جملات زیبا

جملات زیبا

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

گناهکار منم

نوشته شده در 28 / 10 / 1395 ساعت 15:46

گناهکار منم اگر باد عطر تو را نمی آورد اگر صدایم به دست گوش هایت نمی رسد سهم تو از گناه من هیچ است تهی !

گناهکار منم دوست داشتن کسی که نمی ماند گناه کوچکی نیست ! خدا توبه هایم را قبول نمی کند گناهکارم ! تقصیر تو نیست اگر هنوز هم دوستت دارم

جدید

نوشته شده در 26 / 10 / 1395 ساعت 17:54

☜اینجا دنیای مجازیه...  -_-        

بعضیا که هر روز آلبوم تازه از عکساشون میدن بیرون✘✔                      

دل نبند... دل بستی دل بِکن...✘✖✖ ☜ناراحتش کنی بلاک میشی به همین راحتی... ✖✖            

دو روز نباشی غریبه ها جاتو پر میکنن...✘✖✖          

☜ مخاطب خاص زیاده! کافیه نباشی فقط...✖✖ اینجا همه بی وفان مثل تورو زیاد دارن...✘✖ ☜لزومی نداره فقط با تو باشن....            

هر روز ادم های جدید هم صحبت جدید... چرا باید با یه قدیمی صحبت کنن؟؟؟؟...✘✖ ☜به اسم داداشی و آبجی خیلی ها از کنارت بردن...            

اینجا تو تنها نیستی که!  همه ادعا دارن... همه میخوان ادا عاشقا و با معرفتا درآرن...✘✖ ☜اینجا قبرستونه عشقه دنبال عاشقی نگرد  اونی ک واسه توقلب میفرسته؛تو پی وی واسه یکی دیگه دوست دارم میفرسته... ✘✖              

☚بفهم اینجا مجازیه مجازی

هیچ وقت از خودمون پرسیدیم

نوشته شده در 23 / 10 / 1395 ساعت 22:11

عکس

هیچ وقت از خودمون پرسیدیم قیمت یه روز زندگی چنده ؟

ما که قیمت همه چیز رو با پول می سنجیم

تا حالا شده از خدا بپرسیم : قیمت یه دست سالم چنده؟

یه چشم بی عیب چقدر می ارزه ؟

چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنمون پرداخت کنیم ؟

قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟

و خیلی سوال ها مثل این

ما همه چيز را مجانی داريم و شاكر نيستيم

خدایا برای تمام نعمتهایت سپاس

جایی که نباشی قفس است

نوشته شده در 20 / 10 / 1395 ساعت 15:56

عکس

لیوانی آب باشد و

خرده ای نان و

دست های تو ...

هیچ پرنده ای به اندازه من

این قفس را دوست ندارد

این کجی از راستی ماستآ

نوشته شده در 16 / 10 / 1395 ساعت 16:45

عکس

‍ ‍ زمان ساخت کاخ کسری به انوشیروان اطلاع دادند که برای پیشبرد کار برخی از خانه ها را باید ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد، اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ایی گلی و کوچکی زندگی می کند و ما با توجه به اینکه حاضر شدیم منزلش را چند برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود.چه باید کرد؟ انوشیروان گفت از من نپرسید که چه باید کرد.خودتان بروید و بنا به رسم عدالت با او رفتار کنید.کسانی که از ویرانه های کاخ دیدن کردن حتما دیوار اصلی کاخ را دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک باز در خطی راست به جلو رفته است.این نقطه از دیوار همان جاییست که خانه پیرزن بود و بنای کاخ را کج ساختند تا خانه اش ویران نشود و تا روزی هم که زنده بود همسایه دیوار به دیوار پادشاه ماند.از آن زمان هزاران سال گذشته است اما دیوار کج کاخ کسری باقی مانده است تا نشانه جوانمردی ایرانیان و عدل انوشیروان دادگر باشد .این جمله معروف از انوشیروان عادل هست که یکی از بزرگان با دیدن این کجی در کاخ به انوشیروان گفت:

 

این کجی از بهر چیست؟

انوشیروان گفت : این کجی از راستی ماست.

زندگی یعنی ...

نوشته شده در 12 / 10 / 1395 ساعت 20:51

عکس

پیرمردی

که فقط ٨تار مو روی

سرش داشت،

به آرایشگاه رفت،

آرایشگرباعصبانیت پرسید:

موهایتان راکوتاه کنم

یابشمارم؟

پیرمردلبخندزدوگفت

رنگشان کن

زندگی یعنی:لذت بردن

ازهرآنچه که داری

قضاوت

نوشته شده در 11 / 10 / 1395 ساعت 19:12

عکس

قاضی خداست...!

شخصى در كاباره ميميرد، و شخصى ديگر در مسجد!

شاید اولی برای نصیحت داخل رفته بود و دومی برای دزدیدن کفشها، پس انسانها را به میل خود قضاوت نکنیم

بزرگ منشی

نوشته شده در 11 / 10 / 1395 ساعت 8:29

عکس

 

پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست .

خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت . پسر پرسید :

بستنی شکلاتی چند است ؟ خدمتکار گفت 50 سنت . پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستنی معمولی چند است ؟

خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پر شده بود و عده ای نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت : 35 سنت .

پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید .

خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک داد و رفت ،

پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت ..

هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ، پسر بچه در روی میز در کنار بشقاب خالی 15 سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد .

بعضی بزرگ زاده میشوند ،

برخی بزرگی را بدست می آورند ،

و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند .

بي كسممممممممممممممم!!!!!!!

نوشته شده در 10 / 10 / 1395 ساعت 23:31

عکس

ههـ

"خدا میشه........
کادو تولد امشبمو بهم..........
یه ربان مشکی.....
کنار عکسم بدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"
امشب چرا من ساکتم....
چه شبی....
چقدر سوت و کوره امشب....
چقدر من تنهام....
چقدر بده کسی رو ندارم که بهم تبریک بگه....
امشب هم میگذره....
تولدم مبارک....
ههـ
سال 93 همين پشت رو گذاشتم امسال هم گفتم ب ياد قديم بزارم
دنيا ارزش هيچي رو نداره

جدید

نوشته شده در 6 / 10 / 1395 ساعت 22:44

سلام دوستان نن تازه عضواینجا شدم چجورجایی هست میشه راهنماییم کنید

عاصی

نوشته شده در 1 / 10 / 1395 ساعت 18:18

عکس

در آستانه ی فصلی سرد ، در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانیِ این دست های سیمانی زمان گذشت ، زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت ... امروز روز اول دی ماه است ، من راز فصل ها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم ، نجات دهنده در گور خفته است و خاک ، خاک پذیرنده اشارتی ست به آرامش (عاصی را اینگونه آغاز کردم) تاریخ را چشمان من میسازد من برده ی آزادی ام گمان کردم که دارم شعار می دهم ، میدانی که واژه ی آزادی هم مثل دموکراسی و صلح و عدالت آنقدر دستمالی و کثیف شده است که باید مراقب باشی تا آلوده نشوی ... بر عکسش کردم تا حداقل برای فهمیدن همین بند شاید کسی به خودش رنج و زحمت بدهد همانطور که من با هر شعر تازه ای که می نویسم چند روز از عمرم کم می شود باور کن که این آب شدن ها را می فهمم این که هنر رنج خالص است از فردوسی بپرس می داند ... بعد با انجیل یوحنا ادامه دادم ، البته با بخش ابتدایی طاغی آلبر کامو ... در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود ، همان در ابتدا نزد خدا بود طاغی کیست ؟ انسانی که نه می گوید اما نه گفتن او از سر انکار نفس نیست او چون به نفس خود می اندیشد آری می گوید برده ای که تمام عمر فرمان گذارده ، به ناگاه در می یابد که نمی توان از فرمان تازه ای اطاعت کند ... به چشمهای تو بیخود نشست و سخت گریست و پرید توی میدان مین و شکست تابلوی ایست گذشت درگذشت و در آمیخت با طناب خزید توی خودش با گونه های خیس از آب نگاه کرد و هیچ را در آغوش خود فشرد و پوزخند زد به زندگی عاشقانه مرد این روایت من از تمام عاصیان و طاغیان زمین است ، این روایت من است که هنوز زنده ام تا زمانم فرا رسد تا خون روی گلوی بریده مثل گلهای قالی لخته شود یا آنقدر گم شوم تا مادران وحشت زده در عذای جنازه ام در خلوت خانه های سیاه مویه کنند و خوب ها و خیران و پاکان ، آن داراها ، فرادستان ، حاکمان و حقوق بگیران و مستخدمانشان با پوزخندی مرگم را تقدیر هر عاصی و طاغی بدانند و شاد باشند که دیگر تمام شد و بوسه هایی که بوی زخم می دادند به زخم های چرک کرده که دریادند به یاد تو از در و دیوار طعنه خوردن به بوف کور کز کرد ه در تن من به موریانگی و جان کندن در این چوب به بی صدا گریه کردن این مرد مصلوب اما تو را چکار کنم ؟ تو را که معصومیتت بر قلبم چنگ می اندازد وقتی اشک هایت نگران حال من است و میترکی چرا یکباره لامصب دارم آتش میگیرم بانو ... وقتی از کودکان آینده حرف می زنی و از اینکه جایی باشیم آنقدر دور که صدای بمب خدایگان و بغض بردگان و بلوای بندگان و این همه نداشتن روی سرمان خراب نشود و کجا برویم آخر کجا ... ؟؟؟

.....

نوشته شده در 20 / 9 / 1395 ساعت 0:17

عکس

...

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:47

عکس

.....

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:45

عکس

.....

نوشته شده در 10 / 9 / 1395 ساعت 21:42

عکس

دلــــم ، شــــکــــســــتــــــه

نوشته شده در 9 / 9 / 1395 ساعت 15:07

عکس

رفتی...

قرار بود 2 تا بشیم

آخرش شد...

ولی تــــو و اون

مـــن و...

تو شدی 2 تا و من موندم و خودم

بله رو گفتی و امضا تو زدی و...

رفتی زیر یه سقف

من هنوزم تنها و

بـــی خـــونـــه !!!

پرسه زدم تو نبودنات...

تو پرسه میزدی تو خوشی و خوشبختی

هه ... عشق و نگاه...

یکی رو عروس میکنه

یکی رو شـــاعــــر...

قبل اینکه برم خدمت بدون هیچ تجربه ای تو نوشته هام میگفتم:

" بدترین ظلم ها به اون عاشقایی شد که پسر باید می رفت سربازی و دختر چشم به راهش بمونه "

خیل کم هستند اینجور عاشقا

ولی هستند...!!

با تجربه ی کامل میگم: چشم به راه موندن دختر سخت تره

غافل از اینکه پسر هم براش سخته و تو پادگان سختی های خیلی زیادی رو تحمل میکنه

ولی از قدیم گفتند: اونی که تو راهه خسته نیست

اونی که چشم به راهه خسته هست

.

.

.

روحمو خیلی وقته اعدام کردی

آخـــرش ســوخــتـــم...!

منو فروختی...!

به اون یـــکـــی ... به خاطر پــــــول ؟ قـــیـــافـــه ؟

به خاطر اینکه تو حیاط خونمون ماشین نبود؟

به خاطر اینکه نبردمت بهترین رستوران شهر ؟؟

به خاطر اینکه نبردمت لوکس ترین بستنی خوران و...؟؟؟؟

هــــــه... دیگه منو تو دنیای مجازی با اسم مستعار (( فـــــروخــــتـــــه شُـــــده )) می شناسن

همه میگن: کی اینو فروخت ؟؟ میخندن

هــــِــــــه

اشکال نداره

.

.

.

.

 

دســـتــــشـــو مـــی گـــیـــری

امـــــــــــا...

دوســــتــــت دارم

.

.

.

.

یادگاری هامو که نداری خوشبحالت

اینقدر سر مَردم و خونواده و... شلوغه که

قبل اینکه بمیرم فهمیدم که بعد مرگم

حتی وقت ندارن پنج شنبه ها بیان دیدنم

 

بعد مرگم مامان داد بزن بگو مظلوم پسرم

خواهرجونام گریه نکنین وقتی داداشو می برن...

.

.

.

امشب هم فدا مدا شدیم رفت پای اون سربازی که تو مرخصی تصادف کرد و خودش و خواهر و مادرش سوختند و مُردند و پدرش هم رفت کما...خدا بیامرزتشون
.

.

.

همین... خــداحـــافـــظ

همه میریم یه روزی ... آمـــاده بـــاشــیـــد
.

.

.

6/7/95

12:35

سه شنبه

نوشته شده: فـــروخــتـــه شــده...!

 

 

❤_❤

نوشته شده در 29 / 8 / 1395 ساعت 10:14

عکس

خدا جونم ؟؟ولنتاین نزدیکه!! بیا من و تو هم عاشق شیـم من به تو هـــــــدیه بدم و تو هم به من!! من به تو جــــــــــــونمو میدم در عوض تو هم ی هدیه بده... یه هدیه کوچولو یه روبان مشکی گوشه عکسم...

_______________________________________

تو بغلت کیک و ساندیس میدن که همه اونجان؟! :/

________________________________________

یک عمر در انتظارِ کسی هستی که درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد و عاقبت در میابی که او از همان آغاز خودت بوده ای…

______________________________________-

ذهـن مُنحَـــــرف نَتیـجه ی تَجـرُبـــه های کَثیفـــــه🙄🤘🏿👼

_______________________________

فِک کُنَم اون دوسَم نَدآشت :]💜 لَعنَتی ...💔

___________________________

: اون هیچ گناهی جز دوس داشتنِ تو نداره،انقد اذیتش نکن(^:

____________________________________

وَقـتـے یـِکیـ غـِیـر تـوعـ بـِم میگعـ دۅسـِد دآرَم اِنگـآ بـَغـَل گـوشـَم دآرعـ نـآخـۅنـآشـو میکـِشـِعـ رۅ دیــوآر...:)🍁

____________________________________

تو پآدِشآه رویآ هآی تَلخ مَنی :)

__________________________________

امشبمـ کسے [نیسـ] کهـ [آرومتـ] کنهـ

_____________________________اَز ڪَلَمـ ـہ خَسـ ـتـ ـہ خَستـ ـہ تَـ ـرَمــــ ـ

_______________________________

لــبخـنـدامـ هـمشـ صـحـنـه سـازیــه❤️

_______________________________

خـدایــا مـحـکومـیتـم را تمـــام کــن... "خســته شــدم بــس که شـاهـد مــرگ آرزوهــایــم بودم

به برادرم ...

نوشته شده در 27 / 8 / 1395 ساعت 12:46

عکس

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که وارث درده

یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زندگی کرده

توسری خورده سر سری نشده خونده از یه جهان بی برده

یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم کی میگه رویا دنیا میسازه

هر درختی یه روز تبر میشه هر زن آبستن یه سربازه

تیغ توقیف رو رگ واژست مهر ممنوع روی پروازه

راه رفتن همیشه بن بسته راه برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم بس همدیگرو نفهمیدن

بس تو چارچوب جون کندن بس توی مدار چرخیدن

همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمیدیدن

اونا که با ترانه هام آخر روی پیست سقوط رقصیدن

حس سطل زباله رو دارم لب به لب از سرنگ و ته سیگار

حس یه یاکریم که فهمیده لونشو ساخته روی چوبه ی دار

من یه جک توی مجلس ترحیم من یه پروانه ام توی رگبار

من یه زندانی ام که عمرش رو مشت میکوبیده به تن دیوار

تلی از خوابهای مکروهم تلی از بغضهای تعزیری

خسته از بورس بشکن و باسن خوندن از سر شکم سیری

توی عصری که حتی با عکس خودتم توی آینه درگیری

چجوری میشه زندگی رو نوشت وقتی لحظه به لحظه میمیری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین کلاین میپوشن

وقتی که میمونا دارن نفت گربه ی آسیا رو میدوشن

وقتی که غولهای مبارز هم بی قرار بلیط گوگوشن

خوب دیگه عادیه که مترب ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو زیر سنگ شکسته میپوسه

حالا که آخرین چریک داره چکمه ی دیکتاتور رو میبوسه

حالا که مرکز جهان امروز تختخواب یه نشمه ی روسه

دیگه فرقی نداره دنیامون توی دست کدوم دیوثه

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که خوب میبینه

یه برادر که خوب میفهمه معنیه گوله رو توی سینه

ما کتک خورده ی یه کابوسیم توی عصری که رویا ننگینه

تو زمانی که وزن هستی مون مثل وزن سکوت سنگینه

❤__________❤

نوشته شده در 24 / 8 / 1395 ساعت 9:47

عکس

عاغااااااااااااا ما دختراااااااااااااا چقدر مزایا داریم!!!!!☺️☺️😝😂😂
۱_هیچ وقت کچل نمیشیم ... مثل بعضیاااااااااااااا✅😝
۲_خواستگاری نمیریم که جواب رد بشنویم ... مثل بعضیااااااااااااا✅😝
۳_هیچ وقت لقب بیکار بهمون تعلق نمیگیره ... مثل بعضیاااااااااااا✅😝
۴_آویزوووون کسی نمیشیم که شماره به کسی بدیم ... مثل بعضیاااااااااااا✅😝
۵_همه دوسمون دارن نیاز نیست پول داشته باشیم ... مثل بعضیاااااااااااا✅😝
۶_به خاطر مهریه زندان نمیفتیم ... مثل بعضیااااااااااااا✅😝
۷_همیشه حق تقدم با ما دختراس برعکس بعضیااااااااااااااا✅😝
۸_کلا هدف اصلی آفرینش ماها بودیم ... نه مثل بعضیاااااااااااا✅😝
دختراااااااااا لااااااااااااال از دنیا نرید دست و جیغ و هوراااااااااااااااا👏👏👏👏👏👏😂😂

______________________________________________

🌸+چته دوباره😐؟؟ +مَریضـ😷 شدے ؟؟😣😳 -آرهـ 😔😪 +دارو چے بیارمـ واسـت؟؟😖 - #صـــــــــــداشـو😍

____________________________________________

می خواهم به یاد من باشی ، اگر تو به یاد من باشی عین خیالم نیست که همه فراموشم کنند!

______________________________________

یع زمآنی ๓ε اشکام💧 روآنیش میکرد:) 〰〰〰〰〰〰〰〰〰

__________________________________

ایستاده می خوابند، چشمانِ انتظار. دیدار... خبر نمی کند..

_________________________________

👤|• یِکیـ رو دآشتَمـ ... 🌍|• بـآ دُنیـآ عَوَضِشـ نِمیـ کَردَمـ ! 😒|• وَلیـ دُنیـآ عَوَضِشـ کَـرد ... 😏|• هِـ ـ ـهـ ... 😔|• یآدِشـ بِخِیـر! 〰〰〰〰〰〰〰〰〰

_________________________________________

قلب من کمی نخند ... کمی دور شو ... کمی بد باش .. که هر چه میکشم از دست مهربانی توست .

____________________________________

✨اوج خوشبختے ست ✨وقتے ڪسے باشد ڪہ تو را ✨آنڪَونہ دوست داشتہ باشد ✨ڪہ دلت مےخواهد … اشکان حبیبی

__________________________________

🎭🌹چقدر مشڪوڪ است!! 🎭🌹 🎭🌹قطره اشڪی ڪه... 🎭🌹 🎭🌹مـی چڪد ساڪت 🎭🌹 🎭🌹ونمـی دانـی 🎭🌹 🎭🌹به ڪدام بهانـه آمـد! 🎭🌹 🎭🌹وچـرا بـی بهانـه رفـت!! 🎭🌹