تخت بیمارستان

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

تخت بیمارستان

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۵

عکس

تخت بیمارستان.
عطر پرستار.
صدای قلبی ک کاهش میابد.
سکوت.
۱۳۸۴.۹.۹(۱۴سال قبل)
ـ دیرم شده میشه تندتر برید؟
صدای زنگ تلفنم مرا از پاسخ ب مسافر بازداشت.شماره ای ناشناس بود.جواب داد
ـ بیمارستان؟
با سرعت خودم رو ب مرکز شهر،جایی ک بیمارستان قرار داشت،رساندم و ب نارضایتی مسافری ک مجبور شده بودم بین راه پیاده اش کنم توجهی نداشتم....فقط اون!
بخاطر شلوغی جلوی بیمارستان مجبور شدم ماشین را چند خیابان عقب تر پارک کنم...کل مسیر را دوییدم تا ب دم در بیمارستان رسیدم
بدون توقف برای نفس کشیدن ب دنبال اتاقی میکشتم ک پرستار بهم گفته بود...خودش بود...حالا فقط این در سفید با علامت قرمز ورود ممنوع ، مانع رسیدم من ب سارام بود..
قلبم تند میزد...نفس کشیدن سخت بود و ارام و قرار نداشتم
چشمم فقط ان مرد مو جوگندمی سفید پوشی را میدید ک از من دور میشد و این کلمه کلیشه ای کوتاه ک باعث خراب شدن دنیا روی سرم میشد:متاسفم!
هیچ وقت نتونستم بفهمم بهترین مکانی ک میشود در یک لحظه بود کجاست!
شاید اگر اون روز،اون لحظه پیش سارا بود الان اینجا بود..شاید هم...

تخت بیمارستان.
عطر پرستار.
صدای قلبم ک کاهش میافت.
خاطرات سارا...
سکوت.

ثبت نظر

نام شما :
ایمیل : اختیاری
پیام شما :
شکلک :
کد امنیتی :