اس ام اس بی معرفتی

خرید شارژ

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

عاشقانه

نوشته شده در پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲:۲۱

‏وقتي بین قلب و مغز آدمم جنگ وجود داره انتظار صلح جهاني نداشته باش

💘deLtaNGi

نوشته شده در يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰:۴۱

عکس


ملت حاضرن باباشونو با بابای پولدار طاق بزنن دوس پسر كه پشمشون هم نیس!

________________________________

‏از شرایط سفر فقط گلچین اهنگای ماشین رو دارم:)))

____________________________

با تمام سردیشگرمای تنم بود!

____________________________

سلامتی روزیـــٔ که‍ بیدار بشی ببینی هنوز خوابم. بگی شاید خستس بزارم بیشتر بخوابه‍ چند ساعت دیگه‍ برگردی صدام کنی بیدار نشم دوباره صدام کنی ،دوباره بیدار نشم بهم دست بزنی،ببینی تنم سرده،سرده سر تو بزاری رو قفسه‍ سینمببینی قلبم نمیزنه‍ سرمو بگیری بین دستات بلند داد بزنی«لعنتی بیدار شو»🙃

______________________________

یه روزی یکی اونقدر محکم بغلت میکنه که همه تیکه های شکستت میچسبه به هم..

_______________________________

دنــيــا رو بــى تــو نــميــخــوام 😻🙈يــهـ لــحــظــه

____________________________

من ازت متنفر نیستمــ...فقط اگہ تو جلو چشم من اتیش بگیرے و بسوزے... و تو دست من آب باشہ! ترجیح میدم بخورمشـ...🙃

_____________________________

یا نباش یا ادای بودنو درنیار مرسی:))

___________________________

برو به همه بگو احمق بود شبا تا صب میمرد برام

___________________________

حتى اگه نتونيم تا اخرش باهم باشيم؛ من ازاينكه بخشى از زندگيم بودى خوشحالم

_________________________

آرامشے که...اکنون دارم.مدیونِ انتظاریست ک دیگر از کسے ندارم!

___________________________

یه روز تو یه جایی از زندگیت اشکای دخترتو که دیدی صورتم میاد جلو چشات که چجوری جلوت اشک میریختم و میگفتم مال من باش اون موقعس که به خودت لعنت میفرستی

_________________________

- چه صنمی داری باهاش ؟!

+ اینایی هس که هلالی شکلن، پرتشون میکنی، میرن ولی باز برمیگردن پیش خودت ...

- خب ! بومرنگ ؟!+ آره آره همونا ؛ بومرنگشم :)

____________________________

-نبودنم هیچوقت اذیت کننده نبود؛ چون حضورم هیچوقت اهمیت نداشت..

____________________________

خاطره‌ها هیچوقت ازبین نمیرن فقط زیر خاطره‌های جدید‌تر دفن میشن

_____________________________

بی تو زنده بودنو دوست ندارم❤️😘

___________________________

تاحالا شده‍ وسط خنده‍ هاتــــ.. یاد یکی بیوفتیــــ اشک گوشه‍ چشمت جمع بشه‍ اگه‍ این اتفاق افتاد دلیل اشکتو روزی «100»بار نفرین کن......

______________________________

اِتفاقِ خوبِ زندگیِ من به چی گیر کردی که نمیُفتی؟

____________________________

امیدوارم بدونی که چقدر به تو نیاز دارم!!

_____________________________

زمان‌خیلیاروعوض‌کرد‌ولی‌تو‌هنوز‌واسن‌همون‌اسکل‌سابقی😌

_______________________________

بعضیام با نبودنشون مارو راحت میکنن :)

____________________________________

فکرشو بکن...قیافش یادت رفته باشه...ولی..عشقش هنوز قلبتو بسوزونهـ🙃💙

____________________________________

هر خری صداتون کرد که با جان دلم جواب ندیدسنگین باشین جان دلم فقط جواب یه نفره نه ١٠٠ نفر


_____________________________________
«تو مث داداشم میمونی» دقیقا یعنی واسم خرج کن، کادو بخر، بیرون ببر، به حرفام گوش کن فقط نکُن
____________________________________

دلنوشته

نوشته شده در جمعه ۳۰ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۹

عکس

باور آدمهای ساده را خراب نکن
آدمهای ساده با تو تا ته خط می آیند
و اگر بی معرفتی ببینند، قهر نمیکنند!
میمیرند
مرگِ پروانه را آیا دیده‌ای؟
پروانه تنها با یک تلنگر میمیرد!

:)

نوشته شده در سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۴۹

خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟ بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی..

گشتم نبود،نگرد نیست

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۹

عکس

از پس حلقه های اشک به چشمانش نگریستم

با تمسخر گفت:در چشمانم به دنبال چه می گردی؟

پاسخ دادم:به دنبال عشقی که به من داری!

تو دروغ می گویی که مرا نمی خواهی

و باز هم به چشمانش نگریستم

با پوزخندی آشکار به من گفت:

گشتم نبود،نگرد نیست

و سپس رفت و مرا با خاطراتش تنها گذاشت

و نفهمید که پس از او زندگی کردن را فراموش می کنم.

نمی فهمید دوستش دارم

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۷

عکس

نمی فهمید یا نمی خواست بفهمد!!نمی دانم

تنها می دانم هر چه که بود ساده از کنار من و عشق من گذشت

و دیگری را در آغوش کشید،

اکنون سال هاست که نامش را از زبانم رانده ام

اما قلبم هر لحظه نامش را فریاد می زند.

تنها به هوای یک آغوش پر از هوس او

اینجا آدم همیشه دلگیر است...

نوشته شده در سه شنبه ۶ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۹

عکس

از زبان یک توریست:
من درایران چیزهای عجیبی دیدم...!
کسی بوسه ی فرانسوی بلدنیست...!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد....!
از رزهلندی هم خبری نیست...!
اینجا عشق یعنی....!
به خاطر چشم های دور وبرت...!
معشوقت را فقط ازپشت گوشی بوسیده باشی...!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات رامی گذارند به حساب آویزان بودنت...!
من درایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن رابه حساب چیز دیگری مگذار...!
ایرانیان جوانی نمی کنندپیرمردوپیر زن های کم سن وسال بسیار دارد....!
ایرانیان عشق راباماشین ولباس خوب انتخاب می کنندنه بانیت خوب...!
ایران را دوست دارم،
اما..........
اینجا آدم همیشه دلگیر است.....

دوست داشتن....

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۵

عکس

ﮔﺎﻫـــﯽ …

ﻧﻤﯿﺸـــــــﻪ ﺩﺳــﺖ ﺍﺯ

ﺩﻭﺳـــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﮑــﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷــﺖ

ﺣــــــــــــــــــــــﺘﯽ ﻭﻗﺘــــﯽ ﺍﺯﺵ

ﺩﻟﺨــــــﻮﺭی !

گفت بخاطر من خانواده گذاشت کنار

نوشته شده در پنجشنبه ۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۴:۳۱

عکس

گفت بخاطر من خانوادشو گذاشت کنار گفتم حالا چرا ذوق میکنی چار روز دیگه هم تو رو میذاره کنار دیگه از کنار گذاشتن خانوادش که سخت تر نیست.

خدایا من رو از آتیش جهنم دور کن

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۴

لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...
نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....
انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...
صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...
اومدم برم تو مسجد
 دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....
یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم
هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...
بی اعتنا از کنارش رد میشدن....
رفتم جلو
 گفتم خوبی: گفت مرسی...
گفت عمو یه آدامس ازم میخری؟؟؟
دست کردم تو جیبم
 فهمیدم کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم.‌‌...
گفتم چشم میرم خونه کیفم رو میارم ازت میخرم...
گفت عمو تو میدونی الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب یعنی چی؟؟؟
آخه امشب همه همین جمله رو میگن...
گفتم یعنی خدایا پناهم باش و من رو از آتیش جهنم دور کن...
گفت یعنی جهنم گرمه؟؟؟
گفتم آره خیلی...
گفت یعنی از تو چادر ما هم گرم تره؟؟؟
گفتم چادر؟؟؟
گفت آره من و مادرم و خواهرم تو چادر زندگی میکنیم،ظهرا که آفتاب میزنه میسوزیم خیلی گرمه،خیلی ....
مادرم قلبش درد میکنه،گرمش که میشه بیشتر قلبش دردش میگیره...
سرم رو انداختم پایین...
اشکم دراومد....
گفت عمو یعنی من الان بگم خلصنا من النار
 خدا فقط من رو از آتیش جهنم دور میکنه؟؟
از گرما تو چادر دور نمیکنه؟؟؟
آخه من مامانم رو خیلی دوست دارم
چیزیش بشه من میمیرم...
میخواستم داد بزنم آهای ملت بی معرفت
این بچه اینجا نشسته شما یه بسته از آدامس ازش بخرید از گرمای تو چادر خلاص شه
 بعد شما قران بالا سرتون گرفتید و خلصنا من النار میگید
آهای ملت بی معرفت...
خلصنا من النار اینجاست،الهی العفو اینجا نشسته..‌‌
یه بسته آدامس بهم داد گفت بیا عمو این آدامس رو من بهت میدم چون تنها کسی بودی که حاضر شدی باهام صحبت کنی..‌
همینجوری اشک ریختم و رفتم سمت خونه و کیف پولم رو برداشتم و دوباره رفتم سمت مسجد....
اما هر چی گشتم دختر بچه نبود...
به آسمون نگاه کردم
چشام پر اشک شد...
گفتم الهی العفو...
الهی العفو...
الهی العفو..‌‌
خدایا من بی معرفت رو ببخش....
آدامس رو باز کردم و گذاشتم دهنم...
مزه درد میداد....
مزه بغض میداد....
مزه اشک میداد...

جوکر

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۲۵

عکس

انقدر تند رفتی و
من با این موهای باز
در کوچه ها دنبالت دویدم
که شهری ب من خیره شده اند
غــــــ ـــیــرتی شـــــ ـــو و بـــــــــــ ـــــــــرگـــــــ ـــــــــرد!

بالاتر از سیاهی

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲:۵۹

عکس

باز این ترانه هارا عشق است

رقص سرخ بادپا را عشق است

عشق درگیر غروب درد است

باز هم طلوع مارا عشق است

آی...از خانه زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است

آی...از اب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرز ترین دریا باش

آی...اهل همه جارا عشق است

از غزل باختگان میترسم

شعر های بی هوا را عشق است

ای قشنگ ساز ها،اواز ها

روزهای بی عزا را عشق است

نابینا

نوشته شده در شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۵:۱۳

آپلود عکس


برای انسان نابینا
شیشه و الماس
فرقی ندارد
اگر کسی قدرتان را ندانست
فکر نکنید شیشه اید
یقین بدانید که او نابیناست...!!

هوس

نوشته شده در جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۰۶

عکس

اکنون تو اینجایی

گسترده چون عطر عقاقی ها

درکوچه های صبح

در دستهایم داغ

درگیسوانم رفته از خود

سوخته....مدهوش..

اکنون تو اینجایی

چیزی وسیع و تیره و انبوه

چیزی گسترده چون صدای دور دست روز

برمردمکهای پریشانم

میچرخد و میگسترد خود را

شاید مرا از شاخه میچیند

شاید...

دیگر نمیبینم..

اکنون تو اینجایی

!

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۰۶

عکس

 !

هوس

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۹

عکس

من از نهایت شب حرف میزنم...

من از نهایت تاریکی...

و از نهایت شب حرف میزنم...

اگر به خانه ی من امدی...

برای من ای مهربان چراغ بیاور...

و یک دریاچه که از ان...

به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...

همدلی

نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۵

عکس

 


ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 

ذره ذره, محبت را باختم و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان, عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم, مانند من,,,فکر میکردیم که بردیم, اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند, دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
 همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری.

دوهفته نیستم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۰

عکس

دوهفته دیگه میبینمتون دوستای خوشلم دلم براتون یه نقطه میشه دوستون دارم فعلنی خودافس