اس ام اس زیبا

اس ام اس زیبا

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

  • ( 8 بازدید )
  • خخخ( 7 بازدید )

دوستانی که مایل به ارسال اس ام اس به سایت هستند ، ابتدا در سایت ثبت نام کنند ؛ سپس از پنل کاربری خود اقدام به ارسال مطلب کنند.
اس ام اس های شما با نام خودتان در سایت درج خواهد شد.

نوشته شده در 4 / 12 / 1395 ساعت 10:20

عکس

بهش میگفتن "عباس بندری"
اصلیت اش مال جنوب بود. بندریاش حرف نداشت. فلافلاشم معرکه بود.
مغازش یه چار راه بالاتر از محل کارم بود.
من و مژگان هر وقت میخواستیم چیزی بخوریم می رفتیم مغازه ی عباس بندری.
بار سوم یا چهارمی بود که اونورا پیدامون میشد.
مژگان نشست رو صندلی و منم رفتم واسه سفارش: 《 سلام عباس آقا، یه بندری لطف میکنی، خیارشورش کم باشه.》
برگشتم تو صورت مژگان نگاه کردم:《 تو چی میخوری؟》 خندید: 《 هر چی تو میخوری همونو》
خندیدم: 《 عباس آقا دو تاش کن لطفا》
بعد در یخچالو با انگشت نشون دادمو و گفتم:《 واسه من یه نوشابه سیاه 》
برگشتم سمت مژگان 《تو چی؟》 باز خندید《 منم همینطور》
اینبار نوبت عباس آقا بود 《سالاد چی؟ میخورید؟》 گفتم 《 من که نمیخورم عباس آقا 》برگشتم سمت مژگان ، دوباره خندید《 منم نمیخورم》
ایندفعه عباس آقاهم خندید. بهم یه اشاره ی کوچیک کرد. نزدیکش شدم . سرشو آورد دم گوشمو آروم، جوری که مژگان نفهمه؛ گفت《دوستش داری؟》
گفتم 《خیلی زیاد، چطور مگه؟》
گفت《 الان بهش بگو! مشتری که نیست، منم اون پشت خودمو میزنم به نشنیدن، این مژگان خانوم شما امروز خیلی رو کوکه، هرچی بهش بگی، اونم میگه منم همینطور》
حرفش تموم نشده بود که جفتمون زدیم زیر خنده.
سر میز موقع گاز زدن ساندویچ، آخر دلش تاب نیاورد؛ بهم گفت《 منکه نفهمیدم پشت سرم چی گفتید! ولی چشم بسته قبول. منم همینطور 》
یه تیکه سوسیس پرید تو گلوم. شروع کردم به سرفه. عباس آقا تا صدای سرفه مو شنید از اون پشت داد زد《مبارکه مبارکه. 》
بعد سه تایی خندیدم ...
تمام شهر "هم همینطور".

عشق

نوشته شده در 3 / 12 / 1395 ساعت 12:25

عکس


چـشم
از قـــلب شکایت کرد
گفت ،
تو عاشـــــق میـــــشوی و
من اشک میریــزم
قــلب گفـــــت ،
تو نـگاه میکنی و من
درد میـکــشـــم...!

..............

نوشته شده در 3 / 12 / 1395 ساعت 5:00

وقتى ** مهم ** نيستى ......

نيستى ديگه ......

بيخود ** زور ** نزن .....!!

آرامش

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 13:41

عکس

دختر کوچولویی با مداد شمعی؛

نصف مبل کرم رنگ نشیمن رو سیاه کرده بود. وقتی متوجه شدم صداش کردم و با تظاهر به ناراحتی گفتم که :

عزیزم من اینجا چیزهای ناراحت کننده ای می بینم. به نظرت باید چکار کنم؟

خونسرد سری تکون داد و گفت:

خب پاکش کن!
اگه پاک نمیشه چشماتو ببند!

به همین سادگی! تمام فلسفه ی آرامش در همین جمله ی کوتاه..!

«پاکش کن،اگه پاک نمیشه چشماتو ببند»

.....

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 13:06

جان غمگین تن سوزان دل شیدا دارم

آنچه شایسته عشق است مهیا دارم

سوزدل خون جگر آتش غم درد فراق

چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم

.....

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 13:04

من عاشق بی چون و چرای توام اما

صد حیف که دنبال چرايى وچگونـه

.....

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 13:01

شده تقدیرِ ڪسی باشی و قسمت نشود ؟

سال ها گیرِ ڪسی باشی و قسمت نشود ؟
پشتِ یک قلبِ به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ

شده زنجیرِ ڪسی باشی و قسمت نشود ؟

.....

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 12:58

ديــــر آمده اى رفيق ، ديــــر آمده اى

تنهايى من سرش شلوغ است امشب

.....

نوشته شده در 1 / 12 / 1395 ساعت 12:56

گر تن بدهی ، دل ندهی ، کار خراب است

چون خوردن نوشابه که در جام شراب است

گر دل بدهی ، تن ندهی باز خراب است

این بار نه جام است و نه نوشابه سراب است

اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند

چون دغدغه مردم این شهر حجاب است

تن را بدهی ، دل ندهی فرق ندارد

یک آیه بخوانند ، گناه تو ثواب است

ای کاش که دلقک شده بودم نه که شاعر

در کشور من ارزش انسان به نقاب است

از فروغ فرخزاد روحش شاد

.....

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 20:15

تـــا مال یکی دیگه مى شی ، بقیه یادشون میفته

كه چقدر دوستت دارن .....!!

وقتی ارزش قائل مى شی بـــــرای کسی کـــــــه
لياقتشو نداره ، ضربه ای مـى خوری که لیاقتشو

ندارى .....!!

و تو در نهایت در چشمان کسی اسیر مى شوی

که تو را درک ، نه ، ترک خواهد کرد .....!!

مادر

نوشته شده در 30 / 11 / 1395 ساعت 7:55

عکس

مادر یعنی تمام دلواپسی

مادر یعنی هر

صبح که بیرون میری

پشت سرت دعا بخونه

مادر یعنی گفتن

خودتو خوب بپوشون

غذا خوردی گرسنه نمونی

مادریعنی

لطف خداوندمهربان

مادر

نوشته شده در 25 / 11 / 1395 ساعت 11:10

عکس

‏وقتى مادرت كنارت باشه،
‏هرروز، روز عشق است...

بزرگ و عمیق

نوشته شده در 25 / 11 / 1395 ساعت 10:28

عکس

یه سنگ انداختم تو دریا....

جالب بود دریا اصلأ به روی خودش نیاورد که سنگی به سمتش پرتاب شده!!

یاد خودم افتادم که چه زود با یه حرف یا رفتار کوچیک ناراحت میشم!

از اون روز یادم موند...

که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق، بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق میکنه، نه اینکه خودش غرق مشكلات بشه!

عشق ......

نوشته شده در 21 / 11 / 1395 ساعت 10:28

عشق یک سینه ى خروار صفت مى خواهد
بچه بازیست مگر ؟ عشق جــگر مى خواهد

من كه جيگرشو ندارم ..... والااااه بوخدا به جون امواتم

........

نوشته شده در 21 / 11 / 1395 ساعت 4:28

تــــو هـــــم ** دردى ** .......!!

و مــــن در ايــــن ** تــــوهــــم ** كـــــه

تـــــــــو ** هـــــــــمدردى ** .................!!!!!!!!

.......

نوشته شده در 21 / 11 / 1395 ساعت 4:23

يادمان باش ........ در جستجوى ** راه ** باشيم نه ** همراه ** ......!!

سلام .........

نوشته شده در 21 / 11 / 1395 ساعت 3:41

سلام از دلى تنها

دلى آكنــده از غم ها

گهى بى بار ، گهى بى يار

گهـــى از زنــــدگى بـــــــيزار

گهى گريان ، گهى خندان

گهــــى رنجــــيده از يـــــــاران

سلام اى ** بهـــــــتر از بـــــــاران **

خياط .........

نوشته شده در 21 / 11 / 1395 ساعت 3:21

مى دوزم ........ شادى را به غم ، زياد را به كم درخت را به ريشه ، گاهى را به هميشه ستاره را به آسمان ، زمين را به كهكشكان كهنه را به نو ، ** خودم را به تو **

........

نوشته شده در 19 / 11 / 1395 ساعت 13:34

اسپندی که مادر دود مى كنه

سه هیچ از صدقه جلوئه .......!!

آخ كه ديگه نيستى مادر

........

نوشته شده در 19 / 11 / 1395 ساعت 13:17

این مسلک آدمى ست ......
دلش را تقدیم به غریبه ها می كند ......!!
دردش را تحمیل به آشنایان .....!!

از : شهرام شریف پیران
قانون های نانوشته