اس ام اس خداحافظی

اس ام اس خداحافظی

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

خستم کردی

نوشته شده در 6 / 1 / 1396 ساعت 13:06

عکس

خستم کردی اینقدر نیستی

لعنتی یا گورتو گم کن و کلا نباش

یا بیا مثل ادم کنارم بمون😐😑😤

صبوری کن

نوشته شده در 5 / 1 / 1396 ساعت 21:28

عکس

اگر حق با شماست،
به خشمگین شدن نیازی نیست...
و اگر حق با شما نیست،
هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید....
صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود، اعتماد به نفس است
و صبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده هراس می آورد.
به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا. زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی ماند، اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.

خداحافظی

نوشته شده در 8 / 12 / 1395 ساعت 14:46

عکس

سلام به همگی مخصوصا بهار خانوم و ملکبه سبا... واقعا خیلی با ارزشید برام کمکم کردید امیدوارم همه ی مشکلاتتون حل بشه این پست خداحاغظی از جوکلنده فقط محدثم خانومم اگه این سایتو پیدا کردی پست هامو بخون بخدا تا ابد عاشقت خواهم موند اولین و اخرین عشقم خواهی بود محدثم عاشقتم تا ابد اگه بدی ازم دیدید حلالم کنید انشالله موفق بشید تو زندگیتون خداحافظ همگی

خداحافظ!

نوشته شده در 6 / 12 / 1395 ساعت 14:33

عکس

حلال کنید...خدافظ همگی

......

نوشته شده در 12 / 10 / 1395 ساعت 21:13

عکس

زندگی رو خیلی دوست دارم...ولی وقتی اون کنارم باشه دوسش دارم

نیست...حالا که نیست همین نفس کشیدنم نمیخوام...

میرم دنیایی که توو آتیش جهنم بسوزم...تحمل دردای اون دنیا برام بهتر از نبودنشه...

آبجیام...داداشام..مراقب خودتون باشین،بهترینا رو براتون آرزو میکنم

عشقم...حرفای دلمو اون دنیا بهت میزنم..راستی سر خاک عشقت میای دیگه...نه؟

خداحافظ همگی

رفتن

نوشته شده در 15 / 9 / 1395 ساعت 15:42

عکس

روز بعد از رفتنش

دوستم به کنایه خندید و بهم گفت :

حالا میشه فراموشش کنی و اینقده اشک نریزی ؟!؟!؟!؟!

نمیدونست پشت این خنده هام ، چقدر اشک بوده !!!!

●●●

گفت تو عاشقم نیستی و رفت

میدونی چرا ؟

چونکه من آنچه در قلبم ازش داشتم با دست و زبانم بهش هدیه نمی دادم

فکر میکردم او آنها را در قلبم میبیند

حالا دیگه دیر شده بود

او رفت

و میدانستم برای همیشه میرود

آنشب وقتی رسیدم خانه ، خیلی خسته بودم

رفتم تو اطاقم و درش را بستم

آهنگ گذاشتم و روی تختم دراز کشیدم

و به آهنگ ها گوش میدادم وخاطراتم را با او در ذهنم‌ مرور میکردم

تا اینکه کم کم خوابم برد نیمه های شب بود که از خواب بیدار شدم و دیدم توی خواب داشتم گریه میکردم

آهنگ غمگینی پخش می شد ، گریه ام شدید شد

آنقدر شدید که دیگر نمی توانستم جلوی هق هقم را بگیرم

آنقدر شدید که با خود گفتم الان خانواده ام همشون بیدار میشن و نگران به اطاقم میان

پس دستم را محکم جلوی دهنم گرفتم

و به سمت زیر زمین دویدم

خیلی سخت بود که تو این فاصله کوتاه بتونم جلوی هق هقم را بگیرم

وقتی داخل زیر زمین شدم ، در را بستم

و دستم را از جلوی دهنم برداشتم

نمی دانستم این هق هق ها از کجا می آمدن

خیلی شدید بودن !!

آنقدر شدید که فکر میکردم الان تمام عالم دارن صدای گریه هام رو میشنون

نمیدانم چقدر طول کشید

فقط میدانم خیلی طولانی بود

میگن گریه تمام درد و غصه ها رو از بدن میریزه بیرون

 

بالاخره آروم شدم و به اطاقم برگشتم و از فرط درماندگی در همان پای تخت خوابم برد

روز بعد وقتی بیدار شدم

فکر کردم عجب خوابی دیدم دیشب

به زیر زمین رفتم

دیدم هیچی دست نخورده

روی وسیله ها همانطور که خاک نشسته بود ، دست نخورده بودن‌

اما نه !!!! مثل اینکه اینجا پشت کمد قطره های زیادی چکیده بود .

آره اینجا ساعتها اشک ریخته شده بود

محسن

نوشته شده در 7 / 9 / 1395 ساعت 21:29

عکس

سلام همه ما یه روزی بدنیا میآیم یه روزی هم میمیریم .

راستش من عاشقش شدم بدجور .وقتی دیدمش جا خوردم .

مگه میشه دختر باشه به این زیبای و خوشگلی .

مگه میشه این شکلی هم باشه .

مگه میشه مال من شه .

مگه میشه 

مگه مگه مگه 

اما مگه میشه من بتونم بدستش بیارم ؟؟

خیلی فکر کردم بهش .بهش به خودم به این دنیا و خیلی چیزها

تصمیمی گرفتم که به نفع عشقم بود اما اون درک نکرد .چون اونم عاشق من بود و میدونم هست تا آخر عمرم .

اما واقعیت آینه من انگشت کوچیکش  هم نمیشم .

من حتی لایق این نیستم کفش هاشو واکس بزنم چه برسه باهاش ازدواج کنم .

همش خیال بود و آرزو .

واقعا بی نظیر و تک بوده و هست 

امیدوارم همیشه خندان و خوشحال باشه و به هرچی لایقش  هست برسه .

من رفتم از کنارش .از این سایت .از این دنیا واسه همیشه .

امیدوارم هیچ کجا دنیا نبینمش  .چون دلم طاقت نمیاره. 

دوستت دارم گلم .

دوباره ول کردم همچی رو و بار بندیل  خودمو جمع کردم و دارم میرم از اینجا .

میرم واسه همیشه .جای که آدم هاش فارسی صحبت نکند .خسته شدم و بازنده .من باختم و خودم باعث بانیش  هستم. 

یا حق همگی 

یا حق  سلطان قلبم 

تنهایی یعنی.....

نوشته شده در 30 / 7 / 1395 ساعت 0:47

عکس

تنهایی یعنی ازعشقت کردن جدات          تنهایی یعنی دردودل هات،تووخدات

 

تنهایی یعنی اینکه عشقت نیس توخونه     تا که بدونه دل عاشق تو داغونه 

خداحافظی...

نوشته شده در 29 / 7 / 1395 ساعت 7:27

عکس

اشک

نوشته شده در 1 / 7 / 1395 ساعت 16:51

عکس

می شه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری می شه

رفت ..

نوشته شده در 21 / 6 / 1395 ساعت 13:25

عکس

تو مدرسه صرف فعل "رفت" رو بهمون یاد دادن

ولی کنار اومدن باهاش رو

هیچوقت یادمون ندادن

:)تسلیــــــم نمیشم!

نوشته شده در 10 / 6 / 1395 ساعت 12:15

عکس

بَرای رویـــــــآهـــــآیَم میــجَنگم....

بَرای رسیــــدن به هدفم و اون چیــــــزی که توی فکرَم بوده و هست...

 تو هم بــــآید برای رویــــاهات بجنگی...

تا جـایی که میتونی...

با هر چیزی که داری...

حتی با کمترین امکانات...

در سخت ترین شرایط...

چون...تو به دنیا نیومدی که معـــــــمولی باشی...

اگــــه دنیا رو متحول نکنی...

اون متحولت میکنه...

 پَس...حَقتو از این دنیـــــا بگیر :)

تو منو بیشتر از هرکسی بلد بودی...

نوشته شده در 25 / 5 / 1395 ساعت 15:17

عکس

من کلی از روزهای زندگیم کنار تو بود ،کلی از خنده هامو کلی از بغضامو تو دیدی ... تو بهتر از هرکسی منو یاد گرفته بودی مثلا میدونسی که خیلی سرمایی ام میدونسی همیشه فشارم پایینه و به خاطر من همیشه شکلات میذاشتی تو جیبت ... میدونسی از بوی سیگار بدم میاد میدونسی پیاده روی دوس دارم ... میدونسی دست خودم نیس بعضی موقع ها بهونه گیر و بد اخلاق میشم ... حتی میدونسی شبا بدون اینکه به تو شب بخیر بگم خوابم نمیبره ... تو فقط چندین ماه با من بودی اما قده چندین سال منو فتح کردی ... حتی وقتی منو نمیدیدی غم تو چشمامو یا شیطونی افکارمو میفهمیدی ... منو تو ...فوق العاده بودیم ... انقدر فوق العاده که امروز وقتی پشت میز کارت نشستی بودیو اومدم واسه مصاحبه حضوری استخدام ... به جای اینکه مثه من تعجب کنی از دیدار اتفاقیمون یه لبخند زدیو جا سیگاریتو برداشتی گذاشتی تو کشو ... تو منو بیشتر از هرکسی بلد بودی...

راستش من نمي خواستم عاشقش بشم !

نوشته شده در 25 / 5 / 1395 ساعت 15:14

عکس

راستش من نمي خواستم عاشقش بشم ! به خدا نمي خواستم! يعني بهت گفته بودم كه سخت عاشق ميشم و بايد سخت عاشق ميشدم. اما باور كن تحمل فاصله خيلي سخته ... خيلييي -تو شايد اينو نفهمي، تو درگير بودي ، كار داشتي ، تا من سراغي نمي گرفتم ، ازت خبري نمي شد ! -شبي كه گفتم تموم كنيم ناراحت شدي و شكه شدي ! اما حس مي كردم ادامه دادنمون بي فايدس. حس مي كردم يه رابطه ي منطقي بدون احساس و آرامش. -شايدم حس مي كردم همه چيز يه طرفس و فرش سمت من زيادي لوله و كج و كوله شده. -منطقي تر از هميشه قبول كردي شايد اون لحظه بود كه حس كردم انتخاب درستي كردم. -بعد تو قول دادم وارد رابطه ايي نشم. قول دادم با تنهاييم مثل قبل دوست بشم و بيخيال دوست داشتن شم. -اما باور كن دست من نبود !-يه روز صبح از خواب بيدار ميشي و هول هولكي از خونه مي زني بيرون يه نگاه به صورت رنگ و رو رفتت تو آيينه ي آسانسور مي اندازي و آيت الكرسيتو مي خوني ...-اما غروب كه بر مي گردي ديگه اون آدم صبح نيستي !! -نه كه بخوام بگم همه چيز به همين سادگيه ها نه ... اصلا ! -فقط مي خوام بگم ماها خيلي كمتر از چيزي كه فكرشو مي كنيم تو زندگيمون نقش داريم. من واقعا نمي خواستم عاشقش بشم. -بذار صادقانه بهت بگم ما دخترا نمي تونيم ساعت ها به صفحه ي آنلاين مرد مورد علاقمون خيره بشيم و چيزي نگيم،چيزي نشنويم ! ما دخترا نمي تونيم اون گوشه و كنارا وايسيم تا ساعت دوازده شب كه شد نوبتمون برسه . واقعا نميشه... آدم كم مياره ، خسته ميشه ! -ما دخترا عاشق مردايي ميشيم كه از ما عاشق ترن!!!اينطوري خيالمون جمع تره ماها خيلي وقتا اداي رفتن و در مياريم تا مطمئن بشيم بودنمون مهمه ! باور كن اول تو قطع كنا و آخرين پي ام و مسيج واسه تو بودن يه لوس بازي بيشتر نيست اما اگه من تو بيست سالگي با تو بچگي نكنم بهتره برم گوشه ي اتاقمو كتاباي فلسفمو ورق بزنم و بيخيال اين عشق و عاشقي بشم. اصلا مگه عشق و عاشقي تو جووني غير از اين بچه بازياس ! (گل خريدنا - قدم زدنا - هي فلاني ديوونتم ! دم خونتونم بيا پشت پنجره - خودم مي رسونمت) من اگه قرار باشه يه عاشق عاقل باشم! -ترجيح مي دم يه عاقل بي عشق باشم !! پس عشق توي بيست سالگي با عشق توي پنجاه سالگي چه فرقي مي كنه !!؟ اما باور كن من هنوزم سخت مي گيرم من نمي خواستم عاشقش بشم !اما بعضي وقتا چيزاي خيلي كوچيك يه عالمه عشق و علاقه رو مي چپونه تو قلبت جوري كه نفست از دوست داشتن بند بياد. براي دوست داشتن نيازي نبود آپولو هوا كني. فقط كافي بود باشي: به اندازه،به جا،به موقع ! خداروشكر كه حالا همه مي دونن من نمي خواستم عاشقش بشم #سايناسليمانى

من کاری ندارم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:27

عکس

من کاری ندارم که تو فهرست ِ دفترچه تلفن هرکس چندتا شماره و چندتا اسم وجود داره ،با گالری و تعداد عکسای ِ دونفره و چندنفره هم کار ندارم ...به تعداد لایک پست یا شکلک های قلب گوشی هیچکس کارندارم ،به دورهمی های ِ دست ِ جمعی و خاطره ساختن های ِ لحظه ای ام کار ندارم ...من فقط حرف ِحسابم اینه اون لحظه از زندگیت که دلت یهویی بی دلیل میگیره که هیچ چرایی و نمیتونی جواب بدی؟!

اصن یکیو وارد زندگیت کردی ...

که تا بهش بگی

_کجایی؟!

_اون بگه !؟

_بگو کجا بیام تا ببینمت؟!

بهت نگه چطور مگه ؟!یا بگه باز چیشده؟!یا بگه سلامت کو ؟!!

میخوام تو این لحظه فقط به این فکر کنی یه نفر باهر نسبتی ؟!

رفیق ،دوست ،عشق،همسر ،همراه هرچی ،،،یکیو داری که ...

همیشه همراهت بمونه ؟!!!!!

اگه داری دو دستی نگهش دار اگه نداری ؟!

یه نگاه به دورو برت بنداز هر آدمی تو این دنیا یه فرشته ی نجات داره ...

که منتظرِ اینه که کشف بشه؟!!

من تورا می خواستم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:24

عکس

من تورا می خواستم
نه برای عشق بازی های شبانه
نه برای قدم زدن
درخیابان های ولیعصر
نه برای شادی های دو نفره
من فقط میخواستم
باشی،
که دوستت داشته باشم...

حرمت

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:23

عکس

اگر حتى از زندگى يكديگر رفتنى شديد،

اندكى "حرمت" بين خودتان به يادگار بگذاريد...

همه اش را نبَريد!

شايد خاطره اى ،

عكسى،

آهنگى...

جا گذاشته باشيد و مجبور شويد برگرديد!

حرمت

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 16:23

عکس

اگر حتى از زندگى يكديگر رفتنى شديد،

اندكى "حرمت" بين خودتان به يادگار بگذاريد...

همه اش را نبَريد!

شايد خاطره اى ،

عكسى،

آهنگى...

جا گذاشته باشيد و مجبور شويد برگرديد!

گوشه قلبم

نوشته شده در 24 / 5 / 1395 ساعت 11:35

عکس

این اواخر همیشه وسط دعوا میون اون همه تشویشو شلوغی فقط یه جمله رو مدام میگفت صداتو بیار پایین . اون هی میگفت صداتو بیار پایین من هی صدام میرفت بالاتر . آخرسرم بحثمون باز میموند و به هیچ نتیجه ای نمیرسیدیم .. فقط صدای من تو گوش اون مدام میپیچید دیگه الان دعواهامون تموم شده نه اون میگه داد نزن نه من دیگه داد میزنم! چند روز پیش اتفاقی دیدمش یه کم باهم حرف زدیم بعدشم بهم گفت تو همیشه یه جای خاص تو قلبم داری اما یه رابطه ی پر تشویش که توش من نتونم تو رو آروم کنم به هیچ جا نمیرسه .. هم واسه تو بده هم گند میزنه به اون روزایی که فکر میکردیم بهترین روزای زندگیمونه .. اینکه آدم روزهای سخت نباشم منظورم این نیست .. منظورم اینه رفتم که تو قلبت ازم نرنجه .. رفتم که همینجوری دوستت داشته باشم حسم عوض نشه! میدونی یه جا خوندم آدما وقتایی داد میزنن سرِ هم که قلباشون از هم فاصله میگیره. این آخری ها چقد فاصله بینمون بود، چقدر دوری .. من ترجیح میدم نداشته باشمت تا اینکه باشی و قلبم ازت برنجه .. این نزدیکیو فاصله ها آدمو از پا میندازه . وگرنه تو همیشه جات اینجاس گوشه قلبم