اس ام اس فاز سنگین

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

آخرین های عاشقانه

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

:-)

نوشته شده در سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۲:۲۸

عکس

پیک اول به سلامتی کسی که رفت تا مرد شدنو یادم بده!!!

پیک دوم به سلامتی خدا که اونو ازم گرفت تا بزرگیشو نشونم بده!!!

پیک سوم به سلامتی دوستام که همیشه حواسشون بهم هست!!!

پیک چهارم به سلامتی خنده هام که از زهر تلخ ترن!!!

پیک پنجم به سلامتی چهرم که تا الان نداشته کسی بفهمه چقدر داغونم!!!

:-(

نوشته شده در دوشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰:۴۷

عکس

حلالت نمیکنم....

وعده ی ما باشه روز قیامت که خدا بهت میگه:ای بنده ی گنهکار من حق الناس برگردنته....

یه دل شکسته برو حقشو ادا کن!!!

اون روز نیا پیشم بگو خدایا اون منو نمیبخشه تقاصشو میدم!!!

......

نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱:۳۹

عکس

 

کسی که فرق منو با بقیه نمیدونه
همون بهتر که با بقیه بمونه👌👍😏

......

نوشته شده در جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۲

عکس

لعنت
به وقتايى كه
بايد غرورمو حفظ ميكردم
اما ترجيح دادم رابطمونو حفظ كنم...! .

غمگین

نوشته شده در جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۴:۰۱

عکس

ببین...

بی صدا قدم زدن ما پسرا....

همون گریه ی شما دختراست....

رفاقتی

نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۷

عکس

ای کاش قانون تمام دلبستگی ها...این بود :

یا رفاقت تعطیل....

یا جدایی هرگز....

جدایی

نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۴

عکس

هرکسی به طریقی..‌..دل مارا میشکند!!!

اما تو .....خیلی خلاقیت به خرج دادی:(!!

رفاقتی

نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۰

عکس

میدونی؟؟؟..

دوستی ما مثل پیاز میمونه... هرکی بخواد...جدامون کنه!!! اشکش درمیاد!!!

کلاف سر در گمم

نوشته شده در جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۱

عکس

گم کرده ام

ولی نمیدانم چه را !!!

تو را ?

خودم را ?

خدایم را ?

هدفم را ?

خدایا کمکم کن پیدا کنم نشانی از گم کرده ام را ...

اینجا آدم همیشه دلگیر است...

نوشته شده در سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۹

عکس

از زبان یک توریست:
من درایران چیزهای عجیبی دیدم...!
کسی بوسه ی فرانسوی بلدنیست...!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد....!
از رزهلندی هم خبری نیست...!
اینجا عشق یعنی....!
به خاطر چشم های دور وبرت...!
معشوقت را فقط ازپشت گوشی بوسیده باشی...!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات رامی گذارند به حساب آویزان بودنت...!
من درایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن رابه حساب چیز دیگری مگذار...!
ایرانیان جوانی نمی کنندپیرمردوپیر زن های کم سن وسال بسیار دارد....!
ایرانیان عشق راباماشین ولباس خوب انتخاب می کنندنه بانیت خوب...!
ایران را دوست دارم،
اما..........
اینجا آدم همیشه دلگیر است.....

زیباترین قسم سهراب..نه تو می مانی و نه اندوه ...

نوشته شده در جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۴

عکس

نه تو می مانی و نه اندوه...

ونه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم؛

غضه هم میگذرد ؛آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند

به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز

خالی شده قلبم..

نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۳:۲۱

خالی قلبم زتو از وقت وداعت ان روز که از چشم من آهسته چکیدی...

نیش...

نوشته شده در دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۶:۳۲

عکس

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند بزرگ که شدم دیدم شنیدم رفتم آمدم و یاد گرفتم آدمها هم نیش می زنند! هر چقدر صمیمی تر و عزیز تر نیششان سمی تر

متاسفم

نوشته شده در جمعه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۳

,متأسفم واسه مملکتی که دختر،پسر 14-15 سالش به جای اینکه همه دغدغه و نگرانیشون،درس و مشق و بازیشون باشه...❕ شده عشق و عاشقی و خیانت و این چرت و پرتا !❕ کم ندیدم دخترای راهنمایی و دبیرستانیو که دستاشون پر از جای تیغ بود!! ¿¿🚫تش ک چی 🚫تهشو بهت بگم؛ کسی از این چیزا به جایی نرسیده و نمیرسه❕ شک نکن مشتی حالا هی بشین بنویس سلامتی فلان...❕ هی بنویس سیگار 🚫هی دستتو خط خطی کن،عکس بذار تو لاین هی گریه کن عکس چشمتو بذار...❕ کسی دلش واست نمی سوزه چون اکثرا اینکارن... 🚫میدونی به این کارا چی میگن؟ ــ👋عقده...❕ ــ👋جلب توجه... ــ👋کمبود...❕

Best teacher

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۹

عکس

Your best teacher is your last mistake

نوشته شده در چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۲۰

عکس

بهش میگفتن "عباس بندری"
اصلیت اش مال جنوب بود. بندریاش حرف نداشت. فلافلاشم معرکه بود.
مغازش یه چار راه بالاتر از محل کارم بود.
من و مژگان هر وقت میخواستیم چیزی بخوریم می رفتیم مغازه ی عباس بندری.
بار سوم یا چهارمی بود که اونورا پیدامون میشد.
مژگان نشست رو صندلی و منم رفتم واسه سفارش: 《 سلام عباس آقا، یه بندری لطف میکنی، خیارشورش کم باشه.》
برگشتم تو صورت مژگان نگاه کردم:《 تو چی میخوری؟》 خندید: 《 هر چی تو میخوری همونو》
خندیدم: 《 عباس آقا دو تاش کن لطفا》
بعد در یخچالو با انگشت نشون دادمو و گفتم:《 واسه من یه نوشابه سیاه 》
برگشتم سمت مژگان 《تو چی؟》 باز خندید《 منم همینطور》
اینبار نوبت عباس آقا بود 《سالاد چی؟ میخورید؟》 گفتم 《 من که نمیخورم عباس آقا 》برگشتم سمت مژگان ، دوباره خندید《 منم نمیخورم》
ایندفعه عباس آقاهم خندید. بهم یه اشاره ی کوچیک کرد. نزدیکش شدم . سرشو آورد دم گوشمو آروم، جوری که مژگان نفهمه؛ گفت《دوستش داری؟》
گفتم 《خیلی زیاد، چطور مگه؟》
گفت《 الان بهش بگو! مشتری که نیست، منم اون پشت خودمو میزنم به نشنیدن، این مژگان خانوم شما امروز خیلی رو کوکه، هرچی بهش بگی، اونم میگه منم همینطور》
حرفش تموم نشده بود که جفتمون زدیم زیر خنده.
سر میز موقع گاز زدن ساندویچ، آخر دلش تاب نیاورد؛ بهم گفت《 منکه نفهمیدم پشت سرم چی گفتید! ولی چشم بسته قبول. منم همینطور 》
یه تیکه سوسیس پرید تو گلوم. شروع کردم به سرفه. عباس آقا تا صدای سرفه مو شنید از اون پشت داد زد《مبارکه مبارکه. 》
بعد سه تایی خندیدم ...
تمام شهر "هم همینطور".

مادر

نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۶

عکس

پسربه مادرگفت:
تونمازمیخونی
روزه میگیری
خدابهت هیچی نمیده
ولی من نه نمازمیخونم
نه روزه میگیرم
هرچی خواستم خُدا
بهم داده
پسرنمیدانست مادرفقط
ازخدامیخواست هرچه
پسرش میخواهدبه اوبدهد
💙

درباره اینگونه

نوشته شده در چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰:۴۲

عکس

اینم براتون تعریف بکنم و برم

تو محله ی ما خونواده ای فقیر بودن که دختری لال داشتن،میگفتن که بیشتر جوونای محل باهاش خوابیدن و ...

یه بار با نوجوونی سادم به دوستم گفتم اینا همش دروغه،حرفه، حرف در میارن برا بدبخت،چرا به باباش نمیگه؟

رفیقم خندید و گفت خوب لال دیگه نمیتونه بگه ... بعدها ما از اون محل رفتیم و شنیدم که دخترک خودکشی کرد،همون رفیقمم دیدم، گفت میدونی چرا به باباش نمی گفت؟گفتم چرا؟گفت چون باباشم بهش تجاوز میکرد.

(اینگونه بی تو ببین چنگ بر آسمان می زنم بی محابا)

درد

نوشته شده در چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰:۲۹

عکس

مامان ! تمام زندگی ام درد میکند دارد چه کار با خودش این مرد میکند!؟

دارد مرا شبیه همان بچه ی لجوج که تا همیشه گریه نمیکرد میکند

این باد از کدام جهنم رسیده است که برگ ، برگ ، برگ مرا زرد میکند

هی میرسد به نقطه ی پایان ، به خود کشی یک لحظه مکث ، بعد عقبگرد میکند

ابری ست غوطه ور وسط خواب های مرد که آتش نگاه مرا سرد میکند

بی فایده ست سعی کنم مثل تان شوم دنیای خوب ! باز مرا طرد میکند

هی فکر میکنم ... و به جایی نمیرسم هی فکر میکنم ... و سرم درد میکند

....

نوشته شده در سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۶

عکس

خــداحـافظــے

جــآیــے تلخــ میشــــہ

ڪھ بدونــے

یــڪے بعـــد از رفــتنــت

جایگــزینــت میشــہ...