X
تبلیغات

فقط سرد بود ..... سردِ سردِ سرد .....!!

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

فقط سرد بود ..... سردِ سردِ سرد .....!!

نوشته شده در جمعه ۲۴ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۵

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح می كردم ، یکی از برگه های خالی ، توجه ام رو به خودش جلب کرد ......

به هیچ کدام از سوال ها جواب نداده بود .......!!!! فقط زیر سوال آخر نوشته بود :

نه بابام مریض بوده ، نه مامانم ، همه صحیح و سالم هستن شکر خدا . تصادف هم نکردم ، خواب هم نموندم

اتفاق بدی هم برام نیفتاده !!! فقط دیشب تولد عشقم بود . گفتم سنگ تموم بذارم براش . بعد از ظهر یه دورهمی

گرفتیم با بچه ها . بزن و برقص . شام هم بردمش رستوران نایب و یه کباب و ترکیبی زديم تو رگ ، بعد گفت :

بریم دربند ؟ دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید . مخصوصا باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون !!

بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم كه به هم برسیم ، رفتیم . دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون

ساعت شده بود یک شب . راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم . یعنی لای جزوتم باز کردما ، اما همش یاد قیافش

می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش ، خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد . یهویی هم خوابم برد .

بیهوش شدم . انگار ، حالا نمره هم ندادی ، نده ، فدا سرت !!!! یه ترم دیگه ام آوارت میشم ، نهایتش . فقط خواستم

بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده ، یه وقت ناراحت نشی !!!!!!

چند سال بعد ، تو یک دانشگاه ديگه ، يكى از پشت زد روی شانه ام و گفت : **اون بیستی که دادی خیلی چسبید **

گفتم : ** اگه لای برگه ات ، یه تیکه از اون لبوى داغ هم می پیچیدی برام ، بهت صد می دادم بچه ** !!!!!

خندید و دست انداخت دور گردنم و گفت : ** بچمون هفت ماهشه استاد ، باورت مى شه ** ؟؟!!!

 

عکسشو از روی گوشیش نشانم داد و يه قهقه بلند زد . منم از خنده اش ، خنده ام گرفت و خندیدم .........

 

بعدش يهويى گفت : این موهارو کی سفید کردی استاد ؟ این شکلی نبودى كه شــما ؟؟؟!!!

 

نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط . نشست کنارم . دلم مى خواست براش بگم که :

 

یک شبی هم تولد عشق من بود ، که خودش نبود ، دورهمی نبود ، چلوكبابِ نايب نبود ، دربند نبود

 

امامزاده صالح نبود ، باقالى و لبوى داغ هم نبود كه بهمون خيلى بچسبه .............

 

ولى دستام و قلبم ، از سرما و تنهايى يخ بسته بود و بدجورى ترك برادشته بود ، چون .............

 

فقط سرد بود ..... سردِ سردِ سرد .....!!

-
ثبت نظر

نام شما :
ایمیل : اختیاری
پیام شما :
شکلک :
کد امنیتی :