردن بند پوتینم مستقیم رفتم تو اتــاقــم...دلــــم برای اتاقم و لپ تاپ و سایت و وبلاگ و

گوشی و نوشته هام خیلی تنگ شده بود

تو پادگان مطالب های خیلی خاصی را که نوشته بودم و از کیفم در آوردم و گذاشتم توی پرونده هام تا یه روزی به مرحله کامل نویسی برسه و...به اشتراک بزارم

گــوشـــیـــم را روشن کردن دیدم هیچ تماس بی پاسخی ندارم

فقط چندتا اس ام اس اومد که اونم ایرانسل بود...هِــــه !!!

یکم خونه بودم و گوشی و هندزفری مو برداشتم و رفتم از تو انبار دوچــــــرخـــــمــــو گـــرفــــتـــــم و دل و زدم به جاده و دوچرخه سواری تا چندین کیلومتر...

شاید از از اون ور تا شهر شاید از این ور تا دریـــا...!

ولی سَبک میشدم با رکاب زدن....

و باز بعد از اتمام مرخصی رسیدیم به اواخر سال 1394 تا اینکه نیمه اول عید در پادگان بودم با تمام سختی هاش و نیمه دوم به مرخصی رفتم و.... و.... و....

.

.

.

.

.

.

.

.

" خیلی دوست داشتم وقتی اومدم مرخصی بهت زنگ بزنم که عزیزم من اومدم

و تو خوشحال بشی و سریع بپرسی چند روز مرخصی گرفتی؟ و تا کِی هستی؟

اما نمیتونستم بهت زنگ بزنم...چون نمیخواستم آبروت بره

همیشه از خدا میخواستم تا فقط برای یکبار هم که شده بهم زنگ بزنی و بگی چرا رفتی..

تا اینکه یـــــه روز....دیدم تو گوشیم شماره ای اس ام اس اومد که نمی شناختمش ولی متن پیام بوی تو رو میداد

تا اینکه فهمیدم خـــــودتـــــی...!
گفتم: سلام

گفتی: سلام

گفتی :خوبی؟

گفتم:نمیدونم

گفتی:شناختی؟!

گفتم:مگه میشه نشناسم

گفتی:چکارا میکنی؟

گفتم: من همون دوچرخه سوار دیوونه ام

گفتم:بـــرگـــشـــتـــی؟

گفتی:نَــــــــــــه...!

اومدم بهت سر بزنم و برم !...موندنی نیستم....رفاقت تعطیل

چشمام خیس بود....مطمئنم میدونستی چشمام خیسه و بی خیال بودی

گفتی:خدمتی؟

گفتم:بـــعـــلـــه

گفتی: کـــجـــا ؟

گفتم: همونجایی که یه روزی بهت قول داده بودم میام تو شهرمون که دوری عذابمون نده...و تو باور نکردی حرفمو

گفتی:متن هاتو می خوندم خیلی قَـــــشــــنــــگ بـــــودن...!

از زندگیش نپرسیدم...دوست نداشتم ناراحت بشه !!

یه دفه ای (( دیلیت اکانت )) شدم

عِـــــــه... باورم نمیشه !!!!!!

*کسی که وقتی شارژم تموم میشد گوشیم خاموش میشد آسمونو به زمین می دوخت...حالا بلد شده

چــجـــوری دیــــلــــیـــــت اکــــــانـــــت کنه

 

هــــــِـــــــه...!

ازم خــــداحـــافــــظـــی کردی

 

از ماجرای زندگیت با خبر شدم...فهمیدم بالاخره تو هم تنها شده ای

با اون پسری که بعد من عاشقش شدی اختلاف پیدا کردی و پات به دادگاه ها باز شد و طلاق گرفتی

حالا می توانی آزادانه بچرخی ...چون دیگه دختر نیستی کسی بهت گیر نمیده...

مهریه هم گرفتی...! خـــدا برکت دهد با100 سکه خیلی کارها میشه کرد

میتوانی برای خودت ماشین...گوشی....سرویس طلا بخری

و یا به مسافرت خارج از کشور بروی و....

میدونستم آه های مادرم تو رو میگیره

دوست نداشتم بمیری...نفرین می کردم زنده باشی و تنها بشی و زجر بکشی

دوست داشتم من و با عشقم و یه روز تو شهر ببینی و بسوزی و منم بهت طعنه بزنم...!!

مـــن بَــــد بودم...درست !

اونم بد بود؟؟؟؟؟؟؟ که ازش طلاق گرفتی؟

اونو که میگفتی عاشقشی...پس چی شد؟!!!

می خوای انتقام عشق و از پسرا بگیری؟

تو همین خیال باش...خدا همه رو جبران میکنه...هر کاری کردی آینه میشه و خدا سر تو هم همون بلا هارو میاره....شــَک نکن

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شــــُـــــدم یــــــــک ســـــــال خِــــــــدمَـــــــت

در این یک سالی با تمام سختی هاش گُــــذشــــــت....

امـــــا منم مثه تــــــــو سرمو به جاهای دیگه گرم کردم تا فراموش بشه عشقمون و شُــــــــــد.

واسم مهم نیست الان کُـــجــــایی؟!!

شاید خونه دوستت...شاید با پسری تو پارک و کوچه پس کوچه ها در حال قدم زدن

شاید تو فکر سفر به خارج....شاید پیش خودتی...شاید رو همون نیمکت نشسته ای....

شـــــــــــــــایــــــــــد

خـــــــدارو شکر بعد رفتن تو اینقدر قوی بودم که از غم دوریت نه سیگاری شدم نه الکلی....

سختی ها منو مَــــــــرد تر کرد....

تنهایی سخته؟؟؟! از کسی جدا بشی خیلی سخته هاااااااااا...نَـــــــه؟؟؟؟!

همونی که الان داری تجربش میکنی

خـــلــاصــه: تـــــــــــو هم تنهایی به قول خودت درد و غم و غصه رو همه دارن

اما هر چی بود تموم شد.

فعلا تو فکر ازدواج نیستم...ولی تو دیگه مال من نمیشی و دوست ندارم مال من بشی

گناه است چشم داشتن به مال غریبه ها

ولی قول شرف میدم بَـــــعــــــد هـــــــــــــا یه روزی تو شهرمون مـــــن و عـــشــــقــــمــــو با هم می بینی و دق میکنی

شاید توی ماشینمون....شاید در حال قدم زدن

خیلی دوست دارم گریه هاتو ببینم

هــــــــــــــِــــــــه....دُخــــــتَــــــرَک مَــــــــغــــــرور بــــــــی وَفـــــــــــــــــــــــــا "

.

.

.

.

.

.

.

( به نام خدایی که تموم آرزوهامو جلو چشمام پَر پَر کرد تا عظمتشو نشونم بده

سلام...سلامی به ســلـــامـــتـــی اونـــایـــی کـــه عـــشــــقـــاشـــون پـــیـــشـــشـــون نـــیـــســـتـــن

سلام به خواننده های متن هام و دوستای جوکلندی

خب نسخه چهارم " سرباز وطنم " هم با تمام بدی و خوبی هاش و دلگیر و دلنشین بودنش تــــمــــام شُـــد.

احتمالا یه نسخه پنجم و آخری "سرباز وطنم " می مونه که بعد اتمام خدمتم به اشتراک میزارم

تو پست " سرباز مظلوم " هم، دردای سربازا رو مینویسم

و سعی میکنم اگه خدا بخواد و حالم خوب شد و حوصله قبل خدمتم اومد سرجاش پست های خیلی خاص و به یاد سربازا در چندین نسخه 19 یا 25 هر ماه به یاد سربازای اعزامی به آموزشی و به یاد سربازایی که تقسیم شدن و سر یگان مربوطه میرن به اشتراک میزارم./...

"" تو بخش اول حقیقت زندگیم بود...تو بخش دوم از اغراق ادبی استفاده شده...امید دارم خوشتون اومده باشه

دوست نداشتم عشق مجازیم به عشقش برسه و یا رسید ازش جدا بشه و آخرش شد...دوست نداشتم ایندفه مثه آخر فیلم های ایرانی دختر و پسر به هم برسن ""

متنم خیلی زیاد بود...ببخشید سرتونو درد آوردم...امید دارم هر چی از خدا میخواین خدا بهتون بده و خدا رو هیچوقت فراموش نکنین....مواظب آقایی و خانومی خودتون باشین...

خـــــــُــــداحــــــــافــــــظ

همه میریم یه روزی به اون بالایی قَـسَم....پولدار و فقیر نداره )

.

.

.

.

""" برگرفته از: طبع خاص و زیبای نویسنده در نوشتن این متن

و

در هم آمیختن عناصر واقعیت و اغراق های ادبی برای هر چه زیبا تر کردن این متن خاص """

چهارشنبه18/1/1395

13:23

(( تـــقـــدیـــم بـــه مـَــــــرد هــــــــا...

نوشته شده در يکشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۱۰

میگویند تمام روزهای سال مال ماست...

تا جایی که روز دختر ، روز زن داریم و روز پسر نداریم

و با طعنه ای میگویند: روز جهانی معلولین داریم و روز پسر نداریم.روز جهانی توالت عمومی داریم و روز پسر نداریم

هـــــــه...آری...شـاید حق با شماست

.

.

_ما مَرد نیستیم...شاید ندیدی سایه اون مردی که همیشه بالا سرته تو این دنیای پر از کرکس ها...

_شاید نمیخوای به خودت بفهمونی که مَـــرد نباشه زن امنیت نمی تونه داشته باشه

همیشه میگویید پسر ها خیانت کار ترینند...اما فراموش کردین آهن پرستی خودتان را...فراموش کردین کار های شبطانی خودتان را...!

+شاید فراموش کردین که تو این دنیا فقط به پدر یا عشقت می تونی تکیه کنی

مــــــا تَــــبــریــک روز مَــــرد را نــمـــیـــخـــواهـــیـــم...!!

عَوضش قول بده به غیر از عشقت دنبال کَس دیگه ای نباشی...

مــــا تَــــبـــریــک روز مَـــرد را نـــمـــیـــخـــواهـــیـــم...!!

وقتی عشقت رفت سربازی تا مرد بشه و برگرده و بیاد خواستگاریت تو در دوران سربازی به عشقت خیانت نکن و ازدواج نکن( لعنت به اینجور دخترا)

=بخدا کم ندیدم دخترایی که شـــوهـــر دارن ودوســت پــســـر هـــم دارن

.

.

مــــیــدونــی کُـــجـــاش دردم مــی گــیـــره دُخــــتــــر؟؟؟؟؟!!

"وقتی عشقت سرکار هست تو این گرما و تو دوست پسرتو تو خونت زیر کولر دعوت میکنی و بچتو خواب میکنی که مزاحمتون نشه

.

مــیــدونــی کــجــا دردم مــی گــیــره؟؟

" وقتی به خونواده سادت میگی میرم خونه دوستم ولی آمارتونو تو پارک با پسرای دیگه میدن

" بخدا دختره جلو چشمم داره خیانت می کنه من می بینم....می بینم که اسمشو عوض کرده داره با پسرا تو تلگرام حرف میزنه

میگم: جدیدا با این اسم تیغ میزنی؟؟؟!

میگه: متاسفم که راجع به من اینجوری فکر میکنی

هه...پس اسمش چیه!!؟؟چرا این کارو میکنی

میگه:میخوام انتقام عشقو از پسرا بگیرم

گفتم: تو همین خیال باش...

اونــجــایـــی دردم مــیــگــیــره

که به شوهرت حتی یه سلام هم نمیکنی و از اون ور عکسای لختتو دوست پسرت و دوستاش دارن می بینن

اونجایی مـــغـــزم تــیــر مــیــکــشــه

که دانشجو ها به بهونه درس خوندن یه اِکیپ میشن و چندتا دختر و چندتا پسر میرن کنار سواحل شمال و ویلای اختصاصی...

اونــجـــایــی دردم مــی گــیــره

که مُــحــرم و تـو روز تــاســـوعــا و عــاشـــورا میرین خونه پسرا

و... و... و.. و..

بـــــــــــــــــــــــــــازم بِـــــــــــــــــگــــــــــــم ؟؟؟؟؟؟!

عاشق دخترای قدیمم...میدونی چرا؟؟! چون دلشون پاک بود

اینقدرررر حیا داشتند که ابروهاشون دست نخورده و سیبیلاشون هم اصلا که هیچ

تا جایی که پسرا تو خیابون مسخرشون میکردن و اونا هی بغضشونو قورت میدادن و هیچی نمیگفتن

اما الان ماشالا قربونش برم...

دخترا وضعشون چنان افتضاحه که نمیدونی این مجرده؟ ...شوهر داره؟...طلاق گرفته...

آری...! من تبریک روز مرد را نمیخواهم

من دوست دارم تو زن باشی و خیانت نکنی...بخدا خیانتو همه بَلَدن

اما مَزش اونجاییه که میتونی خیانت کنی و نمیکنی!!

...متاسفم برا اون دخترایی که به پسرا متلک میگن

.

.

آره...فراموش نکن مَــــرد نــبــاشــه تــــو رو ســـیـــل نـــا امـــنـــی مـــی بَـــره

مَــرد نباشه به کی میخوای میخوای تکیه کنی...مرد نباشه سر پناهی برای زندگی داری؟؟؟؟ و....

.

.

.

.

این شاید درد و دل اکثر مـَـــرد هــــای مهربون و خــــاص باشه

مــَـــردایی که حاضرن لباسای چند سال پیش و بپوشن

امـــــــــــا عـــشـــقـــشــــون رو مُـــــد باشـــه

.

.

دخــــتـــرا اصلا ایراد نگیرید که قبول نمیکنم...

یکم به دخترای فامیل ، دور و اطراف و مدرسه و دانشگاهتون یه نگاه بندازین

بــبــیــن مـــن راســـت مـــیـــگـــم یـــانَـــه...

اصلا هم دوست ندارم یه پسر به خاطر یه دختر یک و نیم متری که بهش خیانت کرد، سیگار بکشه

( میدونم استثنا هم وجود داره )

ولـــی...هیچی وللش...

.

.

هه...برو گوشیتو بگیر و برو تو تلگرام به دوست پسرات پی ام بده...شوهرت حالاحالاها سرکاره و شب میاد

اگه شارژنتت هم تموم شد...اپراتور ها بسته ها و طرح های زیادی دادن بیرون

دَر جَـــــریــــانــــی که...

.

.

*امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون دختر کم سنی که پاش تو دادگاه ها باز شد...

" اونی که فهمید خودش جا رفت و اونی هم که نفهمید تا صبح هم بگی نمی فهمه و میگه حرف من باید باشه "

هــــٍــــه...خـــــداحــــافـــظ جِـــنـــس بــــی وَفـــــآی روی زَمــــیــــن

پنج شنبه 2/2/1395

برجک 2 پاس2 نگهبانی

ساعت15

بانوی چشم آهوی من1...

نوشته شده در شنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۰

عکس

عشق من ، هم دل ، هم درد ، هم نفس ،هم خونه...کــــجا باشم؟؟؟

چـــه فـــرقـــی داره

فکرم پیش توئه...دلم برات تنگه

یادم باش

میدونم عشق خوبی نبودم برات

ولی برام بهترین عشق بودی و هستی

می دونم یــه روزی می بینمت...نمیدونم کــجــا !

ولی می بینمت...

یـــه روزی...

تـــــا اون موقــــع...!

... تقدیم به تو...

یـــــــــــــه دِل نـــــــــــوشـــــــــــــتـــــــــــــــه

نوشته شده در يکشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۰:۱۴

عکس

آبجیا و داداشای گل جوکلندی...سلام...!!!

یه چیزی میخوام بهتون بگم روشن شید !

.

.

 

( چـــــــاره ی ازدواجــــهـــای تَـحـمــیـــلــی ،ســنــتــی ، ســن پـــایــیــن ، عــدم عــلــاقــه ، مــریــض بــودن ، بــچــه دار نــشــدن ، ســرد مـــزاج بــودن ، بــداخــلــاق بـــودن ، مــشــکـــلــات مــالــی ،عــدم تــفــاهــم ، مــشــکــلــات جــنــســی ، و...................

حـــــل مـــشـــکـــل و در صــــورت لـایـــنـــحــل بــودن ،

جـــــــدایــــــی اســــت

نـــــــه

خــــــیـــــانـــــت !! )

.

.

حرف اول و آخر من اینه...کسی که تورو بخواد و از ته دل عاشقت باشه...تا آخر قیامت پا به پات میاد

همه حرفا بهونس به والله

_من بابام بهم گیر میده و من خواهرم ازت خوشش نیومد و گفت باهاش ازدواج نکن و تو پول نداری.... و تو قشنگ نیستی و ...تو خسیسی و تو مرد نیستی و تو زن نیستی و ...تو خونه نداری و تو کار نداری .... و تو اهل بیرون رفتن نیستی و داداشم گوشیمو گرفت و بهم نمیده و دعوا افتادم و.... و..... و.....

بخدا همه ی اینا چرته...!

.

.

ببین دختر خانوم...ببین آقا پسر...اول از همه که عاشقش شدی از موی سر تا ناخن پا براندازش کن که بعد ها نگی که تو قیافت اینجوریه و اونجوریه و من دوست ندارم

_همون اول اخلاقای خونوادتو بهش بگو...همون اول بدون که خونوادت رو انتخابت حرف نمیزنن چون خودت عاقلی که انتخاب کردی.......همون اول بفهم که طرف چیکارست و کجاها میره.....همون اول خودتو روشن کن....همون اول بفهم که جز تو کسی رو نمیخواد

همون اول بهش بگو با همه چیت کنار میام....

همون اول بهش احترام بزار

دیگه بعد دو سه سال عاشقی وقتی میری سر قرار

لباسای آنچنانی و آرایش غلیظ و موهای فشن و اینا نمیخواد ک...طرف کور نبود همون اول انتخابت کرد ک...دیگه دلشو بردی...نمیخواد به خودت زحمت بدی....به جای این کارا یکم به دلت عشق اضافه کن...

خیلی غلط کردی به عشقت گفتی پا به پات تا آخر میام...

و یهویی ولش کردی

_خیلی غلط کردی با بهونه های بنی اسرائیلی ازش جدا شدی

_ خیلی غلط کردی یهویی بهش میگی تو حجاب نداری و نمیخوامت

مگه این چند سالی کجا بودی و چرا آدمش نکردی؟؟!

.

.

.

من خودم به شخصه به عشق و دوست دختر و اینا علاقه خاصی ندارم....عــــــشـــق اول اونیه که باهاش ازدواج کردی و اسمش تو شناسنامته....یا عشق اول اونیه که بزرگت کرده

" مـــــــــــــــــــــــــادر "

بیخود چرت و پرت نگو که دختر یا پسر مردم عشق اولمه که تنهام گذاشته

نه از این خبرا نیست..

اونی رو که تو میگی عشق اول

ما بهش میگیم هوس و آهن پرستی....خیلی ها هم تو عشق اول موندن و دنبال سقط جنین هستند...

.

.

الان که ماشاالله تو شهر ها اینقدر حجاب دخترا افتضاح هست ک( استثنا هم وجود داره)طرف و به ریخت و قیافه و تیپ می شناسن چیکارس...هه

.

.

اما دلیل بر این نیست که هر روز با یکی باشم....

دلیل بر این نیست من دختری رو دیدم بهش متلک بگم...

سرمو بندازم پایین و بگم من یکی رو دارم بسمه

یا یکی تو آینده اگه خدا بخواد مال من میشه و بسمه....

" مـــن چـــیـــکـــار دارم بـــابــــاش گــــدائـــه....مـــن خـــودمـــو جـــمــع کــنـــم "

آره رفیق...!!

خــــدا بــرکــــــت دهـــد روزانه اینقدررررررررررر شارژ مصرف میشه که اپراتور ها هم کیف میکنن...

تا حالا با خودت فکر کردی چقدر شارژ خریدی و میخری؟؟؟!

این پول ها از کجا میاد؟....این همه شارژ و اس ام اس و زنگ به دوست دختر یا پسرت و...

کدوم حرف های خوب و خاص یادت مونده؟؟

هه....همه دود شد رفت هوا......

.

.

بزار رک تر بگم...عشق توی ایران بوی کشک و میده...

قبلنم گفتم: بجز اندکی...هــــمــــه ی آنـــــهــــا بــــه هــــم نـــرســـیــــدنـــد!!

مثه قدیم نیست سر یارو قسم بخوری که اون بجز تو با کسی نبوده و نیست....

قدیما میشد طرفدار حقوق دخترای شهر و محل و فامیل و... بود

اما الان تنها کاری که میشه کرد اینکه هوای خونوادتو داشته باشی و تمام

حتی نمیتونی به دختر خاله...دختر دایی...دختر عمه...دختر عموهات هم گیر بدی که روسریتو خوب کن موهات معلوم نباشه...درجا آبروتو می برن و میگن به تو چه...!!؟

.

.

.

*آخرش ازدواج میکنی با یکی....همون نفر هم میشه تمام زندگیت

اگه دختری رو دست نزدی به خودت افتخار کن....اگه دنبال پسرا نرفتی به خودت افتخار کن خواهر...

اگه مردم آزاری نکردی...دروغ نگفتی افتخار کن

اگه سیگار نکشیدی...الکل و مواد مصرف نکردی به خودت افتخار کن...

.

.

هیچوقت به نداری فکر نکن...اونایی که الان دارن یه روزی ندار بودن

بزار اول از خودم مثال بزنم...

_ منم دلم ماشین میخواد...ندارم...به درک

_ منم الان 10 ساله خونه عمم نمیرم...6 ساله خونه داییم نمیرم...به درک

_ منم الان20 سالمه ولی رنگ لباسای عید و ندیدم...به درک

_ منم دلم گوشی مدل بالا میخواد...ندارم...به درک

ولی عوضش اونایی رو که تو خونم هستن و کنارم هستن و دارم خدارو شکر....

خوبه کسی رو دارم که سر دردم سردردشه...

ناراحتیم ناراحتیشه...!!

خوشحالم که به دختری دست نزدم...خوشحالم که سیگار هنوز خداروشکر به لبم نخورده

خوشحالم که مشروب و از نزدیک تا حالا ندیدم

خوشحالم که هنوز به قلیون دست نزدم و به خودم افتخار میکنم . حتی ادعا هم میکنم چون خودمو میشناسم که میگم...

نماز نمیخونم ولی خــــــــدایی رو دارم که هر چی تا حالا گفتم اگه به صلاح من بود نه نگفته به بزرگیش قسم

_درمورد خودم گفتم که شما بیشتر به خودتون بیاین و قدر خودتونو خونوادتونو بیشتر بدونین و از سلامتیتون لذت ببرین...

_ یــــه دســــتــــور هــــــم مـــــیـــــخــــوام بدم...ببخشیدا !

ولی آقا پسر ، دختری که صدات میزنه حق نداری در جوابش بگی " جانم " و به صدا زدن مامانت بگی " هـــا " هیچوقت دختر مردم و از مادرت بـــرتــر نـــدون...زمانی به عشقت جان بگو که به مامانت بگی " جانم "همین.

از دختری که چادر میزاره و از اون ور هزار تا کثافت کاری رو میکنه هم خیلیییییییییی بدم میاد.

فکر نکنین دارم فردین بازی در میارم و قیصر شدم

نه به والله.....نه........بخدا همه حقیقته

_ایشالا هر وقت عاشق شدین مثه دوتا آدم تا آخرش برین و بهم برسین

و غم و غصه و درد و بریزین دور....ورزش هم یادتون نره

به آینده ی روشن فکر کنین و اون چیزی رو که دارین قدرشونو بدونین

و.....

حرف زیاده....دلــــم پُــــــر بــــود....گفتم شما هم بدونید

اگه خوشتون اومد کپیش کنین سعی کنین هر ماه یکبار هم این متن و بخونید و ری استارت بشین و اگه خوشتون نیومد، دلیل؟؟؟!

باز...

هیچی دیگه...!

امید دارم خوشتون اومده باشه...فقط حرف دلم بود

مواظب خودتون بیشتر باشین....خـــداحـــافـــظ

همه باید بریم یه روزی ...فقیر و پولدار نداره

بخند

نوشته شده در شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۵۹

عکس

-ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣَﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﻣﺎ ﻣﯽﮔﺬَﺭﯼ...

 ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺗﻮ ﻣﯽﮔﺬﺭﯾﻢ!

والا چیزی که عوض داره گله نداره