X
تبلیغات

داستان اموزنده

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

داستان اموزنده

نوشته شده در دوشنبه ۶ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۴۸

عکس

زنی به روحانی مسجد گفت:
من نمیخوام در مسجد حضور داشته باشم!

روحانی گفت:
می‌تونم بپرسم چرا؟

زن جواب داد:
چون یک عده را می‌بینم که دارند با گوشی صحبت می‌کنند،
عده‌ای در حال پیامک فرستادن در حین دعا خواندن هستند،
بعضی ها غیبت می‌کنند و شایعه پراکنی می‌کنند،
بعضی فقط جسمشان اینجاست،
بعضی‌ها خوابند،
بعضی ها به من خیره شده اند...

روحانی ساڪت بود،
بعد گفت:
می‌توانم از شما بخواهم کاری برای من انجام دهید قبل از اینکه تصمیم آخر خود را بگیرید؟

زن گفت:
حتما چه کاری هست؟

روحانی گفت: می‌خواهم لیوانی آب را در دست بگیرید و دو مرتبه دور مسجد بگردید و نگذارید هیچ آبی از آن بیرون بریزد.

زن گفت:
بله می توانم!

زن لیوان را گرفت و دوبار به دور مسجد گردید. برگشت و گفت: انجام دادم!

روحانی پرسید:
کسی را دیدی که با گوشی در حال حرف زدن باشد؟
کسی را دیدی که غیبت کند؟
کسی را دیدی که فکرش جای دیگر باشد؟
کسی را دیدی که خوابیده باشد؟

زن گفت:
نمی توانستم چیزی ببینم چون همه حواس من به لیوان آب بود تا چیزی از آن بیرون نریزد...

روحانی گفت:
وقتی به مسجد می‌آیید باید همه حواس و تمرکزتان به «خدا» باشد.
برای همین است که حضرت محمد(ص) فرمود «مرا پیروی کنید» و نگفتن که مسلمانان را دنبال کنید!

نگذارید رابطه شما با خدا به رابطه بقیه با خدا ربط پیدا کند.. بگذارید این رابطه با چگونگی تمرکز تان بر خدا مشخص شود.

نگاهمان به خداوند باشد نه زندگی دیگران و قضاوت کردنشان💎 بیاییم درسال جدید عارفترشیم💎

ثبت نظر

نام شما :
ایمیل : اختیاری
پیام شما :
شکلک :
کد امنیتی :