اس ام اس غمگین

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

آموخت...

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۶:۴۸

آپلود عکس

زندگے
به مـن ּآموخت
ڪه چگونه گریه ڪنم
اما گریہ بہ مـن ּنیاموخت
ڪه چگونہ زندگے ڪنم
 تو نیز بہ مـن ּآموختے
چگونہ دوسـتت
بدارم اما
بہ مـن نیاموختے
چگونہ فراموشت ڪنم

اخرین حرفش...

نوشته شده در شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۲

عکس

تویه همچین روزی بود بدستت اوردم تویه همچین روزیم ازدستت میدم
# روز عاشق شدن و جداییمون هر دو عید فطر شد :)

نیکی کردن

نوشته شده در شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۹:۳۱

آپلود عکس

 

خانم معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ بود ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت، هنوز ازدواج نکرده بود.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
«ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»

خانم معلم گفت:
«ﯾﮏ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ. ﺷﻮﻫﺮﺵ او ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بياورد ﺁﻥ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ خواهد ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ به هر ﻧﺤﻮﯼ شده ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺯد.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ به دنیا آورد.
ﭘﺪﺭﺵ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ را ﻫﺮ ﺷﺐ كنار میدان شهر ﺭﻫﺎ می‌کرد. ﺻﺒﺢ ﮐﻪ می‌آمد، ﻣﯽﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ طفل ﺭﺍ نبرده ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺮای ﺁﻥ ﻃﻔﻞ دعا می‌کرد ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ می‌سپرد. ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ بازگرداند.

ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ به دنيا بیاورد ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ خداوند ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ فرزند هفتم ﭘﺴﺮ باشد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﭘﺴﺮ، ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺰﺭﮔﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ به دنیا ﺁﻭﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﻣﺸﺎﻥ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﭘﺴﺮ به دنيا آورد ﺍﻣﺎ ﭘﻨﺞ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﻫﻤﻪ فوت كردند.
ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺷﺎﻥ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ می‌خواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.»

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮔﻔﺖ:
«می‌دانید آن ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ میخواست ﺍﺯ ﺷﺮﺵ ﺧﻼﺹ ﺷﻮﺩ که ﺑﻮﺩ؟ آن دختر ﻣﻨﻢ! ﻭ ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ دلیل ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ ﭼﻮﻥ ﭘﺪﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻫﺴﺖ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ. ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺧﺪمت می‌کنم. آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را می‌گیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ می‌کند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ.»

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
.تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند … اثر زیبا باقی می ماند

بالاتر از سیاهی

نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۳

عکس

در جذبه ای که حاصل زیبایی شب است

رویای دور دست تو نزدیک می شود

بوی تو موج میزند انجا به روی اب

چشم تو می درخشد و تاریک می شود

😌

نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۵۶

عکس

با این آمار طلاقی که داریم دیگه باید گفت:

دختر و پسر ازدواج کنند، اَبلهان باور کنند!

فاصله

نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۴۰

آپلود عکس

معنی فاصله
همونقدر ساده س که
یه نفر میتونه
روبروت بشینه توی
چشمات خیره شه
ولی فرسنگ ها
ازت دور باشه و
ساده ترین حرف های
تورو نفهمه،،،

خدایا من رو از آتیش جهنم دور کن

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۴

لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...
نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....
انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...
صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...
اومدم برم تو مسجد
 دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....
یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم
هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...
بی اعتنا از کنارش رد میشدن....
رفتم جلو
 گفتم خوبی: گفت مرسی...
گفت عمو یه آدامس ازم میخری؟؟؟
دست کردم تو جیبم
 فهمیدم کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم.‌‌...
گفتم چشم میرم خونه کیفم رو میارم ازت میخرم...
گفت عمو تو میدونی الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب یعنی چی؟؟؟
آخه امشب همه همین جمله رو میگن...
گفتم یعنی خدایا پناهم باش و من رو از آتیش جهنم دور کن...
گفت یعنی جهنم گرمه؟؟؟
گفتم آره خیلی...
گفت یعنی از تو چادر ما هم گرم تره؟؟؟
گفتم چادر؟؟؟
گفت آره من و مادرم و خواهرم تو چادر زندگی میکنیم،ظهرا که آفتاب میزنه میسوزیم خیلی گرمه،خیلی ....
مادرم قلبش درد میکنه،گرمش که میشه بیشتر قلبش دردش میگیره...
سرم رو انداختم پایین...
اشکم دراومد....
گفت عمو یعنی من الان بگم خلصنا من النار
 خدا فقط من رو از آتیش جهنم دور میکنه؟؟
از گرما تو چادر دور نمیکنه؟؟؟
آخه من مامانم رو خیلی دوست دارم
چیزیش بشه من میمیرم...
میخواستم داد بزنم آهای ملت بی معرفت
این بچه اینجا نشسته شما یه بسته از آدامس ازش بخرید از گرمای تو چادر خلاص شه
 بعد شما قران بالا سرتون گرفتید و خلصنا من النار میگید
آهای ملت بی معرفت...
خلصنا من النار اینجاست،الهی العفو اینجا نشسته..‌‌
یه بسته آدامس بهم داد گفت بیا عمو این آدامس رو من بهت میدم چون تنها کسی بودی که حاضر شدی باهام صحبت کنی..‌
همینجوری اشک ریختم و رفتم سمت خونه و کیف پولم رو برداشتم و دوباره رفتم سمت مسجد....
اما هر چی گشتم دختر بچه نبود...
به آسمون نگاه کردم
چشام پر اشک شد...
گفتم الهی العفو...
الهی العفو...
الهی العفو..‌‌
خدایا من بی معرفت رو ببخش....
آدامس رو باز کردم و گذاشتم دهنم...
مزه درد میداد....
مزه بغض میداد....
مزه اشک میداد...

عشق در پرده 💔

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۲

آپلود عکس

آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد
عشق است و همین لذت اظهار و دگر هیچ

بالاتر از سیاهی

نوشته شده در سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲:۵۹

عکس

باز این ترانه هارا عشق است

رقص سرخ بادپا را عشق است

عشق درگیر غروب درد است

باز هم طلوع مارا عشق است

آی...از خانه زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است

آی...از اب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است

اهل بی مرز ترین دریا باش

آی...اهل همه جارا عشق است

از غزل باختگان میترسم

شعر های بی هوا را عشق است

ای قشنگ ساز ها،اواز ها

روزهای بی عزا را عشق است

HE

نوشته شده در شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۴

عکس و تصویر

آدم هرچقدرم به تنهایی عادت کنه باز یه وقتایی دلش میخواد یه نفرو داشته باشه که محکم بغلش کنه و بهش بگه دوستش داره😔

_________________________________

همیشه با هم دوست بمونید ، دوستی بهتر از رابطه های عاشقونست...✋

_____________________________

اونقدر قوی باش که وقتی رفت بگی حیف منو از دست داد نه از دستش دادم😀✋(:

_______________________

کاش میتونستم برم یقه اش رو بگیرم و بگم: تو حق نداری این همه عشق رو نادیده بگیری... بعدش دیگه مهم نبود اگه از خواب بپرم :)

_______________________________

✔خـــــــــدایا حواســـــaــــت هســــ ✔️ ✔ بَقیـــــه دارن زِنــــدگــــــــی✔ ✔ میـــکُنـــن ✔ ✔ مـــــــا نَفـــــــــس✔ ✔️ میکشیــــــــم

___________________________________

چرا فکر میکنی من از نخواستن ات ناراحت شدم نه! ما دیگر یاد گرفته ایم آدمهای نخواستنی حقِ ناراحت شدن ندارند ما از خودمان دلگیریم که چرا به کسی شخصیت دادیم که حتی بلد نبود بهانه بیاورد...!

_____________________________

دُنیاعـ با همعـ راهـ عومد واسعـ ما یکیـ دُویید:|| 😹💜🏃🏻

______________________

دلتنگی میکنم...ولی حق ندارم
بهانه بگیرم...
به یادت می افتم...ولی حق ندارم
اشک بریزم...
تو را میخواهم...ولی حق ندارم
سراغت را بگیرم...
خواب تو را میبینم...ولی حق ندارم
تعبیر آمدنت را کنم...
بی قرار میشوم...ولی حق گلایه ندارم...
دلم میگیرد ...ولی حتی حق صداکردنت را ندارم...
قــــول داده ام...

هوس

نوشته شده در جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۰۶

عکس

اکنون تو اینجایی

گسترده چون عطر عقاقی ها

درکوچه های صبح

در دستهایم داغ

درگیسوانم رفته از خود

سوخته....مدهوش..

اکنون تو اینجایی

چیزی وسیع و تیره و انبوه

چیزی گسترده چون صدای دور دست روز

برمردمکهای پریشانم

میچرخد و میگسترد خود را

شاید مرا از شاخه میچیند

شاید...

دیگر نمیبینم..

اکنون تو اینجایی

هوس

نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۹

عکس

من از نهایت شب حرف میزنم...

من از نهایت تاریکی...

و از نهایت شب حرف میزنم...

اگر به خانه ی من امدی...

برای من ای مهربان چراغ بیاور...

و یک دریاچه که از ان...

به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...

همدلی

نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۵

عکس

 


ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 

ذره ذره, محبت را باختم و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان, عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم, فکر کردم که بردم, اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم, مانند من,,,فکر میکردیم که بردیم, اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند, دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
 همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری.

دوهفته نیستم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۰

عکس

دوهفته دیگه میبینمتون دوستای خوشلم دلم براتون یه نقطه میشه دوستون دارم فعلنی خودافس

💕💗

نوشته شده در سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۳:۲۰

عکس


این مرضی کِ دلمـ میخاد هر دقیقه به هر بهونه ای باهات حرف بزنمـ درمان کِ نداره ..داره؟:))🖤

____________________

من دیگه دلم تورو نمیخواد فقط تنگه اون روزاییه ک میدونسم لبخند ینی چی!!!

_______________________________

تُ بع عشقِ خواب دیدنش میخوابی مَن عَ ترس ندیدنش پِلک رو هم نمیذارمـ:)) 😢 😭

_______________________________

هیستوری چتاتونو که میخونی، اولش میخندی ولی یکم بعدش.. امان از یکم بعدش! 😔😔

_______________________________

برای هر دومون خوبه یه چن روزی جدا باشیمبریم از فکر هم بیرون یه چن وقتی رو تنها شیم بریم یک گوشه ی خلوت شاید دلشوره مون کم شد شاید اونکه مقصر بود خودش فهمید و ادم شد

______________________________

به عادما ي تو قبرستون حسوديم ميشهچون خيلي راحت خوابيدن..🖤

____________________________

منطق بعضیا اینه که"من که دهن دارم چرا گه نخورم"؟

______________________________

-عِشق مآل فیلمآست؛مآ فقَط بآهمیم هَمین..🐾+...!(وَلی لنَتے مَن عآشِقتَم

_________________________

+وَقتی اسکرینـ شات میدِه میبینيـ بک گراندِش تویی بِهترینـ حِس دُنياس :)♥️

___________________________

اِنقَدر رُکَم کع میخوان فیلتِرَم کُنَن👄

________________________

من نمیخامت ول تو مال کسی نشو:)


________________________
منی کع جلو چشمم خنده هاشو با یکی دگ دیدمو عز چی میترسونی؟هوم؟؟
_________________________
فاصله ها ترسناکـ نیستند باید از آدَمـ هاییـ بترسیمـ کِع هیچوقتـ دلشونـ تنگ نمیشع:))👐🏾

😍😍😍😍

نوشته شده در سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۳:۰۳

عکس


ولی خدایی هیچی به اندازه حرف زدن با تو اروم نمیکنه:)👐🏿

_____________________

اصن هر دَردى يع درمونى داره ولى خب طُ بغلم كُن :)) ❤️😘💕💗💝

________________________

فهميدم عشق توي افسانه ها خوبه وقتي اون كه ميگفت عاشقمه قبرمو ميكند ..! 😔😔😔

_______________________

+اگ ی بار دیگه بهت فرصت زندگی میدادن چیکاره میشدی؟-فکر کنم بازم عاشقش میشدم 🌹👍🏻👍🏻

_____________________

اِنقَد دلمـ میخاس یع روز کع محوِ نگا کردن بع منی مُچتو بگیرمـ ولی تو همش بع اون نگا میکردی نگات بع من نبود اصلن:))) 🖤 🙈👋🏻🙄

____________________________

همین الان دقیقا تو همین لحظه یه نفر تو دنیا هست که داره دست نیافتنی‌ترین آرزوی مارو زندگی میکنه!! 😂😢

_________________________

اینکع من دو ساعتع رو صفحه چتتم تا فقط آنلاین بودنتو ببینمو آرومـ بشم جنون نیس،هَس؟:)) 😍😘

_____________________________________

بیخیالِ همه،میسازم زندگیمُ یه نفره ..!!💕

___________________________

اون یه دروغگوعه،ولی قسمت بد قضیه این نیست! قسمت بدش اینه که من هنوزم دوسش دارم!

.....!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۱۳

عکس

این روزها خوابــــــم نمـــیاد
فقــــــــــــــط مـــی خوابــــــــــــــــم
که بیــــــــــــــدار نبـــــــــــــــاشم

خالی شده قلبم..

نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۳:۲۱

خالی قلبم زتو از وقت وداعت ان روز که از چشم من آهسته چکیدی...