اندر احوالاتِ سوتى هاى باباى من .....

اندر احوالاتِ سوتى هاى باباى من .....

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

اندر احوالاتِ سوتى هاى باباى من .....

نوشته شده در 8 / 2 / 1396 ساعت 11:43

باباى من خيلى كم سوتى ميده ، ولى اگر سوتى بــده قيقا همون جاهايى 

ميده كه با زندگى گذشته و حال و آينده آدم بازى مى كنه بطور مثال هفته

گذشته براى خواهرم خواستگار اومده بود باباى نازنين اومدن كه مثلا بـه

خواستگاراى گرامى شيرينى تعارف كنند ، فرمودند :

تو رو خدااااا تعارف نكنيد ، بفرماييد دهنتونو سرويس كنيد ....!! اقااين

داداش كوچيكه مام زيادى زور زد كه نخنده ببخشيد ببخشيد خيلى عــذر

ميخوام يه بادى در شد ازش ....!! ديگه هيچى ديگه ، شــد مصداقِ : گل

بود به سبزه نيز آراسته شد يدفه كل مجلس رفت رو هوا از خنده :--))))

مادر داماد كه اينقدر خنديد خودشو خيس كرد بيچاره دادمادم كه از بس 

كه به خودش فشارآورده بود كه نخنده ، شده بود عين چغندر پخته قرمز و

داغ .....!! اندر احوالات بقيه هم هيچى نگم بهتره .....!!

قرار بود هفته بعد براى من برن خواستگارى ، خودم زنــــگ زدم كنسلش

كردم والا دختره همكلاسى دانشگاهمه ، منم كه هفته پيش تـــــوى جلسه

خواهرم سنگ تموم گذاشتم از خنده . كلا از دست سوتى هاى نـــاب اين 

بابايى هم فقط يه كوچولو تو دانشگاه آبرو دارم :--((((((

والااااااا خانواده دختره مى كشنمون 

ثبت نظر

نام شما :
ایمیل : اختیاری
پیام شما :
شکلک :
کد امنیتی :