اس ام اس,اس ام اس عاشقانه,اس ام اس خنده دار,اس ام اس تولد ,دلتنگی,جدید

خرید شارژ

محبوب های دیروز

پر بیننده های امروز

عشق واقعى .....!!

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۸:۳۱

عشق واقعی پیدا نمى شه
ساخته مى شه .....!!

دوستت دارم ......!!

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۸:۲۵

دوست داشتم معلم املای تو بودم و ** دوستت دارم ** را
امــلا بگویم و هــی بپرسم تا کجا گفتم .....؟؟ و تـــو بـگویی

** دوستت دارم ** .....!!

از كجا پيداشون شد يهو .....؟؟!!!!

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۸:۱۴

میگما زمان ما یه طالبی بود و یه خربزه !! این ملون و

سمسوری و گـــرمـــگ و زردنبو و گردآبادی و شَمام و

این چیزا از کجا پیداشون شد یهو .........؟؟؟؟!!!!!!

شهره عاشقان

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۸:۰۹

‏گفت : چرا نهان کنی ، عشق مرا چو عاشقی

من ز برای این سخن ، شــهره عاشقان شدم

خخخخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۲۲

‏نامزدم یه خال داشت گوشه لبش ، یه شب بهش مسیج دادم :

من عاشق خالتم ........!!!!!!!


جواب داد :

 

اوكى ، پس برو با همون خاله ام که 60 سالشه  بااای .......!!!!!!

خخخخخخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۱۸

* روزه * هم نشديم يكى ما و بگيره .......!!!!!!!

بدشانسى از اين بيشتر .............!!!!!!!!!!!!!!!

خواهر من برادر نكن خو ، يكى بردار بزا ب مام برسه ..........

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۷:۱۱

عکس

این کـه بعضی از ما سینگلیم ربطی به بی عرضگی مون نداره
بعضیا رعایت نمیکنن چند تا چند تا برميدارن به همه نمى رسه

خو نکن خواهر من ، نكن برادر من ، يه دونه بردار بزار يكيم به

ما برسه والااااااا .....!!
به ما هم برسه

خلاصه امتحانات .....

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۶:۰۱

امتحانات اینجوریه که ..............

مثل خر درس می خونی

 

مثل گاو غذا می خوری 

 

مثل جغد تا صبح بیداری

 

بعد سر جلسه اندازه گوسفند هم حالیت نیست

 

آخرشم مثل بز میای بیرون

 

این بود خلاصه امتحانات .....!!

..........

نوشته شده در دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۵:۴۶

نمى تونى يــه مرد رو مجبور كنى باهات درست رفتار كنه

اما ميتونى كارى كنى كه آرزو كنه اى کاش باهات درست

رفتار كرده بود .....!!

چگونه زیستن

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۷

عکس

عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟


اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟

جغد خطاب به آنان گفت:

عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن.

آرزوها

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۲

آپلود عکس

نرسيدن به آرزوها دردناك است، ولي رسيدن به آرزوها هم مي تواند به همان اندازه دردناك باشد؛ زيرا همه چيز گذرا است.

بيل_هريس

حکایت

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۳۶

آپلود عکس

حکیمی را ناسزا گفتند
و او هیچ جوابی نداد.
گفتند ای حکیم،
از چه روی جوابی ندادی؟
گفت: از آن روی که
در جنگی داخل نمی‏شوم
که برنده آن بدتر
از بازنده آن است

💕

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۹

آپلود عکس

من سوالی ز مراجع و فقیهان زمانَم دارم،
آنکه در قلب من است، فطریه اش هم با من است!؟

رقص

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۴

آپلود عکس

پیش ﺍﺯ یورش اعراب
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺑﺎﺩ ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..

ﺩﻓﻊ ﺑﻼ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮑﻨﯿﻢ
جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ..

ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ..
ﻣﺎﻩ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪیم..

ﺧﻼﺻﻪ ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ..
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ ﻭ ﺁﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ..
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ..

ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ!

ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﺑﻪ
ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ.

بخند

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۷

عکس

ب زندگی بخند...

بخند...

بخند...

بخند...

بسه دیگه!!!!

نیشتو ببند...

قبول کنید

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۴

عکس

بعضی وقتا وقتی یکی بهتون میگه:

ببخشید اشتباه کردم 

بهتره قبول کنین چون:

خوب کردم اشتباه کردم

اپشن بعدیه ک بهتون ارائه میده

زرششششکککککک

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۱

عکس

من

پول و خونه و ماشین نمیخام

من تورو میخام عشق من

 

 

 

جمله ای ک پسرا ارزوی شنیدنشو دارن

ولی کور خوندن...زررررررررشششششکککککک

در نیوفتین اقا مگه مجبورین

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۷

عکس

شوهر ب زنش میگه:

من خیلی بهت لطف کردم ک بدون اینکه قیافتو ببینم باهات ازدواج کردم

زن میگه:

ببین من چقدر لطف کردم ک قیافتو دیدمو و باهات ازدواج کردم

.

.

.

.

خب برادر من...

نکن این کارو

با زبون این خانوما نمیشه در افتاد...

تو مرا بین که منم مفتاح راهف

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۵

عکس

دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . .
در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت. او با ناراحتی گفت :

من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز؟
آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود؟

و نشست تا گندمها را از زمین جمع کند که در کمال ناباوری دید ، دانه های گندم بر روی ظرفی از طلا ریخته است!


تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

عید فطر

نوشته شده در يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۲۰

سلام دوستان شب بخیر خوبی شما عید فطر بهتون تبریک میگم