شعر عاشقانه

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

زیباترین قسم سهراب..نه تو می مانی و نه اندوه ...

نوشته شده در 12 / 3 / 1396 ساعت 10:24

عکس

نه تو می مانی و نه اندوه...

ونه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم؛

غضه هم میگذرد ؛آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند

به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز

خالی شده قلبم..

نوشته شده در 10 / 3 / 1396 ساعت 3:21

خالی قلبم زتو از وقت وداعت ان روز که از چشم من آهسته چکیدی...

آرزویم فقط این است ...

نوشته شده در 5 / 12 / 1395 ساعت 7:34

عکس

آرزویم فقط این است

زمان برگردد
تیرهایےکه رهاشدبه
کمان برگردد
سالهامنتظرسوت قطارم
که کسی
باسلام وگل سرخ و
چمدان برگردد
من نوشتم که تورادوست
ندارم اےکاش
نامه ام گم بشودنامه رسان برگردد

شاعر ولگرد

نوشته شده در 3 / 8 / 1395 ساعت 12:25

عکس

ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ

ببوسم ات

ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﻮﯼ ﺷﻌﺮ ﺑﺪﻫﺪ !

ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺳﺮﺕ ﺩﺍﺩ ﺑﮑﺸﺪ :

ﺑﺎﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﺎﻋﺮ ﻭﻟﮕﺮﺩ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ…

یه آهنگ عاشقونه

نوشته شده در 28 / 7 / 1395 ساعت 2:17

عکس

عکس

 

آهنگ

http://up.bia1music.ir/download/1898809/Ailin%20-%20Yare%20Shirin.mp3

سلام عزیزای دلم

من آیلین هستم.تازه واردم

کارمو با یه آهنگ عاشقونه از خودم شروع میکنم.لطفا دانلود کنید و نظر بدید مرررسی

 

متن آهنگم

چه دلنواز اومدم اما با ناز اومدم
شکوفه ریز اومدم اما عزیز اومدم
آخه گفته بودی دیر نکن
عاشقو دلگیر نکن
گفته بودی زود بیا
لحظه موعود بیا
منم اون یار شیرین منم اون یار با ناز
واسه عاشق دلتنگ دلم خونه دلباز...

...

 

پاییزتون مبارک:)

نوشته شده در 1 / 7 / 1395 ساعت 9:49

عکس

تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد، موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

میلاد عرفان پور

باران احساس

نوشته شده در 20 / 6 / 1395 ساعت 7:07

عکس

باز باران بی ترانه مرد تها کنج خانه میزنم بیرون ز لانه در خیابانهای تاریک من به دنبال نشانیش می کشد سویش مرا آن نور کافه می نشینم باز تنها گوشه ناجور کافه باز کافه...باز تنها مرد احساس با مرور خاطراتت ذهن من شعری ببافه #مرد_احساس

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:58

عکس

دوست داشتنت 

از گيسوانم روان است
عاشقانه هايم از
گلهاي دامنم
براي تو
دختر آبشار ميشوم

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:51

عکس

باورت بشود یا نه 

روزی می رسد که دلت
برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد
برای نگاه کردنم، خندیدنم
و حتی اذیت کردنم!
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی
روزی خواهد رسید
که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود
می دانم روزی که نباشم
هیچکس تکرار من نخواهد شد.

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:47

عکس

من كاملا تهي هستم.

مي دانيد كاملا تهي بودن يعني چه؟

تهي بودن مثل خانه ايست كه كسي در ان زندگي نكند.

خانه اي بدون قفل بدون اينكه كسي در ان زندگي كند.

هركسي ميتواند وارد شود هر وقت دلش بخواهد.

اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا ميترساند.

غمگین

نوشته شده در 4 / 6 / 1395 ساعت 11:37

عکس

هر زمان از عشق پرسیدند
گفتم آه .... عشق ...

خاطرات بی‌شماری پشت این افسوس بود ...

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 19:47

عکس

خرابی که با رفتنت

 

به دلم وارد شد...

 

از بمباران اتمی هیروشیما

 

بدتر بوده است..!!

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 19:45

عکس

کاش آدم میتونست از یه جایی به دلش حالی کنه ...

نمیشه دیگه ....

کاش میشد بلند بشی و روپاهات بایستی و بخندی ...

موهاتو جمع کنی پشت گوشات و به خودت بگی ...

امروز میخوام همه چی رو از اول اولش شروع کنم ... شروع کنم زندگیمو قبل از روزی که عاشق شدم ... دیگه عاشق نشم ... کاش دلم سنگ بشه ...

کاش یادم بره همه چی ...

کاش آلزایمر میگرفتم ....

کاش عاشق نمیشدم .... کاش میشد که بمیرم ...

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 0:31

عکس

 من دلم برای آن شب قشنگ

من دلم برای جاده‌ای که عاشقانه بود

آن سیاهی و سکوت چشمک ستاره‌های دور

من دلم برای او گرفته است..

غمگین

نوشته شده در 31 / 5 / 1395 ساعت 15:17

عکس

باید با هم حرف بزنیم

 

اینجا بین مردم نمی شود ؛

 

می فهمند

 

دارم با خودم حرف می زنم ....

غمگین

نوشته شده در 31 / 5 / 1395 ساعت 2:18

عکس

@kingway59

حـآلم بـدِه مِـثِ کسـےِ کہ

 

ِ دَرد کـشید اَمـآ دَم نَـزد

 

مِـث کَـسے کِ تـو ایـن

 

زِنـدگـے مُـرد و حَـرف نـزَدِ

غمگین

نوشته شده در 30 / 5 / 1395 ساعت 19:25

عکس

من میوه ی افتاده ی از شاخه ی عشقم

محکوم به پاییز و خزانم به چه قیمت؟

روزی همه جا صحبتِ من بود، ولی حیف

بردی همه ی نام و نشانم به چه قیمت؟