X
تبلیغات

اس ام اس گله و شکایت

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

زبان فارسی

نوشته شده در شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۳

عکس

در پاكستان
خيابان‌ها و محلات اغلب فارسي و صورت اصيل كلمات قديم است.

خيابان هاي بزرگ دو طرفه را شاهراه مي‌نامند، همان كه ما امروز «اتوبان» مي‌گوييم!

بنده براي نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسي را كه در آنجاها به كار مي‌برند و واقعا براي ما تازگي دارد در اينجا ذكر مي‌كنم كه ببينيد زبان فارسي در زبان اردو چه موقعیتی دارد.

نخستين چيزي كه در سر بعضي كوچه‌ها مي‌بينيد تابلوهاي رانندگي است.
در ايران اداره‌ي راهنمايي و رانندگي بر سر كوچه‌اي كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مي‌نويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربي است، اما در پاكستان گمان مي‌كنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»‌!

تاكسي كه مرا به قونسلگري ايران دركراچي مي‌برد كمي از قونسلگري گذشت، خواست به عقب برگردد،يكي از پشت سر به او فرمان مي‌داد، در چنين مواقعي ما مي‌گوييم:
عقب، عقب،عقب، خوب!

اما آن پاكستاني مي‌گفت: واپس، واپس،بس!

و اين حرفها در خياباني زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.

اين مغازه‌هايي را كه ما قنادي مي‌گوييم( و معلوم نيست چگونه كلمه‌ي قند صيغه‌ي مبالغه و صفت شغلي قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادي گفته اند؟)
آري اين دكانها را در آنجا «شيرين‌كده» نامند.

آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» مي‌خوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتي كسي به ما لطف مي‌كند و چيزي مي‌دهد يا محبتي ابراز مي‌دارد، ما اگر خودماني باشيم مي‌گوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگي مآب باشيم مي‌گوييم «مرسي» اما در آنجا كوچك و بزرگ، همه در چنين موردي مي‌گويند:« مهرباني»!

آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده مي‌شود.

قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» مي‌خوانند!

جالبترين اصطلاح را در آنجا من براي مادر زن ديدم، آنها اين موجودي را كه ما مرادف با ديو و غول آورده‌ايم «خوش دامن» گفته‌اند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.

خواب انسانیت

نوشته شده در يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۷:۰۰

عکس

تصویری از خواب تمام انسانیت یک شهر !!

احترام به بزرگترها

نوشته شده در يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۶:۴۹

عکس

😊قبلنا تو مهمونی ها همه به شکل (O)میشستند و باهم حرف میزدند

یکم که گذشت تلویزیون اومد تو خونه ها همه تو مهمونی ها به شکل
(ن) مینشستند. تلویزیون جلو و بقیه روبروش!

اما الان ها
همه تو مهمونی ها اینجوری مینشینند
: : : : : : : : : : . .
هر کسی با گوشی خودش ( : ) !!

اگه گفتی اون دو نقطه تنها آخر کیا هستند!!😔

پدربزرگ و مادر بزرگ هستند که گوشی ندارند اگه هم دارند اینترنت و تلگرام ندارند!

همونها که قبلا برای جمع های مهمونی خاطره تعریف میکردند و الان متعجبانه به دیگران نگاه میکنن!!

همونها که کم کم از بین ما میرن و ما یادمون میره یه زمانی پیش ما بودن😔

به احترام بزرگترها در مجالس و مهمونی ها گوشی هامون رو از جیبهامون درنیاریم 🙏

❤️___قشنــــــــــــــڰ____❤️

نوشته شده در شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۵

عکس

جمعه ها هر چقدرم دورو برت باشن باز دل لعنتیت میگیره..
_________________________________
اُمیدوارَم عاشِقِ هَرکَسے شُدی دوسِت نداشتِع باشِع✨
_________________________________
تنهاییِ بعد از تو تنهاییِ قبل از تو نیست :)
_________________________________
اونی که واقعا دلش بخواد تو زندگیت بمونه ، به جای بهونه گرفتن یه راه پیدا می کنه..♥️
___________________________________
بعضى خواب ها انقدر خوبن كه وقتى بيدار ميشى تا يه مدت زندگى مزه نميده!
_______________________________
+{وَقتی بآزیچَت بودَم ، همه ِکَسَم بودے ^^🥀
______________________________
حماقت یعنی مردونه پایِ یه نامرد وایستادن!!
______________________________-
زیباترین اتفاق نیوفتادمی:)💎
______________________________
یکیو میخوام وقتی که آنلاین نیستم زنگ بزنه بگه کجایی؟ چرا آنلاین نشدی نگرانت شدم
نه بمونه تا آنلاین شم پی ام بده بگه کجابودی نگرانت شدع بودم:)
__________________________________
- دلَم ب وَختآعی کِ بآ تمآم وجودَم خوشآل بودَم تَنگ شدِه‍ :)💔🌦🎭🇧🇩⛓
_____________________________________
به‍ شدَت به‍ آدَمایِ بیخیآل حَسودیم میشِه‍ مآ نِگرانا نِصفِ زِندگیمونو حَرومه‍ هیچیآ کردیم:)
__________________________________
اصلا خوابیدن واسه اینه که وقتی بیدار میشی گوشیتو چک کنی و از پیام دادن یکی سورپرایز شی ^^
__________________________________
بوصه بَر لَبهای {طُ} حَلال تَرین حَرامِ دُنیاصت*~*∞💖💋😋
______________________________

❤️__قلب__منی__❤️

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۱۸

عکس

بايد زنگ بزنم به تيمارستان يه تخت خالی كنن واسم، واسه روزی كه تو با يكی ديگه ای!
_________________________________
شانس دیدنت را هر روز ندارم ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میكندحق شنیدن صدایت را ندارم ولی دوستت دارم...
وقتهایی كه روحم درد دارد و میشكند شانه هایت را برای گریستن كم دارم ولی دوستت دارم...
وقت دلتنگی هایم آغوشت را برای آرام شدن ندارم ولی دوستت دارم...
آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و میان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم دوستت دارم♡...
___________________________________
وارد زندگیمون شدین و به بدترین شکل از زندگیمون رفتین و باعث شدین از تمام دونفره‌ها حالمون بهم بخوره ...
____________________________________
مثلاً سي چهل سال دیگه وقتي که داري واسه نوَ‌ت قصه مي‌گي یادِ من بیوفتي!
اسمـِ دخترِ قصه‌هات اسمـ من باشه اونمـ بگه واي چه اسمِـ قشنگي و بذارتش
رو عروسکشو هر روز جلوت صداش کنه و تو هر روز بمیری!
______________________________________
بعضي وقتا ميخوام ٢نفر باشم خودمو بغل كنمو بگمـ خيلي گناه داري لعنتی:)💙
_________________________________-
"تو" پُر شده ای در من،بی تو من تمام میشوم.
__________________________________

#دلنوشته هام!!!

نوشته شده در جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۲۲

عکس

دخترک پر از شور و هیجان بود

روزای آخر تاریکی

و آغاز روزای روشن

از خوشحالی نمیتونست یجا وایسه

هی اینور اونور میخزید

آخه کمتر از دوروز مونده بود واس بدنیا اومدنش

نه ماه تو تاریکی

حالا قرار بود وارد یدنیای جدید بشه

و خبر نداشت دنیای بیرون چقدر سیاه و تاریک تر از شکم مادرشه

و بعد پشیمون میشه بخاطر این نه ماه انتظار

ک حتی آخراش با زندگی بجنگه هی قلبش وایسه و ب تپش بیفته اما اون مصرانه بخواد ک پا ب دنیا بذاره

اما نمیدونست ک زمین تحمل حجم بزرگ اون قلب مهربون و کوچیکش رو نداره

که بی رحم تر از اونیه ک بشه تصورش رو کرد

شاید اونموقع از تولدش خوشحال بود

اما الان...هر سال ک میگذره...بیشتر ناراحت میشه

یواش یواش داره بزرگ میشه...و اون از بزرگ شدن میترسه

از پا گذاشتن ب دنیای سیاه بزرگا وحشت داره

دخترک دو روز دیگه 17 سال از زندگیش رو تموم میکنه....

تولــــــــــدم مبارکــــــــــ:)

(1379/8/7)

این کجا و آن کجا

نوشته شده در يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۴

عکس

مردی که روی دوش، مادرش را به کربلا می برد، کجا

کسی که مادر و پدرش را با ماشین آخرین مدل به خانه سالمندان می برد کجا... 😕

دزد

نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۳

عکس

تیتر یک روزنامه در ایتالیا

دزدها در ایران بانک نمی زنند

بلکه بانک تاسیس میکنند ...

یکی هست که دردُ دلِ همه رو گوش میده

نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۰

همیشه یکی هست

که باهمه مهربونه
ولی هیچکس باهاش مهربون نیست...
همیشه یکی هست
که هوایِ همه رو داره
اما کسی رونداره که هواشو داشته باشه
یکی هست که دردُ دلِ همه رو گوش میده
اما غم هاشُ هیچکس جز خودش نمیدونه....
یکی که تو سختی ها پشتِ دیگرانه ولی پشتِ خودش
گرم نیست به بودنِ کسی...
همیشه همراهه ولی همراهی نداره...
دلسوزِ همه ست ولی کسی نیست واسه خستگی ها و تنهاییاش دل بسوزونه...
همیشه یکی هست که واسه همـه، تو هرجایی، تو هر شرایطی "هســـت"
اما وقتِ تنهاییاو دل گرفتناش
وقتایی که بودنِ کسی رو محتاجه
هیچکسی نیست
هیچکسی رو نداره....

مَن بهِت اِعتِماد داشتَم:)♡

نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۳

عکس

اِعتِماد چیزِ عَجیبیه هَم خوبه هَم بَده اِعتِماد خوبه بَرای اینکه بِهت ارامِش میده هَم فِکرتو هَم ذِهنتو اسوده میکُنه روزایِ زِندگیت افتابی و روش‍َنه شَبات پُر از سِتارَس دُنیام ب‍َرات عین بِه‍ِشته

بَده بَرای اینکه ادَمای دیگه مُمکنه ا‍َز اعتِمادت سواِستفاده کُنن اونوَقت دیگه نه روزات آفتابیه و نه شَبات پُر از سِتاره خوابات پُر از کابوسه دُنیام بَرات جَهنمه
همه هَم فک میکُنن تو یه اَبلهی 
مَن اَبله نیستَم
مَن بهِت اِعتِماد داشتَم:)♡

کم دارم

نوشته شده در دوشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۴۵

تک تک ثانیه هایی ک تو را کم دارم

.

ساعتم درد

دلم درد 

جهانم درد است

یه وضعی شده ...!!!

نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۷

عکس

چند سال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم..
ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که: (( ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر)).
رفتم خواستگاری، دختر پرسید: مدرک تحصیلی ات چیست؟ گفتم: دیپلم تمام! گفت: بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه. رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشم،
رفتم خواستگاری. پدر دختر پرسید: خدمت رفته ای؟ گفتم : نه هنوز. گفت: مرد نشد نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی. رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم.
رفتم خواستگاری. مادر دختر پرسید: شغلت چیست؟ گفتم فعلا کار گیر نیاوردم. گفت: بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار. رفتم کار پیدا کنم گفتند: سابقه کار می خواهیم. رفتم سابقه کار جور کنم. گفتند: باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم. دوباره رفتم کار کنم، گفتند باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم.
برگشتم رفتم خواستگاری گفتم: رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی. گفتند: برو جایی که سابقه کار نخواهد. رفتم جایی که نخواستند. گفتند باید متاهل باشی!.
برگشتم رفتم خواستگاری گفتم : رفتم جایی که سابقه کار نخواستند ولی گفتند باید متاهل باشی. گفتند باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی. رفتم گفتم: باید کار داشته باشم تا متاهل شوم. گفتند: باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم.
برگشتم رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!!

......

نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱:۴۶

عکس

هرچقدر بیشتَر دنبالِش دوییده باشي،بعدِش راحـت تر قیدِشو میزنی و بیخیالش میشي..! 🙌🏽🤦🏻‍♀
#تجربه

......

نوشته شده در جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۲

عکس

لعنت
به وقتايى كه
بايد غرورمو حفظ ميكردم
اما ترجيح دادم رابطمونو حفظ كنم...! .

جدایی

نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۴

عکس

هرکسی به طریقی..‌..دل مارا میشکند!!!

اما تو .....خیلی خلاقیت به خرج دادی:(!!

اینجا آدم همیشه دلگیر است...

نوشته شده در سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۹

عکس

از زبان یک توریست:
من درایران چیزهای عجیبی دیدم...!
کسی بوسه ی فرانسوی بلدنیست...!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد....!
از رزهلندی هم خبری نیست...!
اینجا عشق یعنی....!
به خاطر چشم های دور وبرت...!
معشوقت را فقط ازپشت گوشی بوسیده باشی...!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات رامی گذارند به حساب آویزان بودنت...!
من درایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن رابه حساب چیز دیگری مگذار...!
ایرانیان جوانی نمی کنندپیرمردوپیر زن های کم سن وسال بسیار دارد....!
ایرانیان عشق راباماشین ولباس خوب انتخاب می کنندنه بانیت خوب...!
ایران را دوست دارم،
اما..........
اینجا آدم همیشه دلگیر است.....

آموخت...

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۶:۴۸

آپلود عکس

زندگے
به مـن ּآموخت
ڪه چگونه گریه ڪنم
اما گریہ بہ مـن ּنیاموخت
ڪه چگونہ زندگے ڪنم
 تو نیز بہ مـن ּآموختے
چگونہ دوسـتت
بدارم اما
بہ مـن نیاموختے
چگونہ فراموشت ڪنم

نیکی کردن

نوشته شده در شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۹:۳۱

آپلود عکس

 

خانم معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
«ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»

خانم معلم گفت:
«ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ او ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد.
ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ را ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ می‌کرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ می‌آمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا می‌کرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ می‌سپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند.

ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بیاورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ فرزند هفتم ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند.
ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ می‌خواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ:
«می‌دانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ که ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ دلیل ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت می‌کنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را می‌گیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ می‌کند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
.تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند … اثر زیبا باقی می ماند

مرد بودن

نوشته شده در پنجشنبه ۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۴:۳۸

آپلود عکس

صرفاً ریش و سبیل شما را مرد نمیکند.

گفت بخاطر من خانواده گذاشت کنار

نوشته شده در پنجشنبه ۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۴:۳۱

عکس

گفت بخاطر من خانوادشو گذاشت کنار گفتم حالا چرا ذوق میکنی چار روز دیگه هم تو رو میذاره کنار دیگه از کنار گذاشتن خانوادش که سخت تر نیست.