اس ام اس مرام و رفاقت

اس ام اس مرام و رفاقت

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

ج

نوشته شده در 27 / 10 / 1395 ساعت 23:46

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند... ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺍﺯ ﺣﺲ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ... ﺗﺤﻘﯿﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺣﻘﯿﺮﻧﺪ... ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻧﺪ... ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ... ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ... ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ... ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻌﻨﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ... ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺮﺳﯿﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ... ﻭ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺁﻫﻨﮕﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪ.....چه بی محبا بر سرت خراب میشوند این نامردی های روزگار

(︶︿︶)

نوشته شده در 27 / 10 / 1395 ساعت 16:44

عکس

سخت است نگهداری دفتری که جلدش بوی خاطرات....

ورق هایش طعم عشق....

وخطوطش حس جدایی

سلام

نوشته شده در 25 / 10 / 1395 ساعت 18:07

عکس

سسسسسسسسسسسسسسسسلام

خوبـــــــــــــــــین

چطوریاییننننننننننننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عاقا اونایی که منو میشناسن و میان اینجا یه پیام بذارین ببینم کیا هنوز میان اینجا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زود تند سریععععععععععععععععععععععع

من که هنوز خیلیا رو یادمه ها

به برادرم ...

نوشته شده در 27 / 8 / 1395 ساعت 12:46

عکس

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که وارث درده

یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زندگی کرده

توسری خورده سر سری نشده خونده از یه جهان بی برده

یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم کی میگه رویا دنیا میسازه

هر درختی یه روز تبر میشه هر زن آبستن یه سربازه

تیغ توقیف رو رگ واژست مهر ممنوع روی پروازه

راه رفتن همیشه بن بسته راه برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم بس همدیگرو نفهمیدن

بس تو چارچوب جون کندن بس توی مدار چرخیدن

همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمیدیدن

اونا که با ترانه هام آخر روی پیست سقوط رقصیدن

حس سطل زباله رو دارم لب به لب از سرنگ و ته سیگار

حس یه یاکریم که فهمیده لونشو ساخته روی چوبه ی دار

من یه جک توی مجلس ترحیم من یه پروانه ام توی رگبار

من یه زندانی ام که عمرش رو مشت میکوبیده به تن دیوار

تلی از خوابهای مکروهم تلی از بغضهای تعزیری

خسته از بورس بشکن و باسن خوندن از سر شکم سیری

توی عصری که حتی با عکس خودتم توی آینه درگیری

چجوری میشه زندگی رو نوشت وقتی لحظه به لحظه میمیری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین کلاین میپوشن

وقتی که میمونا دارن نفت گربه ی آسیا رو میدوشن

وقتی که غولهای مبارز هم بی قرار بلیط گوگوشن

خوب دیگه عادیه که مترب ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو زیر سنگ شکسته میپوسه

حالا که آخرین چریک داره چکمه ی دیکتاتور رو میبوسه

حالا که مرکز جهان امروز تختخواب یه نشمه ی روسه

دیگه فرقی نداره دنیامون توی دست کدوم دیوثه

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که خوب میبینه

یه برادر که خوب میفهمه معنیه گوله رو توی سینه

ما کتک خورده ی یه کابوسیم توی عصری که رویا ننگینه

تو زمانی که وزن هستی مون مثل وزن سکوت سنگینه

سیلااااااااامممم

نوشته شده در 17 / 8 / 1395 ساعت 14:10

عکس

پست ثابت لدفن. ممنون

سیلام ژیگرا

خووووووبین؟ خوووشین؟

مارو نمبینین خوش میگذره؟

جلبکای محترم از جمله:فربد،رضا؛ امین، شایان,علیرضا،جوکر،شهرام،محمد،امیر کوکی،علی اکبر،پیمان،ابوالفضل..... همه پسر شدن خخخخخ

البته برا مزاح نوشتما. همتون گلین.ماشالا همه یه پارچه آقان.

خب دیگه بسه.ازتون زیاد تعریف کردم.خخخخخ

آجیای گلم مونس(دلم برات پر میزنه نامرد)، گیلدا،بهاره،هانی، مریم،مرگل، دریاگلی، افسانه،الی، ثنا،سنا،ملیسا،درسا،صبا،صدف،یاس،ریحانه،میس فاطمه، فاطمه،ستیا،نازنین و خیلیای دیگه که الان اسمشون یادم نیس.

دلم براتون تنگ شده.کجااااااااااین؟ همیشه بیادتونم.

زودی بیاین ببینمتون.

بهترینهارو براتون آرزو میکنم.

به امید دیدار.

majnoone Leili Bargasht*

نوشته شده در 12 / 8 / 1395 ساعت 3:29

عکس

i am majnoon tar az gabl

اول بگو دوست دارم

نوشته شده در 3 / 8 / 1395 ساعت 9:00

عکس

•••پسره با دوس دخترش رو موتور با سرعت بالا داشته میرفته…….
•••محکم پسر رو بغل میکنه……..•••
•••میگه:…….•••
•••من میترسم اروم تر برو……..•••
•••پسره میگه: اول بگو دوست دارم…….•••
•••دختره میگه :دوست دارم……..•••
•••پسره میگه:•••
•••بلندددددددددتر•••
•••دختر داد میزنه دوووووسسسست دارم…..•••
•••پسره میگه:
•••این کلاه ایمنی رو از سرم بر دار بذار سرت اذیتم میکنه……..•••
•••فردای ان در روزنامه چاپ میشه…..•••
•••دو سر نشین سوار بر موتور تصادف کردند•••
•••ولی یکی از انها زنده است…•••
•••سلامتی….•••
•••پسری که…•••
•••فهمیده بود…•••
•••ترمزه موتورش بریده …•••
•••اما…•••
••• نخواست ب دوس دخترش بگه که…•••
•••بترسه فقط…….•••
•••میخواست…•••
•••برای اخرین بار بشنوه که….•••
•••دوسش داره……..!!!!!!•••

تسلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیت

نوشته شده در 20 / 7 / 1395 ساعت 3:32

عکس

دستش که به آب خورد

یاد وصیت پدرش افتاد

« کنارش بمان »

مظلوم تر از او نیست

چنان سراسیمه بازگشت

که دست هایش را جا گذاشت ...

یا قمر بنی هاشم (ع)

عشق همیشگیم :علیرضا

نوشته شده در 1 / 7 / 1395 ساعت 20:48

عکس

برو بچه های مدرسه ای جوکلند سال تحصیلی جدید رو تسلیت میگم😊 آبجیا و داداشای جوکلند خیلی دوستون دارم،بهترینا رو براتون آرزو میکنم امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشین و به آرزو های قشنگتون برسین مراقب خودتون و دلای مهربونتون باشین...منم که هر کسی عنوان این پست رو ببینه و اسم علیرضا رو نگاه کنه میفهمه که من مرگلم. خلاصه دیگه فصل درس و مدرسه است و کمتر میبینمتون ولی به یادتون هستم...بچه های کنکوریه جوکلند برای همتون آرزوی موفقیت بسیار دارم و مطمئنم که شما بهترین هستید.التماس دعا و خدافظ همگی

مسیر تنهایی

نوشته شده در 25 / 6 / 1395 ساعت 14:52

عکس

اصلا تئوری خوبی نیست که برای حالِ خوبت نیاز به دیگران داشته باشی...!

اتفاقا تنهایی خیلی هم خوب است!

البته که باید تنهایی را بلد باشی... .

میخواهی یک فنجان چای بنوشی؟

باشه قبول...!

اما چرا با یک موسیقی همراهش نمیکنی؟

صبح که بیدار میشوی

حالا مقصدت هر کجا که باشد

چطور است یک مقدار زودتر از خانه بزنی بیرون و پیاده روی کنی و اهدافت را مرور کنی؟

نه اهدافِ خیلی طولانی مدت!

همینکه مثلا تا آخر هفته فلان کتاب را بخوانی هدف است و عملی کردن اش باعث شادابی ست.

اصلا چرا با خودت حرف نمیزنی؟!

با خودت درد و دل کن.

ببین چه چیزهایی آرامش ات را بر هم میریزد

همه را دور بریز

ببین چه غذایی را هوس کرده ای

برای خودت آشپزی کن... .

آخ که چه کیفی میدهد همراهِ آشپزی یک آوازی هم زمزمه کرد و سر را تکان داد!

شب ها تایم خوبی ست برای فیلم دیدن

چقدر مزه میدهد مادر را همراه با یک بشقاب سیب زمینیِ سرخ کرده

یا کاهوی آغشته به سکنجبین به تماشای فیلم دعوت کرد!

و خیلی خوب است هنگام خواب تمام رفتارهای لبخند آمیزِ روز را در دفترِ یادداشت نوشت

تا دوباره تکرار کرد و رفتارهایی که صلب آرامش کردند را فاکتور گرفت!

.

میدانی چیست رفیق؟

.

مسیر تنهایی را اگر بلد باشی

دیگر راه نمیفتی دنبالِ جزیزه ی ناشناخته ی آدم ها...!

که گم شوی

و بدهکارِ لحظاتی که میتوانست با حالِ خوب همراه شود!

0911111

نوشته شده در 23 / 6 / 1395 ساعت 15:25

عکس

پشمک پیوندت مبارک

آن شاالله صد پنجاه سال کنار هم زندگی خوبی داشته باشید

با آرزو بهترین ها واسه هاطی میلی

تـقدیم به ملیــسا خانم

نوشته شده در 23 / 6 / 1395 ساعت 7:31

تـقدیم به ملیــسا خانم

پیوندتان را با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگویم
و زندگی پر از عشق و محبت را برایتان آرزو میکنم
آرزومند خوشبختی شما🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
.
.
.
پیشاپیش پیوندتان مبارک عزیزم
ایشالا داری میرقصی زمین بخوری خخخخخخ
😂😂😂😂😂😂😂ستاد دوستان بد جنس
😇😇😇😇

:)تسلیــــــم نمیشم!

نوشته شده در 10 / 6 / 1395 ساعت 12:15

عکس

بَرای رویـــــــآهـــــآیَم میــجَنگم....

بَرای رسیــــدن به هدفم و اون چیــــــزی که توی فکرَم بوده و هست...

 تو هم بــــآید برای رویــــاهات بجنگی...

تا جـایی که میتونی...

با هر چیزی که داری...

حتی با کمترین امکانات...

در سخت ترین شرایط...

چون...تو به دنیا نیومدی که معـــــــمولی باشی...

اگــــه دنیا رو متحول نکنی...

اون متحولت میکنه...

 پَس...حَقتو از این دنیـــــا بگیر :)

غمگین

نوشته شده در 4 / 6 / 1395 ساعت 11:37

عکس

هر زمان از عشق پرسیدند
گفتم آه .... عشق ...

خاطرات بی‌شماری پشت این افسوس بود ...

بعد از چند ماه این پستا گذاشتم

نوشته شده در 3 / 6 / 1395 ساعت 20:00

عکس

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟ باد گفت آن پیرمرد را میبینی که کتی بر تن دارد؟ شرط میبندم من زودتر از تو کتش را از تنش در می اورم. آفتاب در پشت ابر پنهان شد و باد به صورت گردبادی هولناک شروع به وزیدن گرفت. هرچه باد شدید تر میشد پیرمرد کت را محکم تر به خود می پیچید... سرانجام باد تسلیم شد. آفتاب از پس ابر بیرون امد و با ملایمت بر پیرمرد تبسم کرد و طولی نکشید که پیرمرد از گرما عرق کرد و پیشانی اش را پاک کرد و کتش را از تن دراورد. در ان هنگام آفتاب به باد گفت... دوستی و محبت قوی تر از خشم و اجبار است. در مسیر زندگی "گرمای مهربانی و تبسم" از "طوفان خشم و جنگ" راه گشا تر است.

من کاری ندارم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:27

عکس

من کاری ندارم که تو فهرست ِ دفترچه تلفن هرکس چندتا شماره و چندتا اسم وجود داره ،با گالری و تعداد عکسای ِ دونفره و چندنفره هم کار ندارم ...به تعداد لایک پست یا شکلک های قلب گوشی هیچکس کارندارم ،به دورهمی های ِ دست ِ جمعی و خاطره ساختن های ِ لحظه ای ام کار ندارم ...من فقط حرف ِحسابم اینه اون لحظه از زندگیت که دلت یهویی بی دلیل میگیره که هیچ چرایی و نمیتونی جواب بدی؟!

اصن یکیو وارد زندگیت کردی ...

که تا بهش بگی

_کجایی؟!

_اون بگه !؟

_بگو کجا بیام تا ببینمت؟!

بهت نگه چطور مگه ؟!یا بگه باز چیشده؟!یا بگه سلامت کو ؟!!

میخوام تو این لحظه فقط به این فکر کنی یه نفر باهر نسبتی ؟!

رفیق ،دوست ،عشق،همسر ،همراه هرچی ،،،یکیو داری که ...

همیشه همراهت بمونه ؟!!!!!

اگه داری دو دستی نگهش دار اگه نداری ؟!

یه نگاه به دورو برت بنداز هر آدمی تو این دنیا یه فرشته ی نجات داره ...

که منتظرِ اینه که کشف بشه؟!!

میدونی مرد ؟

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:26

عکس

میدونی مرد ؟

از یه جایی بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛

فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته

و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و باکدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه!

قشنگ بودن خوبه ها؛

ولی تهِ تهش اونی میمونه

که داغون و خسته و لهتم دیده.

عرق ریزون تابستون با ارایش ریخته

و موهای فرخورده

و صورت خیس

و کلافه باهاش دوئیدی،

باهاش خندیدی،

باهاش غر زدی

به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه

و برف ریزون زمستون

با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شالگردن که ازش

فقد دوتا چشم مونده دلت گرم شده کنارش.

میدونی مرد؟

آدم مگه چی ازین دنیا میخواد

جز اینکه یه نفر داغون و له و خستشو هم بخواد؟

که داغون و له و خستم

که باشه بتونه باهاش بخنده

و مهم نباشه

اگه ریملش ریخته

یا رنگ رژش رفته یا لباسش لک شده

و با معشوقه های باپرستیژ توی کتابا زمین تا آسمون فرق داره!

آدم ته تهش تنهاییشو با اونی تقسیم میکنه

که خیالش راحته

کنارش هرجوری هم که باشه،

"خودشه"..

وگرنه خیابونا پره از آدمایی که انگار بازیِ "کی از همه قشنگتره؛

من من من من" راه انداختن.

حالا تو با آرومترین صدایی که از خودت سراغ داری بپرس

"کی از همه ی دنیا بیشتر منو میخواد؟" به شرفم

قسم

اگه بلندتر از همه داد نزدم:

"من!"

من تورا می خواستم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:24

عکس

من تورا می خواستم
نه برای عشق بازی های شبانه
نه برای قدم زدن
درخیابان های ولیعصر
نه برای شادی های دو نفره
من فقط میخواستم
باشی،
که دوستت داشته باشم...