يك ماجراى واقعى و خنده دار از خاطرات دوستم

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

يك ماجراى واقعى و خنده دار از خاطرات دوستم

نوشته شده در پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱:۰۵

همون دوستم كه چند تا پست ازش براتون گذاشتم تعريف مى كنه :

همون داداش كذاييش بچه بوده حدود سه چهار ساله، یه روز خونه

دایی مامانش مهمونی بودن ، دایی مامانه داشته با باباش در مورد

پرنده ها صحبت می کرد ، بعد داييه برگشته گفته :

من تو باغم یه بلبل خيلى خوشگل دارم .

به اینجا که رســـــــیده ، یهویی داداش سه چهار ساله اين دوست
منم برگشته گفته : خوب منم يه بلبل دارم .....!!

ایشون گفتن : آخی چه جالب ، حالا بلبلتو بيار ببینم .....

آقا چشتون روز بد نبینه یهویی داداش اين دوست مام شلوارشو
کشیده پایین گفته : بیا ایناهاش (@ @)

ثبت نظر

نام شما :
ایمیل : اختیاری
پیام شما :
شکلک :
کد امنیتی :