شعر

شعر

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

شکسته ام

نوشته شده در 27 / 12 / 1395 ساعت 6:04

عکس

تنها دل تو نیست كه چون ما شكسته است
این كاسه كوزه بر سر دنیا شكسته است

از من یكی مپرس كجای دلم شكست
یك جا دو جا كه نیست ز صد جا شكسته است

از بس كه ذره ذره دلم را شكسته اند
حسرت برم به آن كه به یك جا شكسته است

هر گز كسی، به بی كسی ما نمی رسد
ما را كسی كه داده تسلا شكسته است

دیگر چگونه با دل خود, درد دل كنم
ظالم تمام آیینه ها را شكسته است

غم ها چه بی دریغ فراموش می شوند
گویی تمام دست و قلم ها شكسته است

با این همه شكست, جسورانه مانده ایم
پل گریز پشت سر ما شكسته است

ما یوسفیم عشق به ما فخر می كند
ز اعراض ما غرور زلیخا شكسته است

"ای دل" برادران ز غم هم چه غافلند
یعقوب پیر عشق چه تنها شكسته است...

آرزویم فقط این است ...

نوشته شده در 5 / 12 / 1395 ساعت 7:34

عکس

آرزویم فقط این است

زمان برگردد
تیرهایےکه رهاشدبه
کمان برگردد
سالهامنتظرسوت قطارم
که کسی
باسلام وگل سرخ و
چمدان برگردد
من نوشتم که تورادوست
ندارم اےکاش
نامه ام گم بشودنامه رسان برگردد

.........

نوشته شده در 18 / 11 / 1395 ساعت 8:49

سلام . يه شاعرى براى اينكه حال حاكم زمان خودش رو
بگيره شعر دو پهلوى زير رو براش ميفرسته و در واقـعاون رو به سخره ميگره . بخونيد و لذت ببريد :

خواهم اندر تو كنم اى بت پاكيزه خصال
نظر از منظر خوبى شب و روز و مه و سال
ياد دارى كه تو را شب همه شب ميكردم
صد دعا از دل مجروح و پريشان احوال
وه كه در پشت تو افتادن و جنبش چه خوش است
كاكل مُشك فشان در اثر بادِ شمال
مادرت كانِ كرم بود بداد از پس و پيش
به فقيران كفِ نانى ، به يتيمان زر و مال .....!!!!!

شاعرش اسدى طوسيه واقعاً دستمَريزاد داره شعرش

.........

نوشته شده در 18 / 11 / 1395 ساعت 8:49

سلام . يه شاعرى براى اينكه حال حاكم زمان خودش رو
بگيره شعر دو پهلوى زير رو براش ميفرسته و در واقـعاون رو به سخره ميگره . بخونيد و لذت ببريد :

خواهم اندر تو كنم اى بت پاكيزه خصال
نظر از منظر خوبى شب و روز و مه و سال
ياد دارى كه تو را شب همه شب ميكردم
صد دعا از دل مجروح و پريشان احوال
وه كه در پشت تو افتادن و جنبش چه خوش است
كاكل مُشك فشان در اثر بادِ شمال
مادرت كانِ كرم بود بداد از پس و پيش
به فقيران كفِ نانى ، به يتيمان زر و مال .....!!!!!

شاعرش اسدى طوسيه واقعاً دستمَريزاد داره شعرش

آلیس

نوشته شده در 14 / 9 / 1395 ساعت 21:41

عکس

سرزمین عجایب اینجا باغیه از گلای آدمخوار

مردمش تخمه میشکنن وقت رقص محکوم روی چوبه ی دار

سگارو به گلوله میبندن گرگایی که نشسته میشاشن

مردهاش مثل کوه ایستادن روی زن ها اسید میپاشن

مردمی که با آروزهاشون غرق میشن تو قیمه ی نذری

مثل یه مزرعه که گندم رو خواب میبینه توی بی بذری

دیگه فرقی نداره واسه کسی مزه ی قرص نون با قرص برنج

هنوزم میشه خواب راحت داشت توی عمقِ یه گور راحت و دنج

زندگی اینجا سخته " آلیسم " تو صف خود فروش ها بودن

بین حلقه به گوش ها بودن گربه تو شهر موش ها بودن

برای تو که در بندی ...

نوشته شده در 12 / 9 / 1395 ساعت 0:03

عکس

برای تو که در بندی

همینکه نفس میکشی و میخندی . همینکه اشک شوم به یاد تو همبندی

برای روزهای شبت که شکل یلدا بود . به تلخی حبسی که از گونه هات پیدا بود

برای روزهای سگی مشتهای روبه دیوارت . برای زخم خشک دست سوخته از سیگارت

به لب گزیدنت از درد پشت شیشه وقتی که . نگاه زنت ، پسرت ، خم نمیشوم به شرطی که ...

رها شوی از شرم فحش های ناموسی . و بهت همسرت از ترس توی کابوسی

که شب به مغز تو رعشه جفت میگیرد . هنوز زنده ای و زندگیت ساده میمیرد

وباز پرسه تو حیاط و بحث های تکراری . به این نفس کشیدن سنگین و تلخ و اجباری

که جیره ی صبحت طناب دارَت بود . گناه تو این بود که چیز بارَت بود

به این ته بن بست و نعره های مغرورت . به اینکه دوباره شروع میکنیم های مشهورت

به اشک لای شیارهای صورت مادر . به چکه چکه آب شدن های جسم پدر

جهان برای تو یک سلول انفرادی بود . وسهم تو سیلی و فحش و چشم های کبود

که در میان دهان بازجوی همیشگیت شلاق است . تو زخم داری و چرک کرده این حادثه داغ است

تویی و دلواپسی و زجر توبه کردن ها . و حبس سینه درطاق مستراح و چیز خوردن ها

به خلط تو با خون زجه با کمربندی . که حفر میکند پشت سرخ تو را و میخندی

به سوگ تو نوشابه ها همه عزادارند . اگر چه به اجبار سر به ماتَحت تو دارند

فدای غربت تو ، بغض کن نخند لامصب . من از غرور تو در اعتصاب غذات میترسم

به روسری به سر از مرد زن شدن هایت . تو پشت میز محاکمه ای من چرا می لرزم؟

شعار بود شعار ما همه ندا و سهرابیم . حدیث باسن و نان بود ، ما همه خوابیم

حدیث تو جک شد در حد یک عجب ای وای . تو پیش به سوی مرگ و ما به عقب ای وای

تویی و زخم بزرگی که داغ میشود هر روز . و ما که جشن میشویم رقص در نوروز

تویی که داد میشوی از درد برای بیداری . منی که چُرت شده از نعشه های بی عاری

منی که به سیزده های در نشده ات رقصیدم . منی که از هالووین به زندگی تو در بند ترسیدم

از این همه حرف ها و چهره های پوشالی . به نفرت از قلب ها و مغزهای تو خالی

 

به غرق شدن این جمع در زندگیِ گوسفندی . تو گریه گرفته چشم های کبودت ، میخندی ؟

به برادرم ...

نوشته شده در 27 / 8 / 1395 ساعت 12:46

عکس

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که وارث درده

یه برادر که مثل من عمری زیر ساطور زندگی کرده

توسری خورده سر سری نشده خونده از یه جهان بی برده

یه برادر که با صداش شاید ورق روزگار برگرده

من همه راهو اشتباه رفتم کی میگه رویا دنیا میسازه

هر درختی یه روز تبر میشه هر زن آبستن یه سربازه

تیغ توقیف رو رگ واژست مهر ممنوع روی پروازه

راه رفتن همیشه بن بسته راه برگشت تا ابد بازه

پس باید رو به شعر برگردم بس همدیگرو نفهمیدن

بس تو چارچوب جون کندن بس توی مدار چرخیدن

همیشه چاه رو نشون دادم به صداهایی که نمیدیدن

اونا که با ترانه هام آخر روی پیست سقوط رقصیدن

حس سطل زباله رو دارم لب به لب از سرنگ و ته سیگار

حس یه یاکریم که فهمیده لونشو ساخته روی چوبه ی دار

من یه جک توی مجلس ترحیم من یه پروانه ام توی رگبار

من یه زندانی ام که عمرش رو مشت میکوبیده به تن دیوار

تلی از خوابهای مکروهم تلی از بغضهای تعزیری

خسته از بورس بشکن و باسن خوندن از سر شکم سیری

توی عصری که حتی با عکس خودتم توی آینه درگیری

چجوری میشه زندگی رو نوشت وقتی لحظه به لحظه میمیری

وقتی که گاندیای امروزی کفش کلوین کلاین میپوشن

وقتی که میمونا دارن نفت گربه ی آسیا رو میدوشن

وقتی که غولهای مبارز هم بی قرار بلیط گوگوشن

خوب دیگه عادیه که مترب ها خودشونو به پول بفروشن

حالا که استخونای شاملو زیر سنگ شکسته میپوسه

حالا که آخرین چریک داره چکمه ی دیکتاتور رو میبوسه

حالا که مرکز جهان امروز تختخواب یه نشمه ی روسه

دیگه فرقی نداره دنیامون توی دست کدوم دیوثه

تو شبیه برادرم هستی یه برادر که خوب میبینه

یه برادر که خوب میفهمه معنیه گوله رو توی سینه

ما کتک خورده ی یه کابوسیم توی عصری که رویا ننگینه

تو زمانی که وزن هستی مون مثل وزن سکوت سنگینه

شاعر ولگرد

نوشته شده در 3 / 8 / 1395 ساعت 12:25

عکس

ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ

ببوسم ات

ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ

ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﻮﯼ ﺷﻌﺮ ﺑﺪﻫﺪ !

ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺳﺮﺕ ﺩﺍﺩ ﺑﮑﺸﺪ :

ﺑﺎﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺷﺎﻋﺮ ﻭﻟﮕﺮﺩ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ…

یه آهنگ عاشقونه

نوشته شده در 28 / 7 / 1395 ساعت 2:17

عکس

عکس

 

آهنگ

http://up.bia1music.ir/download/1898809/Ailin%20-%20Yare%20Shirin.mp3

سلام عزیزای دلم

من آیلین هستم.تازه واردم

کارمو با یه آهنگ عاشقونه از خودم شروع میکنم.لطفا دانلود کنید و نظر بدید مرررسی

 

متن آهنگم

چه دلنواز اومدم اما با ناز اومدم
شکوفه ریز اومدم اما عزیز اومدم
آخه گفته بودی دیر نکن
عاشقو دلگیر نکن
گفته بودی زود بیا
لحظه موعود بیا
منم اون یار شیرین منم اون یار با ناز
واسه عاشق دلتنگ دلم خونه دلباز...

...

 

پاییزتون مبارک:)

نوشته شده در 1 / 7 / 1395 ساعت 9:49

عکس

تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد، موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

میلاد عرفان پور

باران احساس

نوشته شده در 20 / 6 / 1395 ساعت 7:07

عکس

باز باران بی ترانه مرد تها کنج خانه میزنم بیرون ز لانه در خیابانهای تاریک من به دنبال نشانیش می کشد سویش مرا آن نور کافه می نشینم باز تنها گوشه ناجور کافه باز کافه...باز تنها مرد احساس با مرور خاطراتت ذهن من شعری ببافه #مرد_احساس

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:58

عکس

دوست داشتنت 

از گيسوانم روان است
عاشقانه هايم از
گلهاي دامنم
براي تو
دختر آبشار ميشوم

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:51

عکس

باورت بشود یا نه 

روزی می رسد که دلت
برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد
برای نگاه کردنم، خندیدنم
و حتی اذیت کردنم!
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی
روزی خواهد رسید
که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود
می دانم روزی که نباشم
هیچکس تکرار من نخواهد شد.

غمگین

نوشته شده در 11 / 6 / 1395 ساعت 22:47

عکس

من كاملا تهي هستم.

مي دانيد كاملا تهي بودن يعني چه؟

تهي بودن مثل خانه ايست كه كسي در ان زندگي نكند.

خانه اي بدون قفل بدون اينكه كسي در ان زندگي كند.

هركسي ميتواند وارد شود هر وقت دلش بخواهد.

اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا ميترساند.

غمگین

نوشته شده در 4 / 6 / 1395 ساعت 11:37

عکس

هر زمان از عشق پرسیدند
گفتم آه .... عشق ...

خاطرات بی‌شماری پشت این افسوس بود ...

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 19:47

عکس

خرابی که با رفتنت

 

به دلم وارد شد...

 

از بمباران اتمی هیروشیما

 

بدتر بوده است..!!

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 19:45

عکس

کاش آدم میتونست از یه جایی به دلش حالی کنه ...

نمیشه دیگه ....

کاش میشد بلند بشی و روپاهات بایستی و بخندی ...

موهاتو جمع کنی پشت گوشات و به خودت بگی ...

امروز میخوام همه چی رو از اول اولش شروع کنم ... شروع کنم زندگیمو قبل از روزی که عاشق شدم ... دیگه عاشق نشم ... کاش دلم سنگ بشه ...

کاش یادم بره همه چی ...

کاش آلزایمر میگرفتم ....

کاش عاشق نمیشدم .... کاش میشد که بمیرم ...

غمگین

نوشته شده در 2 / 6 / 1395 ساعت 0:31

عکس

 من دلم برای آن شب قشنگ

من دلم برای جاده‌ای که عاشقانه بود

آن سیاهی و سکوت چشمک ستاره‌های دور

من دلم برای او گرفته است..

غمگین

نوشته شده در 31 / 5 / 1395 ساعت 15:17

عکس

باید با هم حرف بزنیم

 

اینجا بین مردم نمی شود ؛

 

می فهمند

 

دارم با خودم حرف می زنم ....

غمگین

نوشته شده در 31 / 5 / 1395 ساعت 2:18

عکس

@kingway59

حـآلم بـدِه مِـثِ کسـےِ کہ

 

ِ دَرد کـشید اَمـآ دَم نَـزد

 

مِـث کَـسے کِ تـو ایـن

 

زِنـدگـے مُـرد و حَـرف نـزَدِ