اس ام اس سرکاری

اس ام اس سرکاری

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

حرف نخست

نوشته شده در 5 / 1 / 1396 ساعت 21:26

عکس

باسلام به همه عزیزان جکلندی

نمیدونم از چی شروع کنم از ظاهر ادما یا از دلشون حرفای تکرای خیلی زیاد شده همه قشنگ حرف میزن حرفای خوب میزن و وقتی حرفاشون تموم میشه احساس به ما میگه این دیگه ته شه این دیگه اخرشه ولی دوستان از دلشون خبر داریم از عملشون خبر داریم نمیدونم زمونه خراب شده یا اینکه خراب زمونه شدیم حرف و عمل یکی نیست قول وقرار هم یکی نیست خیلی ها ممکنه بخندند و بگن بابا فکر نون شب باش فکر اونای باش که به امید تواند اما راستی یه چیزو فراموش نکردیم زندگی و مرگ هر دو کنار هم میان چرا سوا از هم نمیشن وقتی میگیم زندگی خود به خود مرگ هم باهش میاد یعنی همه ماها الزایمر داریم زود فراموش میکنیم نه مرگ نه زندگی رو بلکه همه چیز فراموش میکنیم فراموش میکنیم که بودیم به کجا رسیدم به کجا میخوایم بریم اگه تصوراتمون از مرگ و زندگی درست باشه کسی به کسی خیانت میکنه؟ کسی کسی رو میرنجونه نه بخدا . اگه خودتو شناختی میگن خدای خودت هم شناختی راست میگن راست میگن اگه خود شناختی خوبی هاتو میشناسی و اگه خودتو شناختی مرگ و زندگی رو درک میکنی اگه خود تو شناختی ..........

سرتونو درد نیارم بقول یکی از بچه های گل اینجا

زندگی .

فاصله دو اذانه اولی که در گوشت خوانده شود و دومی که برجنازت اولی را همه میشنود و دومی را اندکی

میخوام بگم من خوب نیستم ادما خوب خیلی زیادند ولی یه ذره بفکر اینده بچه هامون باشیم یکی از نشانه های انسانه متمدن ادب است و بین بچه های ما ادب داره فراموش میشه من تعریف دیگه از ادب دارم میگم ادب دل و عمل انسان است پس انسان بودن و انسان زندگی کردن رو اول بخودمون بعد به بچه هامون یاد بدیم. بی ادبی تو جامعه ما داره رایج میشه نمونه اش چک های برشگتی که تو دست همه ماها هست توجه نکردن به قول و عمل باعث این بدبختی یاست

ممنون

لاغری با چای سبز

نوشته شده در 21 / 12 / 1395 ساعت 12:57

عکس

تنها راه لاغر شدن با چاى سبز اينه كه

 

 


خودت برى بالاى كوه بچينيش

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 19 / 12 / 1395 ساعت 16:41

عکس

به قلبم گفتم:چرا خوابم نمیبرد ؟ این بی خوابی ها از کجاست ؟
جواب داد : زر مفت نزن
ادای آدمای دلشکسته رو هم درنیار ! یادت رفت بعد از ظهر عین خرس قطبی خوابیدی ؟
جوابش منطقی بود کاملا
قلبمم اعصاب نداره

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 19 / 12 / 1395 ساعت 16:35

عکس

حموم رفتن زمان ما :
میرفتیم تو حموم
یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما!
اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود!
یه عر میزدیم از سوزش،
مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر.
بعد با اون صابون زرد گنده ها که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون
تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد!
یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم!
بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو که انگار داعش به شپشا حمله کرده
بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن!
بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود!
دو لایه از پوستمونو بر میداشتن،
فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن.
بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن،
یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش.
بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم، میگفتن: ببین چه راحت خوابیده!!

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 19 / 12 / 1395 ساعت 16:32

عکس

هیچ وقت امیدتونو از دست ندین
.
.
.
کپک هیچ وقت فکر نمیکرد پنی سیلین بشه ! 😂😐

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 19 / 12 / 1395 ساعت 16:30

عکس

بــــــدرقه شوهـــــــر در فرهنگ ملل

 آمریکایی: عزیزم امیدوارم روز موفقى داشته باشى.

 انگلیسى: عزیزم براى نوشیـــدن چایی عصر بیصبرانه منتظرتم.

 فرانسوى: عزیزم تمام روز بفکرتم تا برگردى.

 ایرانی : دارى میرى این اشغالها رو بزار دم در

 آشغالا یادت نره

 آشغالا

 هوی آشغالا رو ببر

خواب درمانی

نوشته شده در 16 / 12 / 1395 ساعت 8:02

عکس

بچه های جوکلند اگه دنبال روشی هستید که روحیه شاد رو در خود تقویت و غم و ناراحتی رو تضعیف کنید روش خواب درمانی من رو که خودم اکتشافش کرده ام را بخوانید :
عید پارسال خانوادگی رفته بودیم خونه پدربزرگم که در یه روستای اطراف شهرمان قرار داره ، اونجا من و پسر عموهایم رفتیم همه جای خونه رو از جمله انباری که وسایل قدیمی داخلش بود ، گشت زدیم . اشیاء قدیمی داخل انباری بنظرم خیلی جالب بودن . یه وسیله ای داخلشان بود به اسم قِپان ، که در قدیم اَزش برای وزن کردن بارهای سنگین مثل گندم و ... استفاده می کردن ، یه وسیله دیگه ای بود به اسم گَرجین که برای خرمن کوبی استفاده می شده ، وسیله دیگه ای هم دیدم شبیه قفس پرنده بود ، اول هم فک کردم که قفس بوده ولی پدربزرگم گفت نه بابا ، در اون زمانها که برق و یخچال نبود از این وسیله برای نگهداری گوشت استفاده می کردیم که به سقف در یه اطاق خنک آویزان می شده تا دوراز دسترس گربه و‌‌..‌. باشه ، یه دیگ بود که اونو داخل سنگ تراشیده بودن و به اون دیگ سنگی می گفتن و موقع پخت غذا تماماً روی اونو با آتش هیزم می پوشاندند . و خیلی وسیله های جالب دیگه اونجا دیدم که تماماً در همین شهر ساخته می شدند .
یه پارچ مسی دیدم ، اونو برداشتم که نگاهش کنم ، دیدم یه سکه قدیمی داخلشه ، روی سکه نوشته شده بود " رایج المملکت ایران " ، با خود فک کردم کاش سکه طلا بود !😀
وقتی برگشتیم خانه خودمان در شهر ، خیلی خسته بودم و شب خیلی زود خوابیدم ، خُب اون روز فکرم همه اش درگیر چیزهایی بودکه دیده بودم مخصوصاً اون سکه ، شب خواب دیدم تو خونه پدربزرگم یه چاه بزرگ دهان گشاد بود که بغلش پله می خورد می رفت پایین ، از پله ها رفتم پایین کف چاه خاک بود و یه سکه طلای براق قدیمی کف چاه دیدم . اومدم اونو بردارم ، با دستم خاک کمی جابجا شد و چند سکه طلای دیگه نمایان شد ، نشستم رو زمین دست زدم زیر خاکها ، همه اش سکه طلا بیرون میومد . کف چاه شده بود پر سکه طلا درست مثل ضرب المثل《 شتر در خواب بیند پنبه دانه 》😅
درسته که این یه خواب بیش نبود ولی اون روز همه اش به این خواب فکر می کردم و با خود می خندیدم و روحیه ام شاد شده بود . یه بار که یه مشکلی برام پیش اومده بود و خیلی ناراحت بودم حرکت کردم رفتم خانه پدر بزرگم و گفتم می خوام برم و اون انباری قدیمی رو دو باره ببینم ! پدربزرگم گفت مطمئنی که حالت خوبه ؟! 🤒 اینهمه راه اومدی اینجا می خواهی بری انباری رو ببینی ؟! 😂 گفتم آره خوبم . رفتم داخل انباری ، ایندفعه بنظرم یه جور دیگه بود ، وقتی وسیله ها رو نگاه می کردم با خود فکر می کردم که اون زمانها چقدر سخت زندگی می کردن ، انباری تاریک و دلگیر بود ، روی وسیله ها تارعنکبوت بسته بود . همه چیز مرگ را در ذهن تداعی می کرد . آن شب هم زود خوابیدم و خواب دیدم وارد جایی شبیه همان چاه شدم با دست خاک کف چاه را جابجا کردم که سکه طلا پیدا کنم ولی تکه استخوانی دیدم ، استخوان تکان خورد و اسکلت انسانی بیرون آمد. خواستم فرار کنم دیدم راه پله ها وجود ندارن ، شروع کردم به داد زدن " پدر بزرگ ، پدر بزرگ ، کمکم کن ... " اسکلت مرا گرفت و تو صورتم نگاه کرد و خندید و بعدش شانه ام را تکان داد و گفت بیدار شو داری خواب وحشتناک می بینی !😯بیدار شدم و دیدم این بابامه که داره شانه ام رو تکون میده تا بیدارم کنه . گفت تو خواب داشتی داد می زدی !
با این دو جریان من فهمیدم که نوع خوابی که می بینیم بستگی به روحیه مان در آن روز دارد ، اگه یه روز بهمان خوش بگذره و وقایع خوبی برایمان اتفاق بیفته ، آن شب نیز خوابهای خوش می بینیم و روحیه مان شادتر می شود ، شرطش اینه که بیش از هفت ساعت بخوابی که خوابت سبک باشه و در عالم هپروت قرار بگیری 😃 زیرا خواب چیزی نیست جز افکار مغزمان در حالت نیمه بیداری و نیمه هوشیاری ، اگه در روز بعلت مشکلی ناراحت باشی آن شب خواب های ناراحت کننده و وحشتناک میبینی که در اینحالت من پیشنهاد می کنم تا زمانیکه خوب خسته نشده اید ، نخوابید ، اینجوری بجای حالت نیم بیداری ، خواب عمیق بهت دست میده و کلاً خواب نمی بینی . گوشی رو هم طوری تنظیم کن که ۵ ساعت بعدش بیدارت کنه .
البته این روش ممکنه یه کوچولو مشکل براتون ایجاد کنه ولی خُب در مقابل اون روحیه شادی که پیدا می کنید چیز مهمی نیس .
ترم قبل من مرتب از این روش استفاده کردم یعنی روزها رو خوش می گذروندم و شب ها خیلی زود می خوابیدم تا خوابهای خوش ببینم و همین باعث شد که بیشتر واحد هایم رو پاس نکنم و مشروط شوم 😑 . راستی بچه ها اگه با من کاری داشتید و خواستید منو ببینید آدرس من دانشکده فنی ، خیابان مشروطی ، بن بست اخراجی ، اگه اینجا نبودم بیرون دانشگاه اون طرف خیابان ۱۶ آذر، توی مرکز درمان دانشگاه ، دنبال گواهی پزشکی هستم تا واحد های ترم قبلم رو حذف کنم ، موفق باشید مرسی و مخلصتونم😃✋

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 12 / 12 / 1395 ساعت 23:40

عکس

قدم زدن زیر بارون برای بچه خشکلا و با کلاساست!! :-(

.
.
.
.
.
.
.
.
ما زیر باروون مووهامون فر میشه ،عین بره ناقلا میشیم کسی نگامون نمیکنه... :-!
دیگه مجبوریم جلو شومینه که ندارییییم جلو بخاری نفتی بشینیمو قهوه که بازم نداریییییم شلغم بزنیم :-

جُک با مزه

نوشته شده در 7 / 12 / 1395 ساعت 12:17

عکس

قطارا هر وقت زنگ خونشونو میزنن

 

 

میگن واگن منم.

بامزه نبود؟
فدا سرم

خیلی پررو شدینا😐😜

....خخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 5 / 12 / 1395 ساعت 15:44

عکس

عاغا من يه روز رفتم خونه خالم بعد دختر خالم خيلى كرموعه خيلى:| از شانس بده منم اون شب باهاش تنها بودم:|
اين خونه رو گرف تاریک کرد:| اول یه کتاب ترسناک درباره جن اورد خوند:| بعد ی فیلم ترسناک گذاشت :| چون نتونستم زیرنویساشو بخونم فقط همین قدر فهمیدم ک یه جن بود ک با اره برقی اینو اونو نصف میکرد:|منم ک مثل سگ از جن میترسم:|
خلاصه موقه خواب شد، این ماسکا هست شبیه صورت ارواحه:| اونو گذاش رو صورتش نصف شب اومد بالا سرم نشست قرآن میخوند،یدفه چشامو وا کردم اینو دیدم ای جیغ زدم ای جیغ زدم فک کردم عزراییله:((( دختره وحشى:((((

خخخ

نوشته شده در 4 / 12 / 1395 ساعت 7:50

عکس

اگه چاق باشی چیبس و پفک بخوری میگن نخور چاق تر میشی

اگه لاغر باشی بخوری میگن همینا رو خوردی لاغر شدی!!!!!

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 7:15

عکس

یه نفر تو لیست فرندام هست

خجالت میکشم جنسیتشو بپرسم

هم سبیل داره٬هم رژ زده

هم ته ریش داره٬هم ابرو برداشته

هم عکس با ساپورت داره٬هم کت شلوار

خلاصه هم زن زندگیه٬هم مرد رویاها...

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 14 / 11 / 1395 ساعت 0:15

عکس

یه زمانی تا پرتقال و از وسط نصف میکردی
ابش میپاچید تو چشمت

الان که از وسط نصف میکنی میگه:

.

.

.

ال عطش ال عطش

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 14 / 11 / 1395 ساعت 0:13

عکس

شما خیلی پشتکار دارید که میخواید از این شنبه شروع کنید
.

.

.

من گذاشتم سال رند بشه :|
سال 1400 به امید خدا شروع میکنم :)

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 14 / 11 / 1395 ساعت 0:10

عکس

خوشبختانه باید اعلام کنم
.

.

.

در زمینه پسرفت، پیشرفت خوبی داشتم

Hoooom

نوشته شده در 11 / 10 / 1395 ساعت 19:46

عکس

SiLEnt is the mOsT

 

 

pOwerFul sCrEam

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 20 / 9 / 1395 ساعت 20:58

عکس

توی سرمای زمستون گربه ها اگه یه جا بمونن از سرما یخ میزنن...

هر جا دیدینشون دنبالشون کنین تا بدون گرم بشن!

.

.

.

بیایید با حیوانات مهربان باشیم😂😐

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 20 / 9 / 1395 ساعت 20:53

عکس

بودا میگه:همیشه عکس شوهرت رو تو کیف داشته باش تا هر وقت مشکل بزرگی برات پیش اومد به اون نگاه کنی و بدونی مشکل بزرگتری هم داری

.

.

آقایان و داداشااااا

ما نمیگیماااا

بودا میگه😂

....خخخخخخخخخخخخخخخ...

نوشته شده در 20 / 9 / 1395 ساعت 20:45

عکس

لاک پشت:هیچ چیزی توی دنیا از من کندتر نیست!!!

حلزون:پس من اینجا هویجم؟!

.

.

.

اینترنت ایران: زر نزنین..😂.

مادر

نوشته شده در 23 / 8 / 1395 ساعت 21:18

عکس

خیلی بسیار زیاد اتفاق می افتد

که بچه بیچاره داره گریه میکنه !!

اما مادرش با خوشحالی اونو نیگاه میکنه و لبخند میزنه !!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

لحظه تولد رو میگم